یک خانم امریکایی به نام آناجارویس (Anna Jarvis) پس از مرگ مادرش، در هشتم ماه مه 1905 به این فکر افتاد که از تمامی مادران، در زمانی که در قید حیات هستند، قدردانی شود. به همین دلیل تمام تلاش خود را بر این گذاشت که روزی از سال، به مادران اختصاص داده شود.
او در آغاز از کشیش منطقهشان خواست که موعظهای، در زمینه نقش مادر، در جامعه ایراد کند. سپس نامههایی به مردان روحانی، سیاسی و بانفوذ فرستاد. پس از آن با خرید یک آژانس تبلیغاتی، پیغام خود را با مضمون "اختصاص دادن روزی برای ارج نهادن به مادران، آنان را جاویدان میسازد" به گوش مردم رساند و سرانجام در سال 1907 روز یکشنبه، دوم ماه مه – زمان مرگ مادر آنا جارویس – روز مادر نامیده شد.
پس از تلاش موفقیت آمیز جارویس، با به پایان رسیدن جنگ جهانی اول، روز مادر به کشورهای اروپایی نیز راه یافت. در سال 1917 روز مادر در سوئیس رایج شد و سپس به اتریش و جزایر اسکاندیناوی رسید.
در آلمان برای اولین بار در سال 1922 روز مادر را جشن گرفتند. اما در زمان ناسیونالیستها روز مادر در این کشور دچار انحراف شد؛ زیرا آنان بر پایه این ایدئولوژی که مادر ضامن دوام نژاد آریایی است، روز مادر را جشن میگرفتند.
سمبل روز مادر برای مادری که در قید حیات است، یک شاخه میخک قرمز، و برای مادری که از دنیا رفته، یک شاخه میخک سفید است. آنا جارویس با ارائه این طرح، بردن گل برای مادران را در روز مادر رواج داد.
آنا جارویس، بانی روز مادر در کل جهان مسیحیت ـ زنی که خود هیچ گاه مادر نشد ـ در سال 1948 در خانه سالمندان فیلادلفیا ، بدرود حیات گفت. جالب است بدانید که تمام هزینههای نگهداری و اقامت او در خانه سالمندان
را تاجران گل – افرادی که بیشترین سود را از روز مادر میبردند- متقبل
شدند.