حضرت امیرمؤمنان میفرماید: «خداوند از علما عهد و پیمان گرفته است که در برابر پرخوری و ستم ظالمان و محرومیت و گرسنگی مظلومان بی تفاوت و آرام ننشینند»[1] و اگر امکان تغییر وضع و جلوگیری از ظلم و تامین زندگی مرفه برای همه محرومان و محتاجان را ندارند، لا اقل از آن چه اختیار دارند، به وضع نابسامان مستمندان و محتاجان رسیدگی کنند.
به علاوه برای همدردی با رنج کشیدگان و محتاجان وضع زندگی خود را از لحاظ خوراک و پوشاک و مسکن و غیر آن، هم سطح زندگی آنها قرار بدهند و با شرکت عملی در غم زندگی مستمندان و محرومان بر زخم دلهای آنها مرهم بگذارند.
حضرت امیر مؤمنان که در دوره خلافت خویش از هر وقت دیگر زاهدانه تر زندگی میکرد، میفرمود:
«خداوند بر پیشوایان عادل فرض و واجب کرده است که زندگی خود را با طبقه ضعیف هم طراز قرار بدهند تا رنج فقر، مستمندان را ناراحت نکند .»[2]
و هم آن حضرت فرمود:
«من هم اگر بخواهم، میتوانم از عسل مصفی بنوشم و از مغز گندم برای خود، نان تهیه کنم و لباسهای نرم و لطیف بپوشم، ولی هیهات چگونه ممکن است هوای نفس بر من غلبه کند و مرا به سوی انتخاب بهترین خوراکها بکشاند، در صورتی که شاید در سراسر کشور حجاز یا در سرزمین یمامه، افرادی یافت شوند که امید همین یک قرص نان را هم ندارند و دیر زمانی است که شکمشان سیر نشده است. آیا سزاوار است شب را با سیری صبح کنم، در صورتی که در اطرافم شکمهای گرسنه و جگرهای سوزان قرار دارد .»[3]
و هم آن حضرت فرمود:
«آیا با عنوان لقب امیرالمؤمنین که روی من نهاده و مرا با آن خطاب میکنند، خودم را قانع سازم و در سختیهای روزگار با مؤمنین شرکت نداشته باشم و یا در فقیرانه زندگی کردن، امام و پیشوای آنان نباشم .»
حضرت در بیان کیفیت زندگی خویش و علت آن فرمودند:
«خدا مرا پیشوای خلق قرار داده است و به همین سبب، بر من فرض کرده است که زندگی خود را در خوراک و پوشاک در حد ضعیفترین طبقات اجتماع قرار بدهم تا از طرفی، مایه تسکین آلام فقیر و از طرف دیگر، سبب جلوگیری از طغیان غنی گردد .»[4]
علامه مجلسی در بحارالانوار میگوید: حضرت باقر فرمودند:
«حضرت امیر مؤمنان مدت پنج سال که حکومت کرد، نه آجری روی آجری گذاشت و نه خشتی روی خشتی و نیز قطعه زمینی را به خود اختصاص نداد و موقع ارتحال هم نقره و طلایی (پول آن روز) به ارث نگذاشت .»[5]
و نیز در بحارالانوار از اصبغ بن نباته، که از یاران مخصوص حضرت امیر مؤمنان است، نقل میکند که آن حضرت فرمودند:
«من روزی که در ابتدای حکومت خود داخل شهر شدم، این لباس را که اکنون بر تن دارم، بر تن داشتم و این لوازم مسافرت مانند یک قاشق و لیوان نیز همراهم بود و بر این شتر که هم اکنون زیر پای من است، سوار بودم. اگر روزی از این شهر بیرون بروم و غیر از اینها - که روز اول همراه داشتم - چیزی همراه داشته باشم، جزء خیانتکاران میباشم .»[6]
و بنابر فرمایش امام باقر، حضرت امیر مؤمنان در زمان حکومت خود به مردم نان گندم و گوشت میخوراند، ولی خود نان جو با سرکه میخورد. [7]
و نیز امام باقر فرمودند:
«حضرت امیر مؤمنان که از دنیا رفت، هشتصد هزار درهم مدیون بود و حضرت مجتبی باغستانی را که ملک آن حضرت بود، به پانصد هزار درهم فروخت، و این مقدار از آن قرض را ادا کرد. و بعد از آن باغستان دیگری را نیز که حضرت امام حسن مجتبی به دست آورده بود، به سیصد هزار درهم فروخت، و بقیه قرض حضرت امیر مؤمنان را ادا کرد و این جریان برای خاطر این بود که حضرت امیر مؤمنان چیزی از بیت المال نگه نمیداشت و فورا به فقرا میداد .»[8]
[1] . نهج البلاغهٔ، خطبه 3.
[2] . همان، خطبه 209.
[3] . همان، نامه 45.
[4] . اصول کافی، ج 1، ص 410.
[5] . بحارالانوار، ج 40، ص 322.
[6] . همان، ص 325.
[7] . همان، ص 327.
[8] . همان، ص 339 – 338.