در باب زیبایی گفتیم آیا زیبایی همچنان که افراد کم اطلاع فکر میکنند امری است وابسته به غریزه جنسی حیوانات؟ و فقط نسبت به جنس مخالف احساس میشود؟ یا توسعه دارد، همه طبیعت را فرا میگیرد؛ از طبیعت بالاتر، معانی ذهنی را فرا میگیرد مثل آنچه که در فصاحت و بلاغت و شعر و غیره مثال زدیم: و از این هم بالاتر زیبایی معقول را فرا میگیرد. زیباییهایی که بالاتر از حد حس و حد خیال و غیره است. گفتیم البته بالاتر است. میبینید در دعا میخوانیم: اللّهم انّی اَسألک من جمالک بِاَجملهِ وَ کُلّ جَمالک جمَیل؛
پروردگارا ما از تو مسئلت میکنیم، از زیبایی و جمالت.
عین این مطلب در باب پرستش هست. آیا پرستش منحصر به انسان است و فقط انسان است که خدا را پرستش میکند؟ آن هم بعضی از انسانها؟ گفتیم نه، اولاً آن پرستش آگاهانه است که بعضی انسانها پرستش میکنند و بعضی نمیکنند؛ ناآگاهانه را همه پرستش میکنند، بلکه پرستش، حقیقتی است که در همه موجودات عالم وجود دارد و موجودی در عالم نیست که پرستنده حق نباشد.
این سخن قرآن است؛ که ذرهای از ذرات عالم نیست که پرستنده حق نباشد، همچنان که انسانی نیست ولو ناآگاه که پرستنده حق نباشد. تنها شما خدا را تسبیح نمیکنید و حمد و ثنا نمیگویید، همه اشیاء خدا را تسبیح میکنند و حمد و ثنا میگویند. در این زمینه آیاتی داریم:
﴿سَبَّحَ لِلّـَهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ ﴾ [1]
﴿سَبَّحَ لِلَّـهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ﴾ [2]
﴿يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْـحَکِيمُ ﴾ [3]
﴿يُسَبِّحُ لِلّـَهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ لَهُ الْـمُلْکُ وَ لَهُ الْـحَمْدُ﴾ [4]
﴿وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لٰکِنْ لاَ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ﴾
هیچ چیزی، و هیچ ذرهای در عالم نیست مگر اینکه تسبیحگو و ثناگوی پروردگار است. شما انسانها، تسبیح و عبادت و پرستش آنها را درک و فهم نمیکنید والّا هیچ موجودی در عالم نیست که پرستنده ذات حق نباشد. [5]
فارابی فیلسوف معروف اسلامی که در هزار و صد سال پیش میزیسته میگوید: آسمان که گردش میکند آن گردش؛ نماز، عبادت و پرستش آسمان است و زمین که تکان میخورد همینجور، باران که ریزش میکند آن ریزش، پرستش اوست، آب که جریان پیدا میکند آن جریان، پرستش و عبادت است.
به هر حال این خودش یک حقیقتی است و اهل باطن، اهل دل مدعی هستند که اگر انسان در مراتب کمالات معنوی پیش برود و به قول آنها اگر گوش دلش باز بشود، تسبیح و تمجید موجودات را درک میکند و میشنود.
جمله ذرات عالم در نهان |
|
با تو میگویند روزان و شبان |
ما سمیعیم و بصیر و با هشیم |
|
با شما نامحرمان ما خامشیم |
چون شما سوی جمادی میروید |
|
محرم جان جمادان کی شوید؟ |
این مسئله که شعور از مختصات انسان و حیوان نیست، در گیاهها هم هست و حتی منحصر به گیاهها هم نیست، در جمادات هم مرتبهای از شعور وجود دارد، جزء مسائلی است که در علم امروز مطرح است و طرفدارانی دارد که معتقدند هر ذرهای از ذرات عالم در حدّ خودش از درجهای از شعور بهرهمند است.
[1] . سوره حدید، آیه 1.
[2] . سوره حشر، آیه 1.
[3] . سوره حشر، 24.
[4] . سوره تغابن، آیه 1.
[5] . سوره اسراء، آیه 44.