تا قیامت همه فخرم این است |
|
من مسلمان شده زهرایم |
حضرت نرجس خاتون ادامهی داستان زندگی خود را این گونه بازگو فرمود: «چهارده روز پس از آنکه پیامبر اسلام مرا به ازدواج امام حسن عسکری در آورد، بار دیگر در خواب دیدم که حضرت زهرا3، بهترین بانوی جهان، همراه حضرت مریم و هزار حوری بهشتی، به دیدار من آمدند. حضرت مریم3 با اشاره به حضرت فاطمه3 به من فرمود: «این بانو سرور زنان جهان و مادر شوهر تو است.»
به دامان فاطمه چنگ زدم و گریهکنان، از این که امام حسن عسکری از دیدار و ملاقات با من خودداری میکند، گِله و شکایت کردم. حضرت فاطمه3 فرمود: «تا وقتی بر دین مسیحیت هستی، فرزندم حسن عسکری به دیدار تو نخواهد آمد. خواهرم، مریم، نیز از دین و مذهب تو تبری میجوید.
اگر خواهان خشنودی خدا و حضرت عیسی هستی و شوق دیدار امام حسن عسکری را در دل داری، بگو: اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله.
هنگامی که این شهادتین را بر زبان جاری کردم، حضرت فاطمه3 مرا در آغوش گرفت، به سینه چسباند، دلداری ام داد و فرمود: «اکنون منتظر دیدار فرزندم باش. من او را به سوی تو خواهم فرستاد.»
در این هنگام از خواب بیدار شدم. تمام وجودم را شوق و انتظار دیدار امام حسن عسکری فرا گرفته بود.[1]
عشق نابی به دل من بسپرد |
|
عشق ناب دل من عسکری است |
گر چه آغاز مسیحی بودم |
|
مذهب اصلی من حیدری است |
[1] . بحار الانوار، ج 51، ص 9 ـ 8 . حدیث 12 * همان.