1 . شمعون صفا، فرزند حمون بن عمامه، ، جد مادری بانو نرجس است او برترین حواری حضرت مسیح بود.
رابطه وی با حضرت عیسی7 چنان نزدیک بوده که گاه او را برادر حضرت عیسی خواندهاند او پس از عروج مسیح با یک انتصاب الهی جانشین او شده و به عنوان وصی حضرت مسیح در تاریخ شناخته شده است.
احادیث بسیاری وجود دارد که شباهت منصب ولایی حضرت علی و شمعون صفا را نمایانگر است و ما به علت اختصار از ذکر آنها معذوریم.[1]
2 . دربارۀ عظمت شمعون کتب تاریخی غرب مهر سکوت را شکسته و مینویسند:
«در عید نزول الواح موسی، پنجاه روز پس از احیای مسیح، شمعون الصفا در بین جماعت مردم وعظ وخطابه کرد.
در کتاب «شرح احوال حواریون» روایت میکند که در آن روز شمار پیروان مسیح به قریب 3000 نفر افزایش یافتند[2] و این میزان تأثیر کلام شمعون را میرساند و نشان از بزرگی او دارد.
3 . شمعون صفا سومین سفیر حضرت عیسی به انطاکیه است که در سورۀ «یس» آیۀ 14 بیان شده است.[3]
4 . شمعون در میان مسیحیان به «پطرس» معروف است، چنانکه در متن انجیل آمده است:
و نامهای دوازده رسول این است: اول شمعون، معروف به «پطرس»... این دوازده را عیسی فرستاده، به ایشان وصیت کرده گفت:
«... بیماران را شفا دهید، ابرصان را طاهر سازید، مردگان را زنده کنید.»[4] مفسران انجیل نیز اتفاق نظر دارند که اسم پطرس «شمعون» است.[5]
«شمعون» در زبان عبری به معنای: شنونده است و در انجیل ده نفر به عنوان «شمعون» آمده است که یکی از آنها «پطرس مقدس» وصی حضرت عیسی میباشد.[6]
5 . طبق روایات، شمعون پسر عمۀ حضرت مریم است.[7]
6 . پیامبر گرامی اسلام دربارۀ شمعون میفرماید:
« ... آن هنگام که ارادۀ خدا بر غیبت عیسی قرار گرفت، بر او وحی شد که نور و حکمت الهی و دانش کتابش را به شمعون بن حمون صفا به ودیعه بگذارد و او را جانشین خود بر مؤمنین قرار دهد. عیسی نیز چنین کرد[8] و ...»
7 . شمعون وصی حضرت عیسی شد، در ادامه راه آن پیامبر خدا و ترویج آیین و افکار او از هیچ کوششی فروگذار نکرد و به رویارویی با دشمنان مسیح پرداخت. در روایات اسلامی داستانهایی از کرامات و مجاهدات او ثبت شده است. وی تا مدتی پس از عروج حضرت عیسی پنهان شده بود و مخفیانه در یک جزیره زندگی میکرد تا از شر یهود در امان باشد.
بنا به روایتی از علی پیروان حضرت عیسی هفتاد و دو فرقه شدند و از آن میان، تنها پیروان شمعون رستگار شده و نجات یافتند.
شمعون کتابی نیز داشت که در آن به رسالت حضرت محمد و ویژگیهای او تصریح شده است. این کتاب در دست مسیحیان نجران هم بوده. بحیراء نیز با استفاده از اطلاعات همین کتاب توانست رسول خدا را در دوازده سالگی بشناسد و به پیامبری او بشارت دهد.
شمعون صفا سرانجام در زمان پادشاهی شخصی به نام اردشیر به شهادت رسید و پس از او حضرت یحیی حجت خدا بر مردم شد.
و فرزندان شمعون قبل از شهادت حضرت یحیی توسط خود ایشان به وصایت منصوب شدند و در طول تاریخ درخشش فراوانی داشتند.[9]
8 . فضل بن شاذان از محمد بن عبد الجبار روایت میکند که گفت:
به محضر سرورم امام حسن عسکری عرض کردم: ای پسر رسول خدا، جانم به فدایت باد، من دوست دارم بدانم بعد از شما امام و حجت خدا بر بندگان کیست؟ فرمود:
«امام و حجت خدا بعد از من فرزند منست، که همنام رسول خدا و همکنیۀ آن حضرت است، او پایانبخش حجج الهی و آخرین خلیفه از خلفای پروردگار است».
پرسیدم: مادرش چه کسی خواهد بود، ای پسر رسول خدا؟ فرمود:
«از دختر پسر قیصر، نوۀ امپراتور روم، آگاه باش که او در آیندهای نزدیک متولّد میشود، مدتی بس طولانی در پشت پردۀ غیبت از مردم عزلت میگزیند، سپس ظاهر میشود».[10]
چرا یک شاهزاده رومی و مسیحی برای امام حسن عسکری انتخاب شد نه یکی از دختران مسلمان عرب؟
[1] . رک: بحارالانوار، ج 38 و 53
[2] . تاریخ بزرگ جهان، ج3، ص 293.
[3] . تفسیر صافی، ج4، ص247، البرهان، ج4، ص8 .
[4] . انجیل متی، باب دهم، بندهای 2ـ8..
[5] . قاموس کتاب مقدس، ص220
[6] . قاموس کتاب مقدس، ص 533.
[7] . بحارالانوار، ج25، ص186. به نقل از ماهنامه موعود شماره 67
[8] . کمال الدین، ج2، ص 130 و، ج1، ص225.
[9] . دهخدا، لغتنامه، بحارالانوار؛ 13 / 447 و 213؛ 14 / 190 و 250؛ 25/ 185؛ 26/285؛ 27/15؛ 30/75؛ 45/103؛ 51/6
[10] . اثبات الهداهٔ، ج3، ص569، ح679؛ مختصر اثبات الرجعه ـ مخطوط ـ حدیث نهم؛ کفایهٔ المهتدی ـ مخطوط ـ ح28؛ گزیدة کفایهٔ المهتدی، ص133؛ کشف الحق، ص15 و 149؛ مستدرک وسائل، ج12، ص280.