با توجه به همین دوگانگی وجودی انسان (یعنی «طبیعت و فطرت»، «سقوط و صعود») در نگرش اسلام است، که خداوند هم «آزادی تکوینی» به بشر اعطا فرموده و هم بر «آزادی تشریعی» او صحّه گذاشته است. تا در پرتو آن، آدمی بر ترمیم کاستیها و ایجاد مصونیت از آسیبهای ناشی از کژیهای ضلع طبیعت خود توانا گردد. و با شناخت و پرداخت آزادانه به ضلع فطرت خویش، مرتبه خلافت الهی و کارگزاری خداوند را به دست آورد.
به عبارت دیگر، اسلام انسان را واجد قابلیتها و صلاحیتهایی میداند که سبب شایستگی و بایستگی بهرهمندی او از موهبت «آزادی» است. از همین رو، قرآن هدف نهایی بعثت پیامبر گرامی را تحقق آزادی تکوینی و تشریعی تلقّی کرده است: ﴿وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ اْلأَغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیهِمْ﴾؛ «و از آنان قید و بندهایی را که بر ایشان بوده است، برمیدارد». [1]
گویا با نبود آزادی، دعوت به دین و دینداری، لغو و عبث است.
[1] . سوره اعراف، آیه 157 .