سخنان ائمه پیشین و نصوص فراوان و پیاپی، به آمدن مهدی بشارت میداد. کسی که با آمدنش بساط ظلم وستم و طاغوتیان را بر میچیند، او فرزند امام حسن عسکری میباشد.
این پیش گویی، در کتابهای پیشینیان نیز آمده بود، و گه گاه، بسیاری مطالب این کتابها رادر میان مسلمین نقل میکردند، و هم در احادیث و اخبار اسلامی، (به ویژه احادیث نبوی.) بر مبنای بشارتهای کتبِ پیشینیان، و هم چنین احادیث اسلامی، مشهور شده بود، که از امام یازدهم فرزندی پدید آید، که ویران کنندۀ تختها، فروافکنندۀ تاجها و پایمال کنندۀ قدرتهاست...
از این روی، فشارها و سختگیریها بر روی امام حسن عسکری بیشتر شده، تا شاید با نابودی ایشان و یا همسرش از تولد مهدی و تداوم امامت جلوگیری شود[1]
عباسیان که به خوبی با این روایات آشنایی داشتند و اطمینان بسیار به وقوع آن داشتند. از ترس زوال قدرت وحکومت خود، بیصبرانه منتظر بودند ببینند که همسر امام حسن عسکری چه کسی میباشد تا او را به شهادت رسانده و یا از بدنیا آمدن کودکش جلوگیری کنند.
در هر دو صورت هدف آنها نابودی زمام امام زمان4 بود (همچون تلاش بیهوده فرعونیان برای نابودی حضرت موسی)!
از دغدغههای اصلی حاکمان عباسی، در زمان امام عسکری، برخورد با مساله غیبت و وجود امام مهدی4 بود که خواب از چشمشان ربوده و آنان را مجبور به انجام حرکاتی در جهت حفظ تاج و تخت خود کرده بود.
برای همین منظور هم دائما امام حسن عسکری7 را زیر نظر داشتند و جاسوسان زیادی را در پوششهای مختلف به خانه ایشان میفرستادند، تا از وجود همسر ایشان آگاهی یافته و نقشه شوم خود را به اجرا درآورند. اما اقدامات هوشمندانه امام حسن عسکری باعث شد به جزاندکی از وجود ایشان اطلاع نیابند.
امام و اطرافیانش در مورد ایشان سخنی نمیگفتند و ایشان را به نامهای مختلف صدا میکردند.
خلفای عباسی حیلههای زیادی برای شناسایی ایشان و از بین بردن کودکش به کار میبردند، از آن جمله میتوان به پیشنهاد یکی از خلفا برای فرستادن کنیز(جاسوس) به خانه امام حسن عسکری برای کمک به ایشان اشاره کرد، که با جواب منفی امام خنثی شد.
گاهی اوقات هم که از یافتن همسر ایشان ناامید میشدند، نقشه قتل امام حسن عسکری را میکشیدند، که همگی به حول وقوه خداوند ناکام ماند.
وقتی زندگینامه امام حسن عسکری را به دقت مطالعه میکنیم به موارد بسیاری از این توطئهها برمیخوریم که به وفور در کتب سنی و شیعه ذکر شده است.
معتمد عبّاسی، امام را تحت مراقبت شدیدی قرار داد، به طوری که کسی جز در شرایط ویژهای که امام با نزدیکان خود قرار گذاشته بود، امکان تماس با آن حضرت را نمییافت.
آنچه که از خارج به ایشان میرسید یا به خارج میدادند، از طریق مراسله بود. امام دائم به یاران امید و بشارت میداد که هیچ نقشه و مکری نمیتواند جلو این قدرت و حکمت خداوندی را بگیرد و روزی این وعده به تحقق میرسد.
عباسیان میخواستند با از میان برداشتن نسل پیامبر، مانع ظهور امام منتظر گردند و امام عسکری در نامهای به همین مطلب اشاره کرده است:
«پنداشتهاند، با کشتن من، نسلم را قطع خواهند کرد، حال آن که خداوند خواسته آنان را تکذیب کرده است و سپاس خدای را که مرا از جهان نبرد، تا آن که جانشین و امام بعد از من را نشانم داد.
او در خلقت و اخلاق، شبیهترین کس به پیامبر اکرم6 است. خداوند او را در دوران غیبت حفظ میکند، سپس او را ظاهر میسازد تا زمین را پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد، سرشار از عدالت و برابری کند.»[2]
دشمن نیز، آنچه در توان داشت به کار گرفت، تا این وعده بزرگ الهی، تحقق نیابد. قابلههای فراوانی در خانوادههای منسوب به امام حسن7، به ویژه در منزل امام گمارد، امام را بارها به زندان افکند، مامورانی را گمارد که اگر فرزندی پسری در خانه امام دیدند، نابودش کنند و... . اما برخلاف برنامه ریزیها و پیشگیریهای دقیق و پی در پی دشمنان، مقدمات ولادت امام مهدی4 آماده شد و توطئه ستمگران، راه به جایی نبرد.
لازم به ذکر است که عباسیان نمیتوانستند امام عسکری را مستقیما بکشند، زیرا امام عنصری مهم و شناخته شده و دارای احترام والایی در میان مردم بود. و ممکن بود با کشتن مستقیم او هرج و مرج ایجاد شده وپایههای حکومت عباسیان بلرزد.
از این رو با نقشههای پنهانی سعی در کشتن ایشان داشتند که همگی ناکام ماند برای اطلاعات بیشتر به زندگی نامه امام حسن عسکری مراجعه شود.
به نمونهای از رذالت عباسیان در این مورد توجه کنید:
امام حسن عسکری در سال 260 ق. رحلت نمود. چون در بین مردم شایع بود که آن حضرت را فرزندی است که در پنهانی نگاهداری شده، و اوست مهدی موعود روایات.
«معتمد عباسی» دستور داد خانه آن جناب را تفتیش نمایند و فرزندش را دستگیر کنند. اما از وجود فرزند اثری ندیدند. پس گروهی از زنان قابله را ماموریت داد تا تمام کنیزان آن حضرت را معاینه کنند و اگر آبستنی در بینشان دیده شد؛ بازداشت نمایند.
زنان قابله به یکی از کنیزان بدگمان شده مراتب را گزارش دادند. خلیفه آن کنیز را در حجرهای بازداشت نمود و «نحریر خادم» را مراقب او گردانید و تا از حملش مایوس نشد، آزادش نکرد. به خانه امام حسن تنها اکتفا نکرد، بلکه وقتی از دفن جنازه فارغ شد، دستور داد، تمام خانههای شهر را با کمال دقت تفتیش کنند.[3]
[1] . خورشید مغرب، محمّد رضا حکیمی، ص 21 ـ 22، با تصرف.
[2] . زندگانی امام حسن عسکری7، آیت ا. . . محمدتقی مدرسی، با اندکی تلخیص * سیرهٔ الائمه الاثنی عشر * مرتضی مطهری، مجموعه آثار، جلد 18 صفحه 147 * حیاهٔ الامام العسکری.
[3] . برگرفته شده از «پیدای پنهان » ویژه نامه نیمه شعبان 1419 ق. ستاد بزرگداشت نیمه شعبان مسجد آیت الله انگجی تبریز.