فاطمه زهرا3 ، پیش از هر چیز شاگرد برازنده قرآن و پیامبر است.
او از کودکی پا به پای پیامبر، راه بزرگ مبارزه با کج اندیشی و ناآگاهی را برای ساختن جامعه و دنیایی زیبا و آراسته به عدل و داد آغاز میکند و همه جا همراه پیشوای بزرگ آزادی است .
او را در دعوتش یاری میکند، پا به پای او به مسجد الحرام میرود، از پدر حمایت میکند، خارهای کینه و تعصب کور را از سر راه او بر میدارد، گرد و غبار و خاک و خاکستری را که دستهای ستم بر سر و روی پیامبر میپاشند، با دستهای کوچک و پرمهرش میزداید،
در برابر مشرکین کوردل یار و یاور تنهایی پیامبر میشود و بدین سان با سن و سال اندک اما قلب بزرگ و روح پرشکوهش به آن حضرت قوت قلب، آرامش دل میبخشد.
در ادامه راه نیز ریحانه ارجمند پیامبر در همه رویدادهای سرنوشت ساز و همه شرایط حساس حضور دارد و همه جا همراه پدر و همسنگر اوست .
آن بانوی نمونه در تمام میدانهای بزرگ فکری، عقیدتی، تربیتی، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی، مربوط به سرنوشت اسلام و جامعه انسانی، حتی جریان مباهله حضوری سرنوشت ساز دارد.
در زندگی مشترک با مولای متقیان امیرمؤمنان علی7 مینگریم که ضمن تدبیر امور جامعه کوچک خانه و خانواده و تنظیم شئون شایسته و بایسته فرزندان ارجمندش، در اوج عفاف و اخلاق باز هم به سرنوشت جامعه و روند تاریخ میاندیشد و در میدان سیاست و تدبیر امور، مشارکت جدی دارد و یار و مشاور امیرمؤمنان و تشویق کننده او در عرصههای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و دفاعی است .
پس از رحلت جان سوز پیشوای توحید نیز هنگامی که گروهی با بازیگری و کج اندیشی، روند جامعه و تاریخ را به انحراف میکشند، این ریحانه ارجمند پیامبر است که مهمترین قطب سیاست و بزرگترین محور مخالفت و مقاومت، در برابر این جریان انحرافی و ارتجاعی است .
اوست که پرچم اعتراض دلیرانه و روشنگرانه را به اهتزاز در میآورد و دستبرد زدن به دین و دفتر را به گوش همگان میرساند و از حق و عدالت دفاع میکند.
آری، آن حضرت نخست با سردمداران جریان استبدادی سقیفه به طور مستقیم وارد بحث و مناظره میشود فکری و دینی مینماید و آن گاه که استبدادگران برای به سکوت کشاندن آن زبان گویای حق و آن منطق ستم سوز و روشنگر، خاندانش را زیر فشار اقتصادی، سیاسی، نظامی، امنیتی و بمباران تبلیغاتی قرار میدهند و آنان را سانسور میکنند، آن بانوی نمونه است که با درایت و قوت قلب به مسجد میرود و در برابر عوام فریبی و زورمداری مدعیان دروغین اسلام، آن حماسه بزرگ و ماندگار را میآفریند.
اوست که در عیادت زنان مدینه از او در بستر بیماریش، به جای ناله از درد و رنج بازو و پهلو، و به جای گریه بر فرزند شهیدش «محسن»، و شکوه از هجوم دژخیمان به حریم خانه و پایمال ساختن حقوق و آزادی و امنیت شخصی و خانوادگیاش، به سان یک پیشوای عقیدتی و سیاسی از حقوق و آزادی مردم و حاکمیت آنان بر سرنوشت خویش دفاع میکند، گفتنیها را میگوید و خیرخواهیها و دلسوزیها را میکند و پس از روشنگری و نورافشانی تحسین برانگیز، از آینده تیره و تار حاکمیت استبداد و اختناق هشدار میدهد.