borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
شرافت خاک مقدس کربلا

یکی از مکان‌های شریف، مرقد مطهر سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین7 است که خداوند آن را مبارک قرار داده است علاوه بر حرمت و شرافت خاک قبر شریف امام حسین، خاک اطراف قبر امام نیز دارای حرمت است که احترام آن از حیث نزدیکی و دور بودن با قبر شریف تفاوت می‌کند. همچنین خداوند در روز دحوالارض کربلا را برای مدفن امام برگزید و برای آن خصوصیاتی قایل شد.

از امام باقر به سندهای معتبر روایت شده است که؛ خداوند این سرزمین را قبل از خلق کعبه آفرید و آن را تقدیس کرد و مبارک شمرد.

همچنین از آن حضرت به سندهای متعدد نقل شده است که؛ این سرزمین قبل از خلق موجودات، مقدس و مبارک بوده و همچنان می‌باشد. حتی خداوند آن را برترین سرزمین در بهشت و بهترین منزل و مسکنی قرار داد که اولیایش را در آن ساکن می‌گرداند.

* خداوند تربت کربلا را از نوع تربت بهشت قرار داد.

* از امام سجاد نقل شده است که وقتی زلزله قیامت برپا شود، سرزمین کربلا با تربت نورانی و پاکش - همان طور که هست - در جایگاه رفیعی قرار می‌گیرد و در بالاترین و برترین باغ از باغ‌های بهشت قرار داده می‌شود و در میان ریاض جنت، آن طور می‌درخشد که ستاره زهره در میان ستارگان دیگر می‌درخشد، و نور آن دیدگان اهل بهشت را خیره می‌کند و ندا می‌دهد من سرزمین مقدس، طیب و مبارک خداوند هستم که (پیکر) سیدالشهداء7 و سرور جوانان اهل بهشت را در بر دارم.

* ذکر تسبیح و استغفار با دانه‌هایی که از تربت کربلا ساخته شده باشد، ثوابش هفتاد برابر است. گرداندن تسبیح از تربت کربلا، بدون ذکر نیز ثواب تسبیح را دارد.

* اگر از خاک کربلا تسبیح ساخته شود و هنگام صبح گفته شود: خدایا من صبح کردم و تو را حمد و ستایش می‌کنم و تو را شایسته و اهل ستایش می‌دانم، تا زمانی که تسبیح در دستم می‌چرخد تو خود آن را شمارش کن (و به حساب حمد و ستایش خودت قرار بده )، تا وقتی آن تسبیح را در دست دارد، برای او ثواب حمد و ذکر تسبیح می‌نویسند، و اگر آن ذکر را قبل از اینکه بخوابد، بگوید و تسبیح را زیر سر بگذارد - بر اساس روایت نقل شده از امام سجاد - همان ثواب را برای او مقرر می‌دارند.

* سجده بر خاک کربلا، حجاب‌های هفتگانه را پاره می‌کند. مفهوم این حدیث؛ یا شکافتن آسمان‌ها برای صعود است و یا منظور حجاب‌های هفتگانه گناهان است که مانع قبولی اعمال می‌شوند.

* خوردن هر نوع گلی حرام است و در روایت از امام صادق آمده است که مثل خوردن گوشت خوک است و اگر کسی خاک بخورد و بمیرد بر او نماز نگذارند؛ مگر خوردن خاک قبر امام حسین برای شفا یافتن. البته این کار نسبت به مکان برداشتن آن خاک، نگهداری، خوردن و نیت بر آن، شرایط و آدابی دارد که عمده‌ترین آن نیت است.

در حدیث است: شخصی به امام صادق7 عرض کرد؛ چگونه است که انسان از خاک قبر امام حسین7 بر می‌دارد و از آن بهره‌‌مند می‌شود، اما غیر از خاک قبر او را بر می‌دارد ولی از آن منتفع نمی‌شود؟ امام فرمودند: سوگند به خدایی که جز او نیست، هر کس از آن خاک بر دارد و اعتقاد داشته باشد که خداوند به واسطه آن به او نفع می‌رساند، قطعا چنین خواهد شد.

البته اثر این تربت اگر آن را نپوشانند، از بین می‌رود؛ چون جن و شیاطین آن را مسح می‌کنند و آن طور که در روایت آمده پوشاندن آن نیز راه‌هایی دارد.

* خاک کربلا را با خود داشتن، انسان را پناه می‌دهد و او را از امور ترس آور مصون می‌دارد، البته اگر به این نیت حمل شود.

* در روایت آمده است؛ گذاشتن خاک کربلا در کالایی که برای داد و ستد است، موجب برکت در آن می‌شود.

* در روایت آمده است که به کام فرزندان خود پس از ولادت، تربت قبر امام حسین برسانید که موجب امان است.

* اگر به همراه میت در قبر او مقداری از تربت حسین قرار دهند، در امان است.

نقل شده است؛ که زنی بدکاره بود و فرزندان خود را می‌کشت، وقتی مرد و دفن شد، زمین چندین بار جنازه او را بیرون افکند، به دستور یکی از امامان مقداری از تربت قبر حسین را با او دفن کردند، دیگر زمین جسد او را بیرون نینداخت.

* مستحب است حنوط را با تربت کربلای حسین مخلوط نمایند.

* دفن در خاک کربلا موجب ورود به بهشت - بدون حساب - است.

* حورالعین تربت قبر حسین را به عنوان هدیه برای متبرک شدن، از فرشتگانی که به زمین نازل می‌شوند، درخواست می‌کنند.

* تربت قبر حسین را هر ملکی برداشته و آن را به پیامبر اهداء نموده است.

* پیامبر و حسین نیز خودشان از آن برداشته‌اند.

* همان طور که در روایت آمده در این خاک قبل از دفن امام حسین، دویست پیامبر، دویست وصی و دویست سبط که همه از شهدا هستند، دفن شده‌اند.

* بوییدن تربت حسین موجب جاری شدن اشک است و این موضوع قبل از دفن آن حضرت نیز برای پیامبر اسلام و امام حسین7 اتفاق افتاد.

* تربت امام حسین، آنگاه که خون آن حضرت به زمین ریخته شد، به خون تبدیل گردید. این مسأله از روایت‌های فراوان از جمله؛ روایتی که نزد ام سلمه بوده و عامه و خاصه آن را نقل کرده‌اند، آشکار می‌شود.

پیامبر اسلام6 تربت آن حضرت را که جبرئیل در شب معراج برایش آورده بود، با دست شریف خود به ام سلمه داد و به او فرمود: این خاک را نگه دار و هر زمان به خون تبدیل شد، فرزندم کشته شده است.

ام سلمه می‌گوید: من آن را در شیشه قرار دادم و هر روز به آن نگاه می‌کردم و می‌گریستم تا روز عاشورا در ماه محرم هنگام صبح به آن نگاه کردم، خاک به همان حال خود بود، سپس بعدازظهر مراجعه کردم و ناگهان دیدم که به خون تبدیل شده است؛ آنگاه فریاد زدم. سلمی می‌گوید: من دیدم که آن شیشه مقابل اوست و خون از آن می‌جوشد.

* ورود به خاک کربلا موجب حزن و اندوه می‌شود، به ویژه وقتی به قبر شریف نزدیک شوی و ملاحظه کنی که قبر فرزندش علی اکبر7 در پائین پای مبارک ایشان قرار داد. در روایت آمده است؛ که هر کس به قبر فرزندش در پائین پای ایشان نگاه کند، مشمول رحمت حق واقع می‌شود.

* در روایت آمده است که هر فرشته‌ای که به خدمت پیامبر رسید، با او مقداری تربت کربلا بود و هر پیامبری که کربلا را زیارت کرده، از تربت آن برداشته و آن را بوئیده است و خاک کربلا مقام همه پیامبران تا روز قیامت است.

* خداوند در مقابل هتک حرمت امام توسط دشمن، برای ایشان احترام مخصوصی مقرر فرموده است؛ تا جایی که حتی آنانی که حرمت امام را شکسته و در صدد کوچک شمردن آن حضرت بر آمدند، خودشان امام را عزیز شمرده و احترام کرده‌اند، که من این معنا را در نزدیک به چهل قضیه ملاحظه کرده‌‌ام.

از سوی دیگر، اذلال و هتک حرمت یک موضوع است و کشته و مجروح شدن به دست دشمن، موضوع دیگری. و از آنجا که از جمله الطاف واجب بر خداوند این است که اولیایش را به نحوی ذلیل نگرداند که دل‌ها از آن‌ها روی گردان شوند، آن‌ها را در عین ضعف و تنگدستی ظاهری، آن‌چنان قرار داده است که غنا، صولت و هیبت و وقارشان دیدگان را پر می‌کند و بر قلب‌ها چیره می‌سازد.

خداوند در این زمینه برای امام مظلوم ما، ویژگی خاصی را قرار داد، که فقط به ذکر چند نمونه اکتفا می‌شود:

1. معاویه اولین کسی بود که علاقه‌‌مند به کشتن امام حسین بود، اما همین معاویه در وصیتش به یزید، او را به احترام به امام توصیه کرد. او گفت: من نسبت به تو از حسین بن علی نگرانم، اما اگر بر او پیروز شدی حقش را رعایت کن، زیرا او پاره جگر رسول خداست.

  1. 7 مبتلا شوم، به خدا پناه می‌برم.

3. پسر سعد - که لعنت خدا بر او باد - زمانی تصمیم به جنگ با امام گرفت، ایشان را احترام کرد و ابیاتی سرود؛ از جمله گفت:

ملک ری را رها می‌کنم در حالی که ری آرزوی من است؛ یا اینکه با کشتن حسین گناهکار می‌شوم. کشتن او موجب آتشی است که حجاب و مانعی برای آن وجود ندارد، اما ملک ری نور چشم من است.

4. شمر نیز وقتی دستور هجوم بر آن حضرت را صادر کرد، ایشان را احترام نمود او گفت: حسین حریف بزرگوار و کریمی است که کشته شدن به دست او عار نیست.

5. حامل رأس حسین نیز امام را احترام کرد. او گفت؛ رکاب مرا از طلا و نقره پر کن که من سید بزرگواری را کشته‌‌ام که پدر و مادر او بهترین خلق خدایند.

6. آنانی که هم اسب بر پیکر مطهر امام حسین دوانیدند، آن حضرت را احترام کردند و با سرودن اشعاری به ایشان تعظیم نمودند. حتی یزید - که لعنت خدا بر او باد - آنگاه که سر امام حسین در مقابلش بود، با مدح و ستایشی که از امام نمود، ایشان را احترام کرد.

علاوه بر اینها، همزمان با این موضوع که برخی در صدد برآمدند با زبان، هتک حرمت امام را نمایند، مسائلی رخ داد که نشان از احترام خاص امام دارد؛ از جمله: کسی در شب عاشورا به امام گفت: تو را بشارت باد بر آتش، که خداوند این گفته او را همزمان کرد با این مسأله که اسبش رم کرد و او پایش در رکاب گیر کرد و اسب او را به طرف خندق آتش برد و در آنجا افکند.

در همین مورد باز گفته شده که فردی در آن روز به امام حسین گفت: ‌ای حسین ! از طرف رسول خدا6 چه حرمتی به تو رسیده است؟ در همان ساعت برای قضای حاجت بیرون رفت و ماری او را نیش زد و او در میان آلودگی‌ها و کثافات خود در جا مرد.

همچنین شخصی به امام گفت: به آب نگاه کن اما تو حق نوشیدن از آن را نداری تا تشنه از دنیا بروی. در همین حال امام فرمود: خدایا! او را تشنه بمیران. آنگاه حالتی به او دست داد که فریاد العطش سر داد. مشک آبی به او دادند، او نوشید و باز فریاد تشنگی سر می‌داد تا از عطش مرد.

* طعام امام از احترام خاصی برخوردار است. خداوند، هر گاه امام میلشان کشید، از میوه‌های بهشتی به ایشان اهداء فرمودند که حدیث رطب و گلابی و سیب از آن جمله است. بلکه هر طعامی که از بهشت به جد، پدر، مادر و برادر ایشان اهدا گردید، عمدتا به استدعای ایشان یا به خاطر او بود.

* برای لباس امام نیز تشریفات مخصوصی وجود دارد. خداوند حسن و حسین را مختص به این گردانید که بارها از لباس‌های بهشتی به آن دو اهداء نماید، اما خداوند امام حسین را به لباس مخصوصی ملبس فرمودند.

ام سلمه می‌گوید: دیدم پیامبر لباسی بر حسین می‌پوشاند که مانند آن را در دنیا ندیده بودم، از ایشان در این باره سؤال کردم. فرمودند: این هدیه‌ای از جانب خداوند برای حسین است و من آن را بر او می‌پوشانم.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: