حضرت علی کلامی دارند که در آن کلام شرافت انسان را به نزاهت او میدانند، اما آیا تا به حال این واژه (نزاهت) به گوش شما خورده است؟ نزاهت چیست که حضرت شرافت آدمی را بدان دانسته؟ و چگونه حاصل میشود؟
نزاهت به معنای دوری از بدی، خالی بودن از نادرستی و ناپاکی، و نیز به معنای طهارت در امور مختلف است. نزاهت از جمله کمالات انسانی است که گذشته از ارزش ذاتی، بستر دیگر کمالات محسوب میشود. یعنی تفکر، گفتار و کردار آدمی در زمینه آن به بار مینشیند. و زمین پاک گیاهانش به اذن پروردگارش بر میآید و آن زمین که نا پاک است جز حاصلی ناچیز و بیفایده بر نمیآورد.
سخن و عمل پاک، زمین پاک میخواهد. اگر امام وجود که قلب است پاک شود اندیشه و سخن و عمل نیز منزه میشود. حضرت علی میفرمایند:
قلبت را به اندرز، زندهدار به پارسایی بمیران و به یقین، نیرو بخش و به حکمت، روشن گردان و به یاد مرگ، رامش ساز. چرا که اگر قلب نزاهت یابد راه، برای نزاهت دیگر اعضا و جوارح و وجوه مختلف انسان هموار میشود. نزاهت از چنان مرتبهای در رشد و تعالی آدمیبرخوردار است که امام میفرمایند: ارزش مرد جهادگر کشته شده در راه خدا بیشتر نیست از انسان پارسا که معصیت کردن برای او میسر است، لیکن پارسا مانده است و چنان است که گویی پارسا فرشتهای از فرشتههاست. [1]
راه نزاهت؛ در پرتو معرفت به حق، خداترسی، پرواپیشگی و خود نگهداری، روشن و هموار میشود. به همین خاطر است که حضرت به تقوای الهی توصیه میکنند تا انسان بدین وسیله به نزاهت و طهارت شایسته خود برسد؛ چنانکه فرموده است: داروی درد دلها تقوای الهی است، تقوای الهی موجب بینایی درون کور شماست، در حال بیماری کالبدهایتان زاییده فساد سینههایتان است، پلیدی جانهایتان را پاک کننده و تاریکی دیدههایتان را روشنی بخشنده است.
بنای دین در این است که آدمیان به کمالات شایسته خود برسند. پاک شدن از پستیها، اتصاف به زیباییها، نیکیها و خوبیها از بهترین اهداف نظامهای دینی و اخلاقی است. اگر بپذیریم که بزرگترین آفت جان و حقیقت انسان شرک و کبر است، ساختار دین در جهت منزه ساختن انسان، از این دو خصیصه است. حضرت علی ساختار دین را چنین معرفی میکنند:
خداوند ایمان را برای پاکی از شرک ورزیدن و نماز را برای پرهیز از خود بزرگ بینی واجب کرده است . [2]
انسانی که درک درست از زندگی و جایگاه خویش در نظام هستی داشته باشد بنا را بر نزاهت در همه امور میدارد و طهارت نفس را بر همه چیز مقدم قرار میدهد چنانکه حضرت امیر7 میفرمایند:
نزاهت از خصلتهای نفوس پاک است و اگر از گناهان پاکیزگی جویید خداوند شما را دوست میدارد.
هرچه انسان بهره بیشتری از کمال آزادگی و حکمت و رحمت داشت باشد، آمادگیاش برای به بار نشستن نزاهت بیشتر خواهد بود. انسانی که در قید و بند دنیا و در اسارت خواستههای دنیایی و حیوانی نیست و از نور علم، حکمت و معرفت بر خوردار است و دیگران نیز از سعه وجودی او بهرهمند هستند، به نزاهت و طهارت درون و برون دست خواهد یافت و او فردی است که مورد لطف و رحمت خداوند حکیم قرار گرفته است.
[1] . نهج البلاغه، نامه 31.
[2] . همان، حکمت 252.