borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
ب ـ آزادی بیان

آزادی بیان از اهمیت بالایی برخوردار است. جامعه‌‌ای که در آن، آزادی بیان نباشد راهی جز به سوی جزمیت گرایی و تقلید و ایستایی ندارد.

در تضارب اندیشه‌‌ها که در پرتو آزادی بیان حاصل می‌شود حق ناب ظاهر می‌گردد و پیشرفت علمی به دست می‌آید.

در اسلام نه تنها آزادی بیان، جایز است (با حدودی که مراعات آن بسیار مهم و حیاتی است که در ادامه به آن می‌پردازیم) بلکه بعضاً بر فرد “عالم” و “داننده” بیان کردن آنچه می‌داند واجب شمرده شده است.

در آنچه به طور خاص آزادی بیان مردم را در قبال حاکم و در برابر اعمال و نظرهای وی مورد تصریح قرار می‌دهد یکی از وظیفه‌هایی است که مردم در قبال حکومت دارند. این وظیفه در روایات با تعبیر؛ «النَّصیحَةَ لِأئمة المُسلمین» آمده است.

امام خمینی(ره) آزادی بیان را به طور وسیع مطرح کرده‌اند. ایشان در این باره چنین فرموده‌اند: «اگر چنانچه مضر به حال ملت نباشد همه چیز آزاد است. چیزهایی آزاد نیست که مضر به حال ملت ما باشد»

اصولاً، عمده دلیل کسانی که در مقابل بیان خویش، نمی‌توانند بیان دیگری را پذیرا باشند، و اجازه نشر و پخش افکار و نظرهای دیگر را به طور مطلق یا نسبی نمی‌دهند، ضعف در استدلال، و عدم اعتماد به نفس نسبت به نظریات خودشان است. در دیدگاه اسلامی که در حقانیت و قوت استدلال آن هرگز تردیدی راه نداشته است، فریاد محاجه و مناظره و شنیدن حرف‌های مخالفان و رد آنان، مطلب کراهت آمیزی نیست. احتجاج‌های فراوان که ائمه() در مقابل دیگران داشته‌اند، شاهد خوبی بر این مدعا است. حضرت امام (ره) نیز به این نکته در بیان خویش اشاره می‌کنند:

«اما در جامعه‌‌ای که ما به فکر استقرار آن هستیم مارکسیست‌‌ها در بیان مطالب خود آزاد خواهند بود؛ زیرا ما اطمینان داریم که اسلام در بردارنده پاسخ به نیازهای مردم است.»[1]

به نظر می‌آید در اصل ضرورت آزادی بیان و ثمراتی که بر آن مترتب می‌گردد و ضررهای منع از این آزادی، چندان تردیدی وجود ندارد. و بین اندیشمندان علم سیاست، این نکته از امور ضروری است.

اما سؤال اساسی آن است که این آزادی را حد و مرزی است یا نه؟ آیا هر کس هر چه بخواهد می‌تواند بگوید؟ و هر نظر و اندیشه یا هنر و رمان و… را می‌تواند آزادانه پخش کند یا نه؟

در میان صاحب نظران در این زمینه اختلاف زیادی وجود دارد. بعضی آزادی بیان را مطلق می‌دانند و هیچ قید و قانونی را بر آن نمی‌پسندند و آنان که قید و مرزی را برای آزادی بیان پذیرفته‌اند در مفهوم آن قید و مصادیق آن اختلاف کرده‌اند.

یکی از دانشمندان[2] که از طرفداران آزادی مطلق بیان است. می‌نویسد:

آزادی بیان و نشر عقاید، ممکن است در وهله اول مشمول اصل دیگری به نظر برسد، چون گفتن و پخش کردن عقیده، متعلق به آن قسمت از رفتار فرد است که به دیگران مربوط می‌شود، اما از آنجا که بیان و نشر اندیشه، تقریباً به همان اندازه مهم است که خوداندیشه. و تا حد زیادی روی همان دلایلی استوار است که آزادی اندیشه، در عمل نمی‌شود آن را از بحث اندیشه جدا کرد.

در دیدگاه دینی گرچه آزادی بیان جایگاه خاص دارد، اما این آزادی بیان مسلماً مقید است.

اگر به احکامی چون حرمت غیبت و تهمت و دروغ نظر کنیم، وجود این احکام نشانگر آن است که آزادی مطلق در گفتن و بیان وجود ندارد؛ بلکه گفتار باید صادقانه باشد و موجبات اذیت و آزار دیگران را فراهم نیاورد.

هتاکی و توهین و دشنام مطلقاً حرام است. حتی هتک حرمت مقدسات دیگر ادیان و مذاهب نیز نهی شده است. قرآن می‌فرماید:

﴿لاتَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُوَن مِنْ دُونِ اللهِ﴾؛ آنان که غیر خدا را می‌خوانند دشنام ندهید.

حضرت امام (ره)‌ نیز هرگز آزادی مطلق را مورد تأیید قرار ندادند و آن را به نحوی مقید می‌کردند. حدود آزادی در بیان امام(ره) به طور متعدد بیان شده است که به مواردی از آن‌‌ها توجه می‌کنیم تا جمع بندی مناسبی صورت گیرد:

 


[1] . مصاحبه با لوسین ژرژ، خبرنگار روزنامه لوموند ۶/مه/۱۹۷۸ (۱۶ /۲ /57).

[2] . جان استوارت میل.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: