با توجه به مطالب پیش گفته، روشن میشود که تعریف آزادی در نگرش اسلام چیست؟ اسلام، هم آزادی تکوینی برای انسان قائل است و هم آزادی تشریعی.
براساس آیات قرآن، انسان از آزادی تکوینی برخوردار است؛ یعنی، مختار است که کاری را انجام دهد یا ندهد و این، آزادی فطری بشر است.
همچنین آزادی تشریعی ـ که در منظر اسلام امری شایسته و بایسته است ـ یعنی انسان آزاد است که از آزادی تکوینی خود، در عمل و زندگی خویش بهرهمند شود و هیچکسی حق ندارد با فشار و زور و قدرت، از بهرهوری معقول او از آزادی تکوینی جلوگیری کند.
به فرمودۀ خداوند متعال: «برخی از ما بعضی دیگر را به جای خدا، به خدایی نگیرند». [1] و «هیچ بشری را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبری بدهد؛ سپس او به مردم بگوید: به جای خدا، بندگان من باشید!»[2]
این همان آزادیای است که حضرت علی در وصیت خود به فرزندش امام حسن سفارش کرد:
«نفست را از هر پستی گرامیدار؛ هر چند دنائت، تو را به خواهشهایت برساند؛ چرا که هرگز در برابر نفست که میبخشی، چیز ارزندهای به دست نخواهی آورد. بنده دگری مباش! زیرا خدایت آزاد آفریده است». [3]
براساس روح توحیدی ـ که در نگرش اسلامی از جایگاه ویژهای برخوردار است ـ انسان تنها باید بنده خداوند باشد، نه غیر خدا و چنان که گفته شد، اراده خود را تابع مشیت و اراده خداوند قرار دهد و آزادی تکوینی خود را محدود و مقید به خواست خداوند گرداند. در این صورت، به زندگی با سعادت در دنیا و آخرت بار خواهد یافت.
اما همین انسان، در نگرش اسلامی حق ندارد بهرهوری از آزادی تکوینی خود را محدود به خواستهها و ارادههای انسانهای دیگر کند و خود را بنده دیگران سازد و عملاً خویش را از آزادی حقوقی و تشریعی محروم سازد. آزادی تشریعی ـ با تعریفی که از آن در دیدگاه قرآن ارائه شد ـ حق مسلم و طبیعی بشر است و هیچ انسانی حق بازستانی و محدود ساختن آن را ندارد.
خلاصه آنکه، بندگی خداوند موجب آزادی، و بندگی غیر خداوند فقدان آزادی است؛ چنان که «همسر عمران [مادر مریم] گفت: پروردگار من! نذر کردم که آنچه در رحم من است، آزاد و در خدمت تو باشد». [4]
[1] . آل عمران(3)، آیۀ 64 .
[2] . همان، آیۀ 79 .
[3] . نهج البلاغه، نامه 31.
[4] . آل عمران(3)، آیه 35.