حدیث 1
در هر حال با همسر خود مدارا و ملاطفت و خوش رفتاری کن تا زندگیات بر تو گوارا باشد. [1]
حدیث 2
همیشه با همسرت مدارا کن، و با او به نیکی همنشینی کن تا زندگیت باصفا شود.[2]
حدیث 3
به زن، کاری را که از حدّ و توان او فراتر است، مسپار؛ زیرا زن گُل است نه کارگزار و در گرامیداشت او پا از حدّ فراتر مگذار (و کاری مکن که نزد تو) به شفاعت کردن از کسی طمع کند. [3]
حدیث 4
خوشترین و آسودهترین زندگی را کسی دارد که خداوند سبحان او را قناعت ببخشد و همسری پاک و شایسته عطایش فرماید.[4]
حدیث5
وقتی خداوند خوبی بندهای را بخواهد به او قناعت عطا کند و همسرش را شایسته گرداند[5].
حدیث 6
پیامبر خدا از این نهی فرمودند که در حالی مرد با همسرش آمیزش کند که کودکی در گهواره، آنان را مینگرد[6].
حدیث 7
وقتی خداوند خیرخواه بندهای باشد، قناعت را در دل او میاندازد و همسرش را شایسته میگردانَد . [7]
حدیث 8
انس و همدمی در سه کس باشد: همسر همراه، فرزند صالح، و برادر همراه. [8]
حدیث 9
شادی، انبساط روح میآورد و نشاط انگیز است. غم، گرفتگی روح میآورد و انبساط را در هم میپیچد[9].
حدیث 10
هرکه اطمینان داشته باشد که آنچه خدا برایش مقدّر کرده است به او میرسد، دلش آرام گیرد.[10]
حدیث 11
کسی که شادیاش کم باشد، آسایش او در مردن است. [11]
حدیث 12
خوشرفتاری در سه کار است: دوری گزیدن از حرامها، جست و جوی حلال، و گشاده گرفتن بر خانواده. [12]
حدیث 13
اخلاص داشته باش، کامیاب و سعادتمند میشوی. [13]
حدیث 14
یکی از نشانههای کامیابی کمی غفلت است. [14]
حدیث 15
یـکـی از رنجها این اسـت که انسان چیزی را فراهم آورد که نمیخورد و بنایی بسازد که در آن سکونت نمیکند و سپس به جانب خداوند متعال میرود، در حالی که نه مالی با خود میبرد و نه ساختمانی منتقل میکند[15]!
حدیث 16
گواراترین زندگی را کسی دارد که از آنچه خدا قسمت او کرده، خشنود باشد[16] .
حدیث 17
هیچ کس جز با اطاعت خدا خوشبخت نمیشود و جز با معصیت خدا بدبخت نمیگردد. [17]
حدیث 18
در هر شب جمعه همراه با مقداری میوه بر اهل منزل و خانواده خود وارد شوید تا موجب شادمانی آنها در جمعه گردد. [18]
حدیث 19
خانه را شرافتی است. شرافت خانه به وسعت حیاط (قسمت جلوی خانه) و همنشینان خوب است. و خانه را برکتی است، برکت خانه جایگاه خوب آن، وسعت محوطه آن و همسایگان خوب آن است[19].
حدیث 20
به راستی که حقیقت خوشبختی آن است که پایان کار انسان خوشبختی باشد و حقیقت بدبختی آن است که کار انسان به بدبختی خاتمه یابد. [20]
حدیث 21
هر کس برای اصلاح خود، خویشتن را به زحمت بیندازد، خوشبخت میشود هر کس خود را در لذتها رها کند، بدبخت میگردد و بیبهره میماند. [21]
حدیث 22
هر کس صداقت و راستگویی پیشه کند، بار زندگی برای او سبک میشود. [22]
حدیث 23
انسان، با نیت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوی آن است، از زندگی خوش و امنیت محیط و روزی زیاد، دست مییابد. [23]
حدیث 24
هر کس به مقدار کفایت، قناعت کند، آسایش مییابد و برای خویش زمینه گشایش فراهم میکند. [24]
حدیث 25
هر کس خوش اخلاق باشد، زندگیاش پاکیزه و گوارا میگردد. [25]
حدیث 26
خوشترین زندگی، زندگی با قناعت است. [26]
حدیث 27
هر کس به اندازهای که او را کفایت میکند قناعت کند، به آسایش و نظم میرسد و در آسودگی و رفاه منزل میگیرد. [27]
حدیث 28
گواراترین زندگی، رها کردن تکلّفها (تجمّلات) است. [28]
حدیث 29
هر کس به آنچه خداوند به او داده است راضی باشد، راحتترین زندگی
را دارد. [29]
حدیث 30
کوشش در راه اصلاح توده مردم، از کمال خوشبختی است. [30]
حدیث 31
بالاترین خوشبختی، استواری در دین است. [31]
حدیث 32
خالی بودن دل از کینه و حسادت، از خوشبختی بنده است. [32]
حدیث 33
خوشبختترین مردم کسی است که نفس او متقاضی طاعت خدا باشد. [33]
[1] . وسائل الشيعه، ج 14، ص 110 (از سفارشات حضرت علی 7 به فرزندش محمد حنفیه).
[2] . مکارم الاخلاق، ص 218.
[3] . نهج البلاغهٔ الكتاب 31؛ منتخب ميزان الحكمهٔ، ص 510.
[4] . غرر الحكم، 3295 و منتخب ميزان الحكمهٔ، ص 422.
[5] . غررالحكم، 4115 و منتخب ميزان الحكمهٔ، ص 190.
[6] . بحار الأنوار، جلد 103 ، صفحه 295 ، حديث 51.
[7] . غرر الحكم و درر الكلم، حديث4115.
[8] . غررالحکم ، باب انس و الفت
[9] . غرر الحكم: 2023 و 2024 .
[10] . غرر الحكم : 8763 .
[11] . غرر الحكم : 4255.
[12] . بحار الأنوار : 71 / 394 / 63 .
[13] . غررالحكم، ح 2248.
[14] . غررالحكم، ح 9410.
[15] . نهج البلاغهٔ، الخطبهٔ 114 و منتخب ميزان الحكمهٔ : 276.
[16] . غرر الحكم و درر الكلم، حديث 3397.
[17] . غررالحکم، ح 10848.
[18] . بحارالأنوار، ج 101، ص 73، ح 24.
[19] . مكارم الاخلاق، ص 125.
[20] . معانى الأخبار، ص 345، ح 1.
[21] . غررالحكم، ح 8246 و ح 8247 .
[22] . تحف العقول، ص 91.
[23] . غررالحكم، ح 10141 .
[24] . نهج البلاغه، حكمت 377.
[25] . غررالحکم، ح 8153.
[26] . غررالحکم، ح 2918.
[27] . نهج البلاغه، حکمت 371.
[28] . غررالحکم، ح 2472.
[29] . غررالحکم، ح 3397.
[30] . غررالحکم، ح 9361.
[31] . غررالحکم، ح 2869.
[32] . غررالحکم، ح 5083.
[33] . غررالحکم، ح 3396.