مانند:﴿وَ قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَکُمْ وَ لاَ تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّـهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴾[1]
﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّـهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ﴾
﴿الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ ﴾[2]
﴿قَاتِلُوا الْـمُشْرِکِينَ کَافَّةً کَمَا يُقَاتِلُونَکُمْ کَافَّةً﴾[3]
﴿وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ يَکُونَ الدِّينُ کُلُّهُ لِلَّهِ﴾[4]
﴿وَ مَا لَکُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَ الـْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ﴾[5]
که در دومین گروه از آیات، جهاد را در اسلام، دفاعی در راستای حفظ کیان حکومت اسلامی، دفاع از مستضعفین و مظلومین و مبارزه با اختناق معرفی میکنند، و اطلاق آیاتی را که در گروه نخست، جهاد را به گونهای مطلق تشریع نموده از بین میبرند. بدین رو، جهاد در اسلام، بر خلاف تصور عدهای برای تحمیل عقیده بر دیگران نیست.
قرآن براین نکته تأکید دارد؛ که ظلم ظالمان را از بین ببرید، برای دفاع از خود با مخالفان نبرد کنید، و یا در مواردی با آنان که مانع تبلیغ دین میشوند بستیزید، تا موانع تبلیغ دین اسلام از بین برود، اما حق تحمیل عقیده ندارید. به باور شهید مطهری، دو گروه دیگر از آیات، مقید کننده آیات مطلق به شمار میآیند:
1 . آیاتی که پذیرش دین را منوط به اراده و انتخاب انسان میدانند، مانند:
﴿لاَ إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ﴾
2 . آیاتی که تحمیل عقیده بر دیگران را نفی کرده و ایمان و بی ایمانی را امری اختیاری معرفی مینمایند مانند:
﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ﴾[6]
﴿وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَکْفُرْ﴾[7]
﴿وَ لَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَکُونُوا مُؤْمِنِينَ﴾[8]
(اگر زور صحیح بود و مسلمانان حق داشتند غیرمسلمانان را با اجبار و زور مسلمان کنند، خدا خودش به اراده تکوینی خویش میتوانست همه مردم را مؤمن کند، اما ایمان امری است که مردم باید انتخاب بکنند.
پس به همان دلیل که خود خدا با اراده تکوینی و اجباری مردم را مؤمن نکرده است و مردم را مختار و آزاد گذاشته است، تو همای پیامبر، مردم را باید آزاد بگذاری هر که دلش بخواهد ایمان بیاورد و هر که دلش نخواهد ایمان نیاورد.
﴿لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ أَلاَّ يَکُونُوا مُؤْمِنِينَ﴾[9]
ای پیامبر! تو مثل این که خودت را میخواهی هلاک کنی که اینها ایمان نمیآورند، این قدر غصه اینها را نخور. ما اگر بخواهیم با اراده تکوینی و به زور، مردم را با ایمان بکنیم که راهمان باز و آسان است:﴿إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ﴾[10] ما اگر بخواهیم از آسمان آیهای نازل میکنیم، عذابی نازل میکنیم به مردم میگوییم یا باید ایمان بیاورید، یا با این عذاب شما را هلاک میکنیم، همه مردم بالاجبار ایمان خواهند آورد، ولی ما این کار را نمیکنیم، چون میخواهیم ایمان را مردم خودشان اختیار کنند.[11]
در نظر استاد شهید، فقیهان بر این امر اتفاق دارند، که جهاد تنها به عنوان دفاع، مشروع است، ولی نکته مهم این است که مصداق دفاع، آیا تنها دفاع از شخص خود و یا حداکثر ازملت خود میباشد، یا دفاع از انسانیت نیز دفاع شمرده میشود.[12]
و این خود برخاسته از این دیدگاه است که؛ ایشان، توحید را در زمره حقوق به شمار میآورد، چنان که آزادی را.
بر این اساس میتوان چنین نتیجه گرفت که در اسلام، آزادی عقیده معتبر است و تشریع جهاد و آیات جهاد، هیچ گونه تضادی با آزادی عقیده نداشته و مصادیق دفاع، هم چون؛ دفاع ازخود و کیان دینی، دفاع از مظلومان و مستضعفان، برداشتن موانع تبلیغ دین و توحید، تنها دلالت بر این دارد، که مسلمانان میتوانند با غیر مسلمانان بر اساس این عناوین، مبارزه و جهاد نمایند، ولی حق تحمیل عقیده بر ایشان را ندارند.
[1] . بقره / 190
[2] . حج / 39
[3] . توبه / 36
[4] . انفال / 39
[5] . نساء /75
[6] . نحل / 125
[7] . کهف / 29
[8] . یونس / 99
[9] . شعراء/ 3
[10] . (شعراء/ 33
[11] . همان، 36.
[12] . همان، 44.