تا نگاه و فهم شرک آلود آدمیدرست نشود و انسان درنیابد که در عالم وجود یک حقیقت بیشتر نیست و جز خدای قادر متعال را حول و قوهای نیست، دیدگاه، رفتار و سلوک انسان اصلاح نمیشود. با اصلاح نشدن رفتار آدمی انسان نیز به نزاهت دست نخواهد یافت.
نزاهت، از جمله کمالات انسانی است که گذشته از ارزش ذاتیاش، بستر دیگر کمالات محسوب میشود یعنی تفکر، گفتار و کردار آدمیدر زمینه آن به بار مینشیند. و زمین پاک گیاهانش به اذن پروردگارش بر میآید و آن زمین که نا پاک است جز حاصلی ناچیز و بی فایده بر نمیآورد، زیرا سخن و عمل پاک، زمین پاک میخواهد.
آداب و آیین دینی نیز در همین سمت و سو قرار دارند. چنانکه پنج وعده نماز واجب در شبانه روز و روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان و سایر قوانین دیگر، از مهمترین عوامل ایجاد نزاهت و طهارت همه جانبه است.
در سفارشهای گوناگون امیرمؤمنان، به این حقیقت اشاره شده؛ که راه نزاهت در پرتو معرفت به حق، خداترسی، پرواپیشگی و خود نگهداری، روشن و هموار میشود. به همین خاطر است که حضرت به تقوای الهی توصیه میکنند تا انسان بدین وسیله به نزاهت و طهارت شایسته خود برسد؛ چنانکه فرموده است:
داروی درد دلها تقوای الهی است، تقوای الهی موجب بینایی چشم باطن شماست، در حال بیماری کالبدهایتان زاییده فساد سینههایتان است، پلیدی جانهایتان را پاک کننده و تاریکی دیدههایتان را روشنی بخشنده است.[1] همچنین میفرمایند:
پرهیزگاری و خودنگهداری، فراهم آورنده نزاهت و عفت است.
تقوای الهی و پرواپیشگی حقیقتی نزاهت آور است و این تقوا، تقوای بصیرت و دانایی و مصونیت است، نه جهل و محدودیت. تقوای الهی جان و تن آدمیرا پاک میسازد؛ یعنی وجودی که نزاهت، در همه چیزش یعنی اندیشه، نیت، اراده، سخن و عمل جاری است.
کمال آدمیدر این است که نزاهتش همه جانبه باشد، یعنی نزاهت باید در همه ابعاد فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی، و ... نمایان باشد.
بنابراین برای حاصل شدن نزاهت باید دو راه را پیشه خود قرار داد؛ یکی راه علم و معرفت است که در پناه دانایی، انسان معترف به یگانگی خدا میگردد و شرک و کبر را از یاد میبرد و دیگری از طریق عمل به احکام و حدود الهی میباشد و این دو در کنار هم نتیجه بخش خواهند بود.
[1] . نهج البلاغه، خطبه 198.