مفسران و محدثان و رهروان راه خاندان وحی و رسالت بر این باورند که، روزی پیشوای گرانقدر توحید وارد خانه دخت گرانمایهاش فاطمه3 شد و مهین بانوی اسلام و شوی گرانقدر و دو نور دیدهاش حسن و حسین را نزد خویش گرد آورد، گویی فرمان خدا بر آن بود که آنان را نزد خویش فراخوانده و به طور روشن و کامل مشخص سازد که خاندان او و ادامه دهنده راستین راه او کیانند، تا مبادا فردا و فرداها، دیگران خویشتن را در شمار خاندان او به حساب آورند و سیره و روش عادلانه و توحیدی او را خدشه دار، و یا ابزار قدرت و سلطه سازند.
هنگامی که آن چهار اختر تابناک عصمت و طهارت و آن چهار منبع نور و سرچشمه فیض و برکت در کنار خورشید جهان افروز وجود پیامبر6، زیر «کساء» گرد آمدند، به ناگاه فرشته وحی فرود آمد و این آیه شریفه را به ارمغان آورد:
﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيراً﴾
«هانای خاندان رسالت! خدا میخواهد پلیدی و ناپسندی را از شما دور ساخته و شما را آن گونه که شایسته و بایسته است، پاک و پاکیزه سازد.»
و بدین سان با آمدن این موهبت ویژه بر پیامبر گرامی، حقیقت نورانی و سیمای ملکوتی آن گوهرهای پاک و نایاب، از جمله مام گرانمایه فضیلت و تقوا فاطمه3، که محور و مرکز این خاندان سرفراز و پرافتخار است، آشکار شد، و اشعه تابناک این اختران فروزان آسمان قرآن درخشیدن گرفت.
و روشن شد که شریفترین و گرانمایهترینهای جهان هستی، این پنج منبع و سرچشمه نور و روشنایی و کمال و جمالند. اینانند که در زیر آسمان نیلگون برترین هایند و اینان هستند که معیار حق و باطل، میزان درستی و نادرستی و الگوی عدالت و آزادی و ارزشهای انسانیاند و بس . برای اثبات این موضوع به نکات زیر توجه کنید:
الف: پس از فرود آمدن فرشته وحی و آوردن این ارمغان بزرگ الهی، پیامبر گرامی6 که دریافت دارنده وحی و آموزگار آن است، بارها و بارها به مناسبتهای گوناگون به این واقعیت تصریح فرمود: که آیه تطهیر تنها در مورد دخت گرانمایهاش فاطمه3 و همتای زندگیاش امیرمؤمنان و دو نور دیدهاش حسن و حسین8 و خود پیامبر6 است و بس .
پس از فرود فرشته وحی و نزول آیه شریفه، پیامبر در حالی که خاندانش را گرد آورده بود و دست بر شانه امیر مؤمنان و فاطمه و حسن و حسین8 داشت، رو به آسمان کرد و نیایشگرانه فرمود:
«بار خدایا! اینان خاندان من هستند، از این رو گرد پلیدی و ناپاکی را از آنان و آسمان زندگی شان دور ساز و آنان را آن گونه که خود میپسندی، پاک و پاکیزه گردان .»
و نیز از آن گرامی آوردهاند که در همان حال که دست بر شانههای فاطمه و شوی گرانقدر و دو فرزندش نهاده بود، افزود:
«بار خدایا! به راستی که اینان خاندان پیامبرت «محمد» هستند، پس درودها و برکات خویش را بر محمد و بر خاندان او فرو فرست که تو درخور ستایش و بزرگواری هستی .»
ب: پیشوای بزرگ توحید افزون بر مشخص ساختن آن شایستهترینهای گیتی به صورت گرد آوردن در زیر «کساء» و تصریح به این حقیقت به مناسبتهای گوناگون، باز هم برای روشن ساختن این واقعیت آشکار، دست به کار حکیمانه و جالبی زد، و آن این بود؛ که پس از فرود آمدن این آیه شریفه، تا پایان عمر ظاهریاش هر روز به هنگام طلوع فجر و سپیده سحر، که به سوی مسجد حرکت میکرد، در برابر خانه سرور بانوان بهشت میایستاد و با صدای رسا ندا میداد که:
الصلوة، الصلوة، اهل البیت، إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ...
«نماز! نماز! هانای خاندان وحی و رسالت !...»
که این کار حکیمانه و جالب پیامبر را برخی شش ماه ناظر بوده و گزارش کردهاند و برخی نه ماه و برخی که ساکن مدینه بوده و همیشه ناظر بودهاند، تا رحلت آن حضرت نظاره نموده و گزارش کردهاند.
احمد بن حنبل، یکی از پیشوایان اهل سنت، در مُسند خویش آورده است؛ که شش ماه پس از فرود آمدن این آیه شریفه و این سند افتخار و برتری خاندان پیامبر، آن حضرت هر روز صبح که به هنگام نماز بامدادی از برابر خانه دخترش عبور میکرد، میایستاد و با صدای رسا و بلند میفرمود: الصلوة، الصلوة، یا اهل البیت !...
«نماز! نماز! هانای خاندان رسالت !...» و آن گاه آیه شریفه را تلاوت میفرمود که:
إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ...
و دانشمند دیگر اهل سنت در کتاب خویش آورده است که پیامبر گرامی هر سپیده سحر و هر طلوع فجر که برای نماز به مسجد میرفت، در برابر خانه دخت ارجمندش میایستاد و ضمن تلاوت آیه شریفه «تطهیر» میفرمود:
الصلوة، الصلوة، یا اهل البیت !...
«نماز! نماز!ای خاندان رسالت !...» و این کار فراتر از نه ماه ادامه داشت .
خاطر نشان میگردد که این روایت از سیصد تن از یاران پیامبر گزارش شده است. و یکی از دانشمندان بزرگ اهل سنت این روایات را به طرق متعدد از راویان مختلفی گرد آورده است .
ج: خود زنان شایسته و پرواپیشه پیامبر، بارها تصریح کردند که آیه شریفه «تطهیر»، نه در مورد همسران پیامبر، که درباره دخت ارجمند او و همتای گرانقدرش، امیرمؤمنان، و دو گل بوستان او حسن و حسین() به همراه پیامبر است . از جمله:
از «ام سلمه» آن بانوی بااخلاص که همسر پیامبر و ناظر بر جریان بود و خود، فرود آیه شریفه و تلاوت آن به وسیله پیامبر و دعا و نیایش آن حضرت و گرد آمدن آن پنج وجود گرانمایه در زیر «کساء» را مینگریست.
نقل کردهاند: من هم با اشتیاق گام به پیش نهادم و از پیامبر اجازه خواستم، تا در کنار آن اختران تابناک قرار گیرم و از انوار معنوی آنان بهره ور گردم که پیامبر مهر و رحمت به من اجازه نداد و در حالی که دامن «کساء» را جمع میکرد، فرمود:
انّکِ عَلیٰ خَیْر...
«تو عنصر نیکو رفتاری هستی و بر راه درست گام سپردهای، اما به این حریم راه نداری .»
و نیز از «عایشه» آوردهاند؛ که در غروب زندگیاش، ضمن تأسف از مخالفت با خاندان وحی و رسالت و دخالت در جنگ «جمل» گفت: فاطمه3 محبوبترین انسانها نزد پیامبر6 بود و همین گونه همتای زندگی او امیرمؤمنان. من خود دیدم که پیامبر آن دو و حسن و حسین را در زیر «کساء» گرد آورد و آن گاه فرمود:
اللهم هؤ لاء اهل بیتی و حامتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا.
«بار خدایا! اینان خاندان و حامیان راستین من و راه و رسم من هستند، پس پلیدی و آلودگیها را از آنان و آسمان زندگی شان دور ساز.»
آن گاه میافزاید: من نیز پیش رفتم و گفتم:
یارسول الله، انا من اهلک؟
من هم از خاندان تو هستم و جزء اینان؟
که فرمود: «دور شو، تو بر نیکی هستی اما از اینان نمیباشی »
د : امیر مؤمنان7 و دیگر پیشوایان نور، بدین واقعیت تصریح کرده و به مناسبتهای گوناگون، آن را فرود آمده در شأن همان پنج نور پاک دانسته و خود را از آن خاندان شمردهاند.