در جهان بینی مترقی ریحانهی اندیشمند پیامبر، انسان گل سرسبد آفرینش است، پرتوی از نور خداست، نفحه ای از روح اوست و از کرامت ذاتی و عظمت خدادادی برخوردار و دارای حقوق و آزادی است.
انسان موجودی گرانقدر است که خدایش او را در زیباترین و شایستهترین سیما و سیرت آفریده است و خود نخستین آموزگار اوست و هر آنچه شایسته و بایستهی اوست، همه را از راههای گوناگون به او آموخته است.
به او نعمت بیان را ارزانی داشته و در کنارش موهبت ارجمند قلم را، به او مشعل فروزان خرد را داده است و در کنارش وجدان اخلاقی و کششهای عالی و مترقی.
او موجودی است که جهان با همهی پدیدههایش به خاطر او پدید آمده و برای او رام گشته است و او نیز برای اوج گرفتن به سوی کمال و تقرب به سوی سرچشمه جمال و جلال و آراستگی به ارزشها پای در عرصه هستی نهاده است.
انسان موجودی مسئول، مکلف و متعهد است؛
مسئول در برابر آفریدگار و ارزانی دارندهی نعمتها،
مسئول در برابر طبیعت،
مسئول در برابر خویش،
مسئول در برابر تاریخ،
در برابر عصرها و نسلها،
در برابر همنوعان خویش و... .
و در برابر این احساس تعهد و مسئولیت حکیمانه و عادلانه و انسانی، دارای حقوق و کرامت است؛ کرامت و حقوقی چون: حق حیات مادی و ظاهری،
حق حیات معنوی و وجاهت و آبرو،
حق معیشت و کار و بهره وری از امکانات مادی و اقتصادی،
حق زیستن به صورت موجودی صاحب شعور و خرد،
حق برابری،
حق آزادی فردی، فکری، عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مدنی،
و دیگر، حق دفاع در برابر تهاجم و تجاوز به این حقوق و مرزهای آن.