تاریخ دقیق وفات ایشان همانند سال تولدشان نامشخص است و روایات متفاوتی در مورد آن وجود دارد:
1. ذبیحالله محلاتی نویسنده ریاحین الشریعه سال وفات بانوی سامرا را ٢۶١ هـ. ق ذکر نموده، و مینویسد:
«در سنه ٢۶١ در سُر ِّمَن رَأیٰ (سامرا) به جوار حق شتافت زیرا معتقدند نرجس خاتون زمان شهادت امام حسن عسکری در کنار ایشان حضور داشته است[1] که البته این مورد مشکوک است زیرا تاریخ نویسان اکثرا گفتهاند کنیزی به نام صقیل در کنار امام بوده و عنوان نکردهاند وی همسر امام است.
علامه مجلسی در قسمتی از بحارالانوار اینگونه مطرح میکند که هنگام شهادت امام به غیر از عقید خادم امام و صاحب الامر و کنیزی به نام صقیل و یکی از یاران امام کسی در آنجا حضور نداشته ولی عنوان نمیکند که صقیل والده امام زمان است.
و یا در همین کتاب ماجرا از زبان عقید بیان میشود و عنوان میکند به غیر از من و کنیزی صقیل نام و صاحب الزمان در کنار امام کسی نبود باز هم عنوان نمیشود که کنیز مربوطه نرجس خاتون است.
شیخ طوسی هم در قسمتی از کتابش الغیبه ماجرا را اینگونه مینویسد به غیر از علی نوبختی و امام زمان و عقید و یک کنیز کس دیگری کنار امام نبوده. پس ممکن است نرجس خاتون نباشد[2]
2 . به روایتی دیگر ایشان قبل از شهادت امام حسن عسکری از دنیا رفتهاند زیرا هنگامی که امام از وقایع بعد از شهادت خود نسبت به فرزند و عیالش خبر داد حضرت نرجس خاتون از آن حضرت خواستند که دعا بفرمایند قبل از ایشان از دنیا بروند چون تحمل دیدن این امور را ندارند و امام این چنین کردند.[3]
3 . روایتی دیگر وفات ایشان را چند سال بعد از شهادت امام حسن عسکری میداند.[4]
این روایت این است پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری جعفرکذّاب که اوضاع را بر وفق مرادش ندید به نزد معتمد خلیفه رفت و چگونگی اوضاع راشرح داده و از وجود امام زمان7 به اوخبر داد.
معتمد که درپی چنین روزی بود، سربازان را به خانه ایشان فرستاد. آنها به خانه امام هجوم آوردند و منزل را بازرسی و سپس مهرو موم کردند.
امام زمان از غفلت آنان استفاده کرد و از منزل خارج شد. آنان کنیزی صقیل نام را دستگیر کردند، و برای بازجویی نزد مأموران بردند تا دربارۀ کودک از او سؤال کنند، کنیز برای حفظ جان امام زمان ادعای بارداری کرد تا بتواند موضوع امام را مخفی کند و بازداشت شد.
پس از دستگیری مدت دو سال تحت نظر قرار گرفت. در این دوران که تحت مراقبت عباسیان و در خانة معتمد خلیفه عباسی بود به یقین مشکلات زیادی برای او به وجود آمد و این محدودیتها برایش ناراحتکننده بود.
پس از انقضای این مدت به علت درگیریها و آشوبهایی که در نقاط مختلف خلافت عباسی روی داد (مانند قیام صالح الزنج در بصره و حملۀ یعقوب بن لیث و مرگ ناگهانی عبیدالله بن یحیی بن خاقان) حکومت عباسی تمام نیروی خود را برای رویارویی با این حرکتها بسیج کرد و دیگر مجال سختگیری در مورد خاندان امام باقی نماند. از اینرو، از ایشان رفع توقیف به عمل آمد، و ایشان آزاد شد.
پس از رهایی مدتی در خانه حسن بن جعفر کاتب نوبختی به سر برد و مورد توجه شیعیان قرار گرفت و آوازه صلاح، تقوا و مستجاب الدعوه بودن او در میان شیعیان پیچید. با توجه به کمال عظمت و فضیلت و پاکی وی، خیل عظیم مشتاقان اهلبیت: برای استجابت دعا و رفع گرفتاری و مشکلات خویش به او رجوع میکردند و این موجب سوء ظن عباسیان گردید. از اینرو، وی را از دسترس جامعه شیعه دور نمودند.
این جریان مصادف با دوران معتمد عباسی بود. وی نیز مانند متوکل مخالف جدی شیعیان بود. از اینرو نرجسخاتون را از خانه حسن بن جعفر نوبختی بیرون کشید و در قصر خود محبوس نمود تا اینکه در دوران معتمد عباسی، این بانوی گرامی و بافضیلت وفات یافت و در کنار مرقد پاک امام حسن عسکری و امام هادی در سامرا به خاک سپرده شد.[5]
[1] . مراجعه شود به ذبیح الله محلاتی، نویسنده ریاحین الشریعه.
[2] . برگرفته از بحار الانوار علامه مجلسی، ص 176، جلد 12؛ الغیبهٔ شیخ طوسی، زندگانی عسکریین ابوالقاسم سحاب، ص 112.
[3] . زندگانی عسکریین ابوالقاسم سحاب، ص 152، ج 2؛ و دیگر کتابها.
[4] . اقتباس از بحار، ج 5، ص 6 تا 10؛ ریاحین الشریعه، ج 3، ص 24 تا 32.
[5] . ماهنامه موعود شماره 978، پروین دخت اوحدی حائری، برگرفته از زندگانی عسکریین ابوالقاسم سحاب، ص 105 و 104.