حضرت نرجس خاتون به بشر بن سلیمان فرمود
یک شب پس از آن که در خواب مسلمان شدم و حضرت زهرا3 دیدار امام حسن عسکری را به من مژده داد، در خواب امام حسن عسکری7 را زیارت کردم. با مشاهده او زبان به شکوه و شکایت گشودم و به او عرض کردم: «ای محبوب من! پس از آن که مرا اسیر عشق و محبت خود کردی، به من ستم روا داشتی و دیدار روی ماهت را از من دریغ کردی.»
فرمود: «دلیل دوری من از تو چیزی جز دین تو نبود. اکنون که اسلام آوردی، هر شب به دیدارت خواهم آمد، تا وقتی که خداوند متعال ما را در بیداری به یکدیگر برساند.»
از آن شب تا کنون شبی بر من نگذشته است که او در خواب به دیدار من نیاید.[1]
[1] . بحار الانوار، ج 51، ص 9. حدیث 12 * غیبهٔ الشیخ طوسی.