از نظر قرآن، انسان فطرتا خوبی و بدی را میشناسد و میتواند این دو را از یکدیگر باز شناسد. انسان دارای چنان توانایی است که میتواند با تأمل در اعمال و رفتار و امور زندگی، درست و نادرست را از یکدیگر تشخیص دهد. خداوند در سوره شمس میفرماید:
﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا﴾؛
پس فجور و تقوا (شر و خیر) را به او (انسان) الهام کرده است».
براساس این آیه، شناخت خیر و شر به انسان الهام شده است و انسان فطرتا میتواند این دو را تشخیص دهد. بنابراین؛ از دیدگاه اسلام، انسان به این دلیل آزاد دانسته شده که میتواند خود، خوبی و بدی را درک کند و بر اساس این درک، مسیر درست را انتخاب نماید.
بنابراین، آزادی انسان بر مبنای فطرت و شناخت فطری وی نیز اثبات میشود. و به گفته استاد مطهری: «اختیار و آزادی جز با قبول آنچه در اسلام به نام فطرت نامیده میشود و قبل از اجتماع در متن خلقت به انسان داده شده است، معنا پیدا نمیکند».[1]
همچنین علاوه بر امکان شناخت فطری از خوبی و بدی، انسان موجودی است عاقل و با برخورداری از عقل میتواند خیر و شر را تشخیص دهد.
عقل از دیدگاه اسلام جایگاه بسیار بالایی داشته و در مقایسه با دیگر قوای بدن از ارزش والاتری برخوردار است. از نظر اسلام شناختی که بر اساس عقل به دست آید، شناخت حقیقی است و به گفته امام علی7 عقل، هیچ گاه به انسان خیانت نمیکند:
با توجه به آنچه به اختصار گذشت، میتوان ویژگیهای انسان را از دیدگاه قرآن در یک جمع بندی این گونه خلاصه کرد: انسان خلیفه و جانشین خداوند در روی زمین بوده، فطرتی خدا آشنا، شخصیتی مستقل و آزاد داشته، موجودی مختار و با اراده و قادر به تغییر سرنوشت خود بوده، از خوبی و بدی شناخت فطری داشته و از عقل برخوردار است. این ویژگیها پایه و مبنای مستحکمی برای آزادی انسان فراهم میسازد و بدین ترتیب، روشن میشود که مولفه اول آزادی )فاعل) از نظر قرآن دارای چه ویژگیهایی است.
[1] . مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج3، ص 420.