عنصر اندیشه در نهج البلاغه، از ارزش و منزلتی خاص برخوردار است. علی عالیترین انسانی بود که از جایگاه ارزشمند اندیشه حراست میکرد. اگر کسی که از او سؤال میکرد و طالب اندیشهای راهگشا بود دریغ نمیکرد و بهترین، عالیترین و زلالترین افکار و اندیشهها را ، به طالب آن بدون کمترین دریغ ارائه میکرد. و هم خود نیز اگر کسی درصدد ارائه مشورت بود، پذیرا بود.
مشاوره دادن به خلفای سه گانه، مخصوصاً به خلیفه دوم در خصوص حضور او در جنگ[1] که جزء بهترین و عالیترین مشاورههای نظامی به شمار میآید. و همچنین طرح مکرر جملة «سلونی قبل اَن تفقدونی...» حکایت از اعلام آمادگی جهت ارائه اندیشه ناب و هدایتگر امام به جامعه و حکومت است.[2]
و از طرفی با بیان اینکه «گمان میکنید اگر حقی به من پیشنهاد دهید بر من گران آید... پس از گفتن حق یا مشورت در عدالت خودداری نکنید.»[3] آمادگی خود را برای پذیرش اندیشه مفید دیگران اعلام میکند.
و حکومت را بستری مناسب برای طرح و ارائه برنامههای مفید و سازنده قرار میدهد. و از همگان برای مشورت دهی به حکومت دعوت میکند.
یعنی اگر کسی دارای اندیشه مؤثر و سازنده برای تحقق عدالت اجتماعی میباشد، حکومت و رهبری حکومت پذیرای آن است.
[1] . نهج البلاغه، خطبه 146.
[2] . نهج البلاغه، خطبه 189.
[3] . نهج البلاغه، خطبه 216.