borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
3 . ستیز با عقاید نادرست

ابراهیم و موسی با عقایدی که آن را نادرست می‌دانستند و کسانی که چنان اعتقاداتی داشتند مبارزه کردند.

«کار صحیح کار ابراهیم است که خود را کسی می‌داند که یک فکر آزاد دارد و تمام مردم را در زنجیر عقاید سخیف و تقلیدی که کوچک‌ترین مایه‌‌ای از فکر ندارد گرفتار می‌بیند.

مردم به عنوان روز عید از شهر خارج می‌شوند و او بیماری را بهانه می‌کند و خارج نمی‌شود؛ ﴿فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ‌* فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ‌ * فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ‌ ﴾[1] بعد که شهر خلوت می‌شود وارد بتخانه بزرگ می‌شود، یک تبر بر می‌دارد تمام بت‌ها را خرد می‌کند و بعد تبر را به گردن بت بزرگی می‌آویزد؛ ﴿فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَ لاَ تَأْکُلُونَ * مَا لَکُمْ لاَ تَنْطِقُونَ‌ * فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ‌﴾[2] عمداً این کار را کرد برای این که به نص قرآن کریم بتواند فکر مردم را آزاد کند.

و یا، موسی بن عمران7 وقتی می‌بیند قومش گوساله سامری را به عنوان یک بت انتخاب کرده‌اند و پرستش می‌کنند گفت: ﴿لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً﴾؛ البته آن را آتش می‌زنم و خاکسترش را هم بر باد می‌دهم.»[3]

بر این اساس، آن شهید بزرگوار، آزادی عقیده‌‌ای را که از روی تفکر و تأمل و اندیشه باشد می‌پذیرد و اما عقیده‌‌ای را که از روی تقلید و تعصب و عادت‌‌ها شکل گرفته است، ناپذیرفتنی می‌داند:

«در اسلام آزادی تفکر و آزادی عقیده‌‌ای که بر مبنای تفکر، درست شده باشد هست، اما آزادی عقیده‌‌ای که مبنایش فکر نیست، هرگز در اسلام وجود ندارد. آن آزادی معنایش آزادی بردگی است، آزادی اسارت است، آزادی زنجیر در دست و پا قراردادن است. بنابراین حق با انبیا بوده است، نه با روشی که دنیای امروز می‌پسندد. حق با انبیا بوده است که این گونه زنجیرها را از دست و پای بشر بر می‌گرفتند، پاره می‌کردند و در نتیجه می‌توانستند بشر را وادار به تفکر بکنند.»[4]

«آزادی عقیده در معنای اخیر نه تنها مفید نیست، بلکه زیانبارترین اثرات را برای فرد و جامعه به دنبال دارد.»[5]

اصل مهمی که مورد توجه شهید مطهری(ره) قرار گرفته است آن است که، عقیده، اکراه بردار نیست و نمی‌توان با زور و فشار به کسی عقیده‌‌ای را تحمیل کرد و عقیده سابق وی را گرفت.

اگر اسلام اجازه داده است زنجیرها را از دست و پای بت پرستان، شیطان پرستان و… باز کنیم، این به معنای تحمیل دین بر ایشان و اجبار آنان بر قبول آن نیست.

(اسلام از یک طرف با بت پرستی‌‌ها بدان شدت مبارزه می‌کند، و از طرف دیگر به همان بت پرست می‌گوید: اگر می‌خواهی خدا را بپذیری، در حالی که بت را پذیرفته‌‌ای، قبول ندارم، باید خدا را با عقل آزاد بپذیری؛ ﴿وَ فِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ‌ * وَ فِي أَنْفُسِکُمْ أَ فَلاَ تُبْصِرُونَ‌ ﴾[6] خدا را می‌خواهی بپذیری؟ همین جوری قبول نیست، برو روی زمین مطالعه کن، روی مخلوقات زمین مطالعه کن، در گیاه‌‌ها مطالعه کن، در بدن و روحت، در خلقت خودت، حیوانات و آسمان‌ها مطالعه کن.

این قدر می‌گوید، راجع به توحید مطالعه کن که انسان باید عالم بشود، خود به خود یک علمی به دست می‌آورد، تا از مجرای علم به توحید برسد، به معاد برسد، به نبوت برسد؛ ﴿إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ‌ * الَّذِينَ يَذْکُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَ قُعُوداً وَ عَلَى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَکَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هٰذَا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾ [7]

 


[1] . (صافات / 88 – 90

[2] . صافات / 91 – 93

[3] . مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی ، 101- 102

[4] . همان ، 109.

[5] . مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی ، 8.

[6] . ذاریات / 20 و 21.

[7] . آل عمران / 190 و 191.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: