borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
13 . ریحانه‌‌ی پیامبر در افکار عمومی

از همین دیدگاه است که وقتی نظام سلطه جو و انحصارگر سقیفه دریافت که مبارزه‌‌ی فکری و عقیدتی روشنگرانه‌‌ی دخت فرزانه‌‌ی پیامبر6 کار خویش را کرده و سردمداران آن را رفته رفته در افکار عمومی رسوا ساخته است، به ناگزیر به بازی و بازیگری جدیدی دست زدند تا شاید به گونه ای گذشته‌‌ی سیاه را از نظرها دور دارند و خدا و خلق او را بفریبند؛ چرا که ادامه‌‌ی مبارزه‌‌ی عقیدتی و اجتماعی و سیاسی ریحانه‌‌ی پیامبر6 برای نظام تحمیلی سقیفه، رسوایی بزرگی است.

درست است که برخی از مردم مرعوب و برخی مجذوب مال و مقام گشته و برخی سکوت و بی تفاوتی پیشه ساخته‌اند، اما همه می‌دانند که موقعیت فاطمه و شوی گرانقدر و فرزندان ارجمندش در آیینه‌‌ی وحی و رسالت، چه موقعیت والا و بی نظیر است. هنوز همگان به یاد دارند که اینان مصداق آیه‌‌ی «مباهله» و آن موقعیت پرفراز و والای معنوی‌اند.

اینان، دارنده‌‌ی سند افتخاری چون آیه‌‌ی «تطهیر»اند.

اینان، تبلور اخلاص و ایثار و پارسایی و مردم دوستی سوره‌‌ی مبارکه‌‌ی «انسان»اند. اینان تنها مصداق آیه‌‌ی مبارکه‌‌ی «قربی» هستند و مهر و دوستی‌شان، پاداش شکوهمند رسالت پیامبر است.

و مردم به یاد دارند که پیامبر در هر موقعیت و فرصتی به فرمان خدا شخصیت والا و نقش کلیدی و کارساز علی در روند جامعه و تاریخ را ترسیم کرد و فرمود: علی جان!

«تو از نظر سیما و سیرت به من می‌مانی و تو همانند درختی تناور هستی که من از آن هستم.»[1]

و فرمود:

علی جان! «گوشت تو از گوشت من است و خون تو از خون من؛ و حق و عدالت، هماره همراه توست.»[2]

و خطاب به جامعه و امّت فرمود، هان بدانید که:

«علی بهترین شخصیت از امت من است و دانشمندترین آنان در میدان دانش و برترین شان از نظر بردباری و پروا.»[3]

و فرمود: مردم! «علی، نخستین ایمان آورنده‌‌ی به من در این جهان است و نخستین کسی خواهد بود که در روز رستاخیز با من مصافحه خواهد نمود.»[4]

و به عایشه دختر رهبر فتنه سقیفه فرمود:

«علی در نزد من محبوب‌ترین مرد دنیا و گرانمایه‌ترین شخصیت جهان بشریت است؛ بنابراین حق او را بشناس و بزرگ دار و او را گرانمایه شمار.» [5]

و فرمود: هان ای بندگان خدا! «علی، بهترین کسی است که من پس از خود به جانشینی خویش می‌نهم.» [6]

و این سند افتخار را در تاریخ به ثبت رسانید که: «علی بهترین انسان‌هاست و هر آن کسی که این حقیقت را نپذیرد، به راستی راه کفر و ناسپاسی در پیش گرفته است.» [7]

و در گوش‌‌ها طنین افکن ساخت که: «هر کس با این همه شکوه و عظمت و ایمان و اخلاص و عمل شایسته و وصف ناپذیر علی، نگوید که علی بهترین مردم است، کفر ورزیده است.» [8]

و در حادثه خیبر فرمود:

«فردا پرچم را به دست قهرمانی توحیدگرا و پراخلاص و عدالت خواه خواهم داد که خدا و پیامبرش او را دوست می‌دارند و او هم خدا و پیامبرش را.» [9]

و فرمود:

«علی از من است و من از او؛ او پیشوا و صاحب اختیار هر انسان باایمان پس از من خواهد بود.» [10]

و فرمود:

«هیچ پیامبری نیامد جز اینکه در میان امت خویش نظیر و همانندی داشت و علی در رفتار و سیرت همانند من در میان امت است.» [11]

و فرمود:

«نخستین کسی که در روز رستاخیز و در کنار حوض کوثر بر من وارد خواهد شد، همان کسی است که نخستین ایمان آورنده‌‌ی به من در این جهان است و همه می‌دانید که او کسی جز علی، فرزند رشید ابوطالب، نیست.» [12]

و نیز مردم فراموش نساخته‌اند که فاطمه در آیینه‌‌ی محمد، حوریه ای انسان نما، همسخن فرشتگان،

گل عطرآگین بوستان رسالت،

پاره‌‌ی وجود و رگ حیات و قلب پیامبر،

رکنی از ارکان تزلزل ناپذیر ایمان،

مشعل هدایت،

کشتی نجات،

معیار و میزان و ملاک حق،

برترین دختر عصرها و نسل‌ها،

والاترین بانوی جهان آفرینش،

بهترین مادر گیتی،

و راز آفرینش زن است.

دوستی‌اش بسان دوستی پیامبر و خشم و ناخشنودی‌اش از فرد و گروهی، نشانگر ناخشنودی خدا از آنان است.

مگر پیامبر نفرمود:

«فاطمه، پاره‌‌ی وجود من است؛ هر که او را به خشم آورد مرا خشمگین ساخته است.» [13]

و مگر نفرمود: فاطمه، پاره‌‌ی تن من است؛ هر چه او را اندوهگین سازد در حقیقت مرا اندوهگین ساخته است. [14]

و مگر بارها خطاب به خود آن بانوی بی همتا نفرمود که:

فاطمه جان! «خدای از خشم تو خشمگین می‌گردد و از خشنودی تو، خشنود.»

و مگر در برابر همه فریاد نکشید که: هان ای فاطمه جان! مهر و محبت تو یعنی جواز بهشت و مهر خدا، و قهر و خشم تو یعنی قهر و خشم خدا.

و مگر نه این که موقعیت و محبوبیت و شکوه فاطمه و شوی گرانقدر و فرزندان ارجمندش در نظرگاه پیامبر چنان روشن بود که حتی هنگامی که از عایشه پرسیدند که:

محبوب‌ترین انسان‌ها در نظر پیامبر که بود؟

پاسخ داد: فاطمه.

و مگر نه این که وقتی پرسیدند از میان مردان چه کسی؟

گفت: همسر فاطمه.»

و مردم همه‌‌ی این‌‌ها را به خاطر دارند و اینک می‌نگرند که فاطمه با این نظام غاصب، سخت راه بیگانگی برگزیده و از سردمداران آن سخت ناخشنود است و آنها نیز ناجوانمردانه‌ترین بیدادگری‌‌ها را در مورد او روا داشته‌اند و این چیزی نیست که نظام سقیفه بتواند از کنار آن بگذرد.


[1] . تاریخ بغدادی، ج 11، ص 170.

[2] . مناقب خوارزمی، ص 76 و 83.

[3] . كنز العمال، ج 6، ص 153.

[4] . مسند احمد، ج 6، ص 323.

[5] . ذخائر العقبی، طبری، ج 62.

[6] . مجمع الزوائد، ج 9، ص 113؛ مواقف ایجی، ج 3، ص 276.

[7] . كنز العمال، ج 6، ص 160.

[8] . كنز العمال، ج 6، ص 159؛ تاریخ خطیب بغدادی، ج 3، ص 192.

[9] . نورالابصار، ص 80، تاریخ بغدادی، ج 7، ص 12.

[10] . مسند احمد، ج 5، ص 356.

[11] . الریاض النضره، ج 2، ص 164.

[12] . مسند احمد، ج 4، ص 323.

[13] . خصائص نسانی، ص 35.

[14] . الصواعق المحرقه، ص 113.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: