هر شی نورانی، صیقلی و جلا داده شده را میگویند. شیخ طوسی و شیخ صدوق میفرمایند: «پس از آنکه حضرت نرجس خاتون به ولی عصر حامله شد او را صقیل نام نهادند چون باردار به نگین ولایت شد». [1] صیقل به مفهوم پدیده نورانی وپر جلوه و نرم است.[2] در روایتی نیز که از امام صادق نقل شده است حضرت چنین تعبیر میکند: گفته میشود به مادر او صقیل.[3]
نکتۀ قابل توجه اینکه در اصل حدیث واژۀ «صقیل» بوده است ولی در «نجمالثاقب» به صیقل تبدیل شده است[4] در کتب لغت واژۀ صقیل به معنای براق و جلادار آمده است و واژۀ صیقل به معنای تیزکننده شمشیر[5] . با توجه به متن روایت که علت نام صیقل را بارداری نرجس به فرزند عزیزش میداند، واژۀ «صقیل» بیش از «صیقل» برای نام ایشا ن مناسبت دارد.
اگرچه میتوان ارتباطی بین این دو نام ایجاد کرد، و گفت که چون برای جلادادن، از اشیاء الماس گونه استفاده میکنند، لذا این دو با هم تفاوت چندانی ندارند . ولی قول اول بهتر است.
در لغت «صقلیه» را نام جزیرهای در جنوب غربی ایتالیا میدانند[6] و شاید نام صیقل یا صقیل به علت انتساب نرجس به حوالی این مکان جغرافیایی باشد. در مجمعالبحرین نیز نام مکانی ذکر شده که تا حدودی شباهت به این نام دارد.[7]
گر بنا باشد نور فاطمه زهرا در پیشانی حضرت خدیجه هویدا باشد، نور یوسف زهرا چرا در پیشانی حضرت نرجس خاتون ساطع نباشد؟ در حالی که او نور یزدان و مهر فروزان است و به هنگام تولد نوری از او ساطع شده که همه اطراف و اکناف جهان را تا آفاق آسمان روشن نموده است!![8]
[1] . غیبت طوسی: ص 241، کمال الدین، ج 2، ص 432.
[2] . کمالالدین، ج2 ص 423ـ432* محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبهٔ، ص 241).
[3] . بحار، ج51، ص24.
[4] . میرمحمد صادق خاتونآبادی، کشفالحق، ص 34.
[5] . احمد سیاح، فرهنگ جامع نوین، ج1و2، ص 814.
[6] . احمد سیاح، فرهنگ جامع نوین، ج 1و2، ص 814.
[7] . طریحی، مجمعالبحرین، ص622.
[8] . کمال الدین، ج 2، ص 431.