borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
3 . سیمای پرشکوه ریحانه پیامبر در آیینه قرآن

در شکوه و عظمت و والایی دخت گرانمایه پیامبر6 گفتنی‌‌ها و شنیدنی‌های درس آموز و انسان ساز بی‌شمار است! اما زیباترین و عالی‌ترین سخنان، در ترسیم شخصیت شکوهبار آن قامت بلند اندیشه، و آن تبلور ایمان و تقوا، و آن تجسم ارزش‌ها و والایی‌‌ها را باید در آیات قرآن و سخنان گهربار دریافت دارنده وحی و پیشوایان راستین اسلام نگریست؛ چرا که آنان به دلیل عصمت و مصونیت از هر گونه افراط و تفریط و خطا و اشتباه، و آگاهی وسیع و بینش ژرف و گسترده خویش هر کس و هر چه را همان گونه که خدایش آفریده و هست می‌شناسند و هر شخص و شخصیت و پدیده‌ای را در جایگاه واقعی و سزاوارش می‌نگرند و ذره‌ای افراط و تفریط یا کانالیزه شدن‌‌ها - که آفت جان دیگران در ستایش‌‌ها و انتقادهاست - در ساحت مقدس آن چهره‌های خداساخته راه ندارد.

در تابلوی حقیقت نمای قرآن، سیمای نورافشان سالار زنان گیتی، سیمایی دوست داشتنی، افتخارآفرین، پرجاذبه، کامل و بی همتا و بی نظیر است و نمونه و اسوه و برجسته‌ترین الگوی کمال و ترقی و جمال ظاهری و معنوی .

و دیگر این که محبت و عشق معنوی به او، و پیروی آگاهانه و خالصانه و آزادمنشانه و انسانی از راه و رسم تاریخ‌ساز و جامعه پرداز و افتخارآفرین‌اش، امانتی است که به آسمان‌ها و زمین عرضه می‌گردد، و آنان توان پذیرش آن را در خود نمی‌بینند و انسان می‌پذیرد.

و از جمله افتخاراتش این است که خانه‌اش کانون طهارت و قداست، دانش و بینش، عبادت و بندگی خدا، و فرودگاه فرشتگان مقرب اوست. و خانه‌ای که خدا آن را در کنار کعبه و بیت المقدس، مساجد و خانه‌های پیامبران قرار داده و فرمان داده است که در آنها نام خدا به عظمت و شکوه برده شود. و برای همیشه حرمتش محفوظ بماند.

او جلوه‌ای از نور خدا بود و پرتوی از اقتدار و عظمت او در آفرینش، و شاهکاری از جنس زن .

شخصیت گرانمایه‌ای که از نور وجودش آسمان‌ها و زمین، نورباران گشت و دفتر زندگی بشریت صاحب سمبل و سرمشق و نمونه‌ای والا شد.

او دخت گرانمایه پیامبر بود و یادگار گرامی او. لؤلؤ نورانی رسالت بود و شبیه ترین‌‌ها در سیما و سیرت، فرزانگی، تقوا و ایمان، یقین و تقرب به حق، به پیامبر6. به همین دلیل هم قرآن شریف، او را در میان چهار شخصیت معصوم و خداساخته در آیه «مباهله» قرار می‌دهد.

یکی از حساس‌ترین لحظات تاریخی که موج رهایی بخش و زندگی ساز دعوت پیامبر از مدینه و مرزهای آن عبور نموده و منطقه را می‌گرفت. نامه‌‌ها و پیام‌های آن حضرت به وسیله سفیران اندیشمند و شجاع به سوی پایتخت‌های قطب‌های قدرت آن زمان ارسال می‌گشت.

درست در همین شرایط حساس و سرنوشت ساز، گروهی از مسیحیان «نجران»، که از اندیشمندان و دانشوران و نماینده انبوهی از پیروان مسیح بودند، جستجوگرانه وارد مدینه، تجلیگاه اسلام و فروزشگاه فروغ جاودانه وحی شدند، تا ضمن دیدار با پیامبر عدالت و توحید و مطالعه دقیق در محتوای دعوت و شخصیت بی نظیر و آن گرانمایه جهان هستی، در مورد گرایش به اسلام یا مبارزه با آن تصمیم جدی بگیرند و دیدگاه خویش را با صدای رسا به گوش همه مسیحیان جهان برسانند.

آنان پس از ورود به مدینه، به محضر پیشوای گرانقدر توحید شرفیاب شدند. و سه تن از برجسته‌ترین و دانشمندترین رهبران فکری و عقیدتی آنان، از پیامبر در مورد برخی پیامبران پیشین همچون یوسف، موسی، ابراهیم، زکریا، یحیی ... و برخی کتاب‌های آسمانی پرسش‌‌ها نمودند. و پاسخ‌های لازم را - آن گونه که می‌بایست - دریافت داشتند، و در نتیجه؛ هم شیفته پیامبر شدند و هم در لابه لای سخنانش جلوه‌های روشن صداقت و درستی و ایمان عمیق و بشردوستی و راستی در دعوت آسمانی‌اش را نظاره کردند. اما هنگامی که از آفرینش «عیسی» و پدر او پرسیدند و پیامبر گرامی این آیه شریفه را تلاوت فرمود که:

﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّـهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَيَکُونُ‌﴾

«داستان آفرینش عیسی نزد خدا همچون داستان آفرینش آدم است که خدا او را از خاک آفرید، آن گاه به او گفت: موجود شو! پس او موجود شد.»

این واقعیت بر آنان گران آمد؛ که عیسی از خاک آفریده شده باشد. به همین جهت از جای برخاستند و آتش تعصب در درونشان شعله ور شد.

هنوز از محضر پیامبر بیرون نرفته بودند که بهترین راه حل رسید و آیه شریفه «مباهله» بر قلب پاک و مصفای پیامبر خرد و انصاف، و قهرمان آزادی و آزادگی فرود آمد.

﴿الْـحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاَ تَکُنْ مِنَ الـْمُمْتَرِينَ‌ * فَمَنْ حَاجَّکَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّـهِ عَلَى الْکَاذِبِينَ‌﴾؛

«هان ‌ای پیامبر! این سخن حق از جانب پروردگار توست؛ پس از تردیدکنندگان مباش؛ و پس از آنکه در پرتو وحی به آگاهی رسیده ای، هر کس درباره عیسی با تو به جدل و گفتگو برخاست، بگو: بیایید تا ما فرزندان خود و شما نیز فرزندان خود، ما زنان خود و شما نیز زنان خود ما جان خویشتن و شما نیز جان خویشتن را حاضر آوریم؛ آن گاه دست به بارگاه خدا برداشته و دعا و تضرع نماییم و لعنت و نفرین خدا را بر دروغگویان و دروغسازان بفرستیم

و بدین سان فرمان خدا برای حل معمای مسیحیان صادر شد و پس از نزول این آیات و گفتگوهایی که پیامبر با هیئت عالی رتبه «نجران» داشت مقرر گردید که بامداد فردا آنان مقدس‌ترین و شایسته‌ترین مقرب‌ترین بندگان خدا و عالی‌ترین انسان‌های مورد نظر آیه شریفه را به همراه خویش برای انجام «مباهله» در حضور مردم به صحرا ببرند تا مراسم دعا و ابتهال انجام گیرد و حقانیت مواضع و موقعیت‌‌ها روشن‌تر گردد.

آن شب، هم برای مسلمانان شب به یادماندنی و وصف ناپذیری بود و هم برای مسیحیان شب سرنوشت ساز و تاریخی .

بامداد فردا از راه رسید. خورشید جهان افروز، با تابش اشعه طلایی خویش بر چهره کوه و دشت و نخل‌های پیر و جوان مدینه بوسه می‌زد، که هیئت عالی رتبه «نجران» و در پیشاپیش آنان اسقف اعظم، برای مباهله از مدینه خارج شد.

همگان در انتظار دیدن خورشید رسالت، و چهره‌هایی که به بیان روشن قرآن شریف، برگزیدگان خدا و برترین‌های روی زمین بودند، لحظه شماری می‌کردند که ناگاه با چشمان جستجوگر خویش دیدند؛ پیامبر6 دست حسن گرفته، حسین را در آغوش گرفته، به همراه علی و فاطمه 3 می‌آیند.

چهره مصمم و سیمای درخشان و ملکوتی پیامبر و همراهان چنان بود که طوفانی در دل‌ها پدید آورد و شوری وصف ناپذیر ایجاد کرد.

هیئت عالی رتبه «نجران»، بهت زده به آنان چشم دوخته بود و در آیینه وجود گرانمایه و جمال جهان افروز آنان حقیقت محض و واقعیت خالص و صداقت ناب را بی هیچ ابهام تماشا کرد و در تصمیم خویش متزلزل شد که آیا در برابر آنان باز هم بایستد یا حق را پذیرا گردد؟

هنوز این پنج سرچشمه فیض دست نیاز به بارگاه آن بی نیاز برای دعا و مباهله بلند نکرده بودند که اسقف اعظم، بلندپایه‌ترین شخصیت دینی و فکری آنان به همراهانش هشدار داد؛ و خاطرنشان ساخت که به خدای مسیح سوگند، این چهره‌های مقدس و ملکوتی و بزرگی را که من می‌نگرم، اگر دست به آسمان بردارند، بی درنگ دعایشان به هدف اجابت رسیده و نه ما، بلکه همه مسیحیان نابود خواهند شد.

و آن گاه ضمن خضوع در برابر پیامبر مهر و آزادگی، از آن گرامی خواستند که به آنان فرصت دهد و آنان را از مباهله معاف دارد.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: