یکی دیگر از عناصری که میتواند مانعی در برابر انسان باشد، عنصر طبیعت و هستی است که از دیدگاه قرآن کریم این مانع نیز از جلو انسان برداشته شده است. انسان مقهور طبیعت نیست؛ تواناییها و ظرفیتهایی مانند عقل، که در انسان است از وی موجودی ساخته که میتواند در هستی تصرف کرده و خود را از بند آن برهاند. در قرآن کریم هستی و موجودات آن را مسخر انسان دانسته است:[1]
﴿وَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ إِنَّ فِي ذٰلِکَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَکَّرُونَ﴾؛[2]
او آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، همه را از سوی خودش مسخر شما ساخته، در این نشانههای (مهمی) است برای کسانی که اندیشه میکنند.
همان طوری که ملاحظه میشود، در این آیه همه آنچه در آسمانها و زمین است، مسخر انسان دانسته شده است. براین اساس انسان در برابر طبیعت و آنچه در آسمانها و زمین است، آزاد بوده و مقهور و مجبور آن خلق نشده است.
در واقع این قسم از آزادی، دلالتی بر توان شناخت انسان دارد که به تدریج از هستی و اشیا و موجودات آن پیدا کرده و به تدریج با افزایش تجربه و علم او، قدرت و تسلطش بر طبیعت بیشتر شده و از آن رهایی یافته است.
[1] . از جمله آيات: رعد (13) آيه2، ابراهيم (14) آيه32 و 33، نحل (16) آيه 12 و 14، حج (22) آيه 65، عنكبوت (29) آيه61، لقمان (31) آيه 20 و 29، فاطر (35) آيه 13، زمر (39) آيه5، زخرف (43) آيه 13.
[2] . جاثيه (45) آيه 13.