از بامداد تاریخ انسان تا جهان معاصر در جامعهها و تمدنهای بشری، پیشتازان بسیاری ظهور کرده و هر یک بر اساس بینش خویش درباره خدا، جهان، انسان، و هدفهای زندگی او به تناسب گرایشهای خویش، نقشهای گوناگونی در ابعاد مختلف زندگی ایفاء نموده و گاه در قلمرو کوچک و یا بزرگی، مسیر تاریخ و روند جامعه را دگرگون ساخته و تمدنها را به راه دلخواه خود سوق دادهاند، و پارهای از آنان نیز روزگاری درخشیده و عصر و نسلی پاییده و برای مردمی نمونه و سمبل حرکت گردیده و حس قهرمان جویی آنان را پاسخ گفتهاند.
اما اگر نیک بنگریم، همه آنان سرانجام پس از پشت سر نهادن مراحل گوناگون پیروزی، رشد، پیشرفت، پذیرفتگی اجتماعی و جهانی، به تدریج رو به ضعف و فرسودگی نهاده و پس از پیمایش فراز و نشیبهای بسیار، سرانجام به پایان خط و غروب و افول اقتدار و شکوه اجتماعی خویش رسیده و خواه و ناخواه، نه تنها از موقعیت خویش کنار رفته، که از متن زندگی جامعهها و تمدنها و مردم نیز به حاشیهای رانده شده و جای خویشتن را به چهرهها و شخصیتهای جدید سپرده و خود به تدریج به موزهها و بایگانی تاریخ پیوستهاند؛
اما در این میان باید اندیشید که این چه راز و رمزی است که سیره و سبک و روش زیبا و دلنشین و راه گشای زندگی حضرت صدیقه طاهره3، نه تنها از این آفت جهانشمول مصون مانده و گردش روزگار نتوانسته است آن وجود گرانمایه را از نورافشانی باز دارد، که با گذشت زمان و رشد فکری و علمی و اجتماعی و دینی و توسعه جامعهها و تمدنها، یاد و نام او را در میان نسل مترقی و مردم آگاه و درست اندیش زندهتر، شادابتر، جلوه نموده است و همچنان راه جاودانگی را میپیماید .
راستی راز این زندگی، پایندگی، طراوت، نشاط، درخشندگی و جاذبه ریحانه سرفراز پیامبر در تاریخ پرفراز و نشیب انسان چیست؟
چرا تا کنون هیچ چهرهای نتوانسته است چهره نورافشان او را تحت الشعاع سازد؟
چرا هیچ پیشوا و پیشتازی نتوانسته است در اوج گرفتن بر بلندای سکوی والاییها از او پیشی گیرد؟
چرا کسی نتوانسته است همپای او در روند تاریخ قافله سالار دلهای آگاه و ترقی خواه و شرافت دوست گردد؟
چرا داستان ریحانه پیامبر هماره شورانگیزترین داستانها،
خاطرهاش دل انگیزترین خاطرهها،
وصف زندگیاش دلنشینترین وصفها و زندگیها،
راه و رسم مترقیاش انسانیترین و ظریفترین و مقدسترین و قهرمانانهترین راه و رسم،
و برنامه زندگی او پرجاذبهترین برنامههاست ؟