borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
افکار عمومی

اساساً‌ نهج البلاغه، برای افکار و اندیشه‌های اجتماعی احترام قائل است، و به آن توجه دارد، ولی این به منزلة تأیید افکار و اندیشه عموم، و یا محق دانستن آن نیست. مثلاً در جریان خلافت می‌فرماید: من برای حکومت پی مردم نرفتم، تا آن‌که آنان به سوی من آمدند.[1] و یا می‌فرماید: بیعت شما با من بی مطالعه و ناگهانی نبوده است. [2]

نهج البلاغه در امر خلافت، هم اقبال عامه را مطرح می‌فرماید و هم علم و آگاهی آنان را، یعنی اجبار و فشاری در کار نبود، حیله و تزویری در کار نبود. بلکه جامعه به این رشد و به این نتیجه رسیده است که خلافت به دست علی بیفتد.

نکته‌ی مهم این است که نه آنکه چون مردم و افکار عمومی خواهان علی شدند پس حقانیت حکومت وی ثابت شد ـ به عبارت دیگر مشروعیت حکومت علی با رأی مردم ثابت نگردید. چرا که حضرتش معتقد است حکومت حقّ علیاست. و لذا می‌فرماید: همانا من حق خود را مطالبه می‌کنم.[3]

و در جای دیگر می‌فرماید: به خدا سوگند من همواره از حق خویش محروم ماندم و از هنگام وفات پیامبر تا امروز حق مرا از من بازداشته و به دیگری اختصاص دادند.[4]

مفهوم این جملات این است که حضرتش حکومت را حق خود دانسته و اختصاص آن را به دیگری نوعی غصب می‌داند. اما برای گرفتن همین حق نیاز به اطلاع و آگاهی اجتماعی و حمایت مردمی است. و تا زمانی که اقبال عامه محقق نشد، عملاً حق به صاحب حق نرسید. ولی وقتی مردم به رشد رسیدند، امام می‌پذیرد. و در نهج البلاغه بر آگاهی و خواسته مردم و بی‌اعتنایی امام به حکومت و اصرار و پافشاری زیاد مردم[5] تأکید شده است.

حداقل بهره گیری از این مباحث این است که امام پذیرش حکومتی مبتنی بر زور فشار و اجبار را نمی‌خواهد، گرچه محق باشد. ضمن انکه آراء و اندیشه اجتماعی را در مباحث کلان نظیر حکومت مؤثر می‌داند.


[1] . نهج البلاغه، نامه 54.

[2] . نهج البلاغه، خطبه 136.

[3] . نهج البلاغه، خطبه 172.

[4] . نهج البلاغه، خطبه 6.

[5] . نهج البلاغه، خطبه 229.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: