از دیدگاه قرآن، انسان فطرتا خداشناس و موحد است:
﴿فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَةَ اللّـَهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لاَ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّـهِ ذٰلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ﴾؛[1]
پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن. این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار، ولی بیشتر مردم نمیدانند.
براساس این آیه ـ همان گونه که ملاحظه میشود ـ انسان فطرتا متوجه دین خالص و راستین الهی است و از این رو ویژگی دیگر انسان از نگاه قرآن، خدا آشنا بودن فطری او است.
در نتیجه با ضمیمه این آیه به آیات دیگری که آزادی را برای انسان به رسمیت میشناسد میتوان به این نتیجه گیری رسید که انسان فطرتا با دین راستین الهی آشناست و اگر این دین، آزادی را برای انسان به رسمیت شناخته، فطرتا با آزادی مزبور نیز به عنوان یکی از آموزههای دین آشناست و در صورتی که موانع برداشته شود، انسانها به آزادی به عنوان ارزش اساسی انسان واقف گردیده و ارزش آن را درک خواهند کرد. به همین جهت یکی از رسالتهای اساسی پیامبران رها ساختن انسانها از موانع مختلفی است که ممکن است مانع شناخت آزادی و بهره برداری از آن گردد.
[1] . 3. روم (30) / آيه 30.