نخستین راز ماندگاری و نورافشانی ریحانه پیامبر، در جهانبینی خردمندانه، مترقی، هماهنگ با فطرت و خداپسندانه او نهفته است. او آفرینش را بیهوده و بازیچه نمینگرد، و کران تا کران هستی را هدفدار، هدفمند، حکیمانه، خداگرایانه، و بر اساس ضابطه و معیار و ملاک و برنامهای بینهایت دقیق مینگرد. او آفرینش انسان را بیهوده و بازیچه و یا برای خور و خواب یا لذتجویی و رسیدن به ارزشهای ناپایدار و فناپذیر و یا برای جاهطلبی نمینگرد.
او هدف از آفرینش انسان را عبادت و بندگی خدا و در پرتو آن تکامل و رشد و توسعه معنوی و اوجگرفتن انسان به پرفرازترین مرحله کمال و جمال مینگرد. ریحانه پیامبر جهان را با همه شکوه و زیباییهایش ساخته و آفریده آفریدگار فرزانه هستی مینگرد. و پدیدههای گوناگون و شگفتانگیز آن را نمودها، جلوهها، نظامها، شاهکارهای تفکرانگیز و نشان قدرت بیهمانند حضرت حقتعالی ارزیابی میکند.
او سرای دنیا را کشتگاه سرای آخرت، سرای آزمون، میدان امتحان، مقدمه و وسیله رشد و تکامل و ترقی، میداند و آن را بیدوام، زودگذر و فناپذیر قلمداد میکند.
او نه تنها نعمتها و موهبتها و زیباییهای زندگی و ارزشهای مادی را به دور نمیافکند و از آنها بیزاری نمیجوید و از زندگی انسانی نمیگسلد، بلکه بر این باور است که آفریدگار فرزانه هستی، همه اینها را برای بهرهوری و بهرهگیری شایسته و بایسته انسان، و بهزیستی و بهروزی او آفرید و همه را مقدمه و وسیله رشد و تکامل او و پلههای ترقی او خواسته است.
در جهانبینی مترقی ریحانه پیامبر3، انسان گل سرسبد آفرینش است، پرتوی از نور خداست، نغمهای از روح اوست و از کرامت ذاتی و عظمت خدادادی برخوردار و دارای حقوق و آزادی است و انسان موجودی مسؤول، مکلف و متعهد است.
دختر پیامبر، مرگ را به مفهوم فنا و نیستی نمینگرد و آن را دروازهای به سوی قرب خدا و دیدار پاداش پرشکوه او و پرکشیدن به سرای آرامش و راحتی جاودانه و ماندگار ارزیابی میکند.