در این زمینه سئوالات بسیاری پرسیده شده منجمله:
1 . چگونه نرجس خاتون بدون اینکه حامله باشد، ناگهان زایمان میکند!؟ و چرا نرجس خاتون به بیرون شهر مهاجرت نکرد تا نیازی به اینگونه بارداری پنهانی از طرف خداوند نباشد؟ یا بلکه کافی بود که نرجس خاتون در دوران حاملگی خودش از خانه خارج نمیشد تا کسی از حاملگی وی مطلع نشود!
2 . آیا امام زمان از آمیزش جنسی و حاملگی عادی بدنیا آمد این حالت نیازمند طی شدن دوران طبیعی حاملگی و عوارض آن است که روایت شما آن را نقض میکند!؟
3 . یا اینکه دفعتا و معجزه آسا و بدون آمیزش جنسی و دوران حاملگی بدنیا آمد (شبیه حضرت عیسی) (در اینحالت ما نمیتوانیم امام عسکری را پدر امام زمان بدانیم!)؟
اولا: در شان ما نیست و دور از اخلاق است که بخواهیم در مورد مسائل زناشویی امام بزرگوارمان صحبت کنیم و در تاریخ هم موردی ثبت نشده که ما بخواهیم آن را بیان کنیم.
ثانیا: نرجس خاتون چند ماه قبل از زایمان مشاهده میکند که نوری به داخل بدنش وارد میشود و وقتی از امام حسن عسکری میپرسد ایشان میفرمایند که. ای نرگس! تو بارداری فرزند تو پسر است و اسم او محمد است و امام پس از من، اوست. [1]
پس میبینیم که سؤال سوم کاملا بی اساس است. نرجس خاتون3 به همراه همسرش میدانسته که به زودی صاحب فرزندی خواهند شد، اما این موضوع را به دلایل امنیتی و غیره ... برای کسی فاش نکردند.
ثانیا: علائم بارداری نرجس خاتون به دلیل حفظ آن بانو از شر دشمنان، به حول وقوه خداوند، تا زمان زایمان نامشخص ماند، که اینجا میبینیم معجزه رخ داده ...
پس نتیجه میگیریم که: نرجس خاتون حامله بوده وخود این موضوع را میدانسته است. ولی برای حفظ جان خود و فرزندش برای کسی بازگو نمیکند. امام حسن عسکری پدر امام زمان میباشند و علائم بارداری نرجس خاتون مخفی بوده و ناگهان در هنگام زایمان علائم ظهور میکند.
دیدیم که امام حسن عسکری در پاسخ حکیمه خاتون، که میپرسد در نرجس اثری از بارداری نیست، میفرماید:
هنگام طلوع فجر مطلب روشن میشود. زیرا مثل او مانند مادر موسی است، که آثار حملش ظاهر نشد، و کسی تا وقت ولادتش متوجه نگشت. چون فرعون شکم زنان حامله را میدرید و به دنبال موسی میگشت. جریان فرزندم مهدی هم همانطور است.»
خلاصه استدلال امام این است، که اراده ازلی خداوند تعلق گرفته که انسانها را هدایت و ارشاد نموده و میفرماید: «جن و انس را نیافریدم مگر به منظور عبادت (و معرفت) آنها نسبت به من»[2]
و به خاطر همین هدف عالی، پیمبران را فرستاده و به همین منظور وعده قاطع داده، که زمین را تحت لوای دولت حقهای اداره میکند. خداوند با قدرت بینهایت خود به هر شکلی حجت خود را برای بشر ذخیره مینماید، گاهی به شکل طبیعی و گاهی به صورت خرق عادت. و چون فشار هیئتهای حاکمه به حد اعلی رسیده، و وجود امام مهدی4 هم در اجرای هدف خداوندی نقش مهمی دارد و از طرف دیگر، به صورت طبیعی نمیشود امام را از دست حکومتهای جبار حفظ کرد، باید امام را از راه خرق عادت و غیر طبیعی حفظ نمود.
لازم به ذکر است که ما، در تاریخ نمونههای بسیاری از مادرانی را داریم، که به حول وقوه خداوند، بارداری آنها فقط به دلیل حفظ جان آنها از دشمنان پنهان بوده! مثلا ولادت موسی بن عمران.
میدانیم که غرض مهم هدایت بشر موکول به ولادت آن حضرت بود و چون مساله ولادتش در اثر فشارهای دستگاه فرعون به صورت طبیعی غیر ممکن بود، از این رو ولادت و نگهداری وی به صورت اعجاز انجام گرفت.
حال میبینیم که در جریان ولادت امام زمان ، هدایت بشر و تحقق پیداکردن وعده خداوندی (برقراری دولت حق) به دست آن حضرت خواهد بود. از این رو اراده بی نهایت خداوندی براین قرار گرفت که آن حضرت را به صورت معجزه آسایی از نظر ولادت از یک سو، و از سوی دیگر برای مدت طولانی حفظ و نگهداری نماید. چون جریان ولادت موسی مورد اتفاق است، جریان امام مهدی به نظر بعید نمینماید.
حضرت عسکری با نرجس خاتون آمیزش داشته است و این آمیزش روال طبیعی خود که انعقاد نطفه باشد را داشته است و درست است که حاملگی آثاری دارد، اما اگر اراده خدا بر این باشد که دشمن از وجود فرزند در شکم مادر مطلع نشود میتواند این آثار را از بین ببرد.
کما اینکه در تاریخ در مورد بعضی از انبیا مثل موسی، ابراهیم و عیسی ذکر شده است .
این که گفته میشود؛ نرجس آثار حاملگی نداشته است، به این معنی نیست که بچهای را در شکم خودش نداشته است.
درست است که هر جسمی فضا اشغال میکند و اگر بچهای در شکم نرجس میبود، مسلما شکم وی برآمده میشد! اما باید دانست که بچه وجود داشته، فقط رشد جنین کند بوده است، برای همین آثار بارداری نامشخص بوده! معجزه وخرق عادتی که در اخفاء آثار حمل به نظر میرسد، این است که نطفه در مدت نه ماه حمل یا به کلی رشد نکرده و یا اینکه بسیار کند مراحل رشد را پیموده است. سپس اندکی قبل از زایمان به سرعت جنین رشد کرده و آماده تولد گردیده است. در این صورت قابلههای ماهر هم نمیتوانند آثار حمل راببینند تا چه رسد به دید سطحینگر انسان.
علم پزشکی امروز، از شناخت حمل در ماه اول ناتوان است تاچه رسد به دوره عباسیان، پس اگر به اراده خدا جنین برای تمام دوران حمل به همان شکل ماه اول باقی بماند، هیچکس قادر نیست که از وجود حمل آگاه شود.
از طرفی باید گفت که جاسوسان همواره خانه امام را زیر نظر داشتند، حتی قابلههایی به عنوان جاسوس به خانه حضرت فرستاده میشدند تا ببینند کدام زن در خانه امام حسن باردار است، تا فورا به اطلاع حکومت برسانند.
پس میبینیم که اگر نرجس حامله بودنش مشخص بود، صرف ماندن در خانه و عدم خروج از آن نمیتوانست خود را حفظ کند، زیرا فورا او را شناسایی میکردند.
میدانیم که امام حسن عسکری در تبعید به سر میبردند و امکان هجرت به جای دیگر را نداشتند. حتی اطرافیان حضرت تحت نظر بودند، در صورت امکان وجود هجرت، باز هم طاغوتیان آنها تعقیب کرده و زیر نظر میگرفتند و بالاخره از بارداری نرجس خاتون آگاه میشدند و او را به شهادت میرساندند. پس نرجس خاتون با هجرت کردن از سامرا هم نمیتوانست خود را حفظ کند ... .
خداوند خواست که امام زمان در خود شهر سامرا به دنیا بیاید، تا به طاغوتیان اثبات کند که وعده خداوند با وجود تمامی قدرت آنها تحقق یافتنی است. و کسی نمیتواند جلوی مشیت الهی را بگیرد.
و از طرفی معجزه گونه بودن ولادت امام را نشانهای در جهت هدایت بیشتر مسلمانان و غیره قرار دهد، شاید عدهای از این امر پند گرفته و به راه راست هدایت شوند.
چه تدبیری میتواند بهتر از این باشد که روشی اتخاذ شود که حتی کنیزان و غلامان خانه هم متوجه بارداری نرجس نشوند. وقتی شکی ایجاد نشود کنجکاوی هم به دنبال آن نخواهد آمد.
از طرفی تولد امام در هنگام طلوع فجر واقع شده است، اینهم خود دارای اهمیت فراوانی است، زیرا باید تولد وقتی انجام گیرد، که تمام چشمها و به ویژه چشم جاسوسان دستگاه، در خواب عمیقی فرو رفته باشد.
[1] . بحارالانوار، ج51، ص13
[2] . سوره ذاریات، آیه 51.