عقیده و اندیشه، زمانی از ارزش و اعتبار برخوردار است که در قالبهای گوناگون هم چون آزادی بیان و قلم نمود پیدا کند. بنابراین میان آزادی بیان و عقیده نوعی وابستگی شدید وجود دارد.
بر این اساس میتوان دیدگاه ایشان را در مورد آزادی بیان و قلم، از آنچه در مورد آزادی عقیده بیان داشتهاند، به دست آورد.
اگر ایشان به آزادی عقیدهای که از روی عدم تفکر به دست آمده است باور داشته باشند، در مورد آزادی بیان آن عقیده نیز همین گونه خواهد بود. و بر این اساس بت پرستان حق نخواهند داشت که به تبلیغ و ترویج عادتها و سنتهای خود بپردازند.
اما درباره عقایدی که از روی تفکر و تأمل شکل گرفته باشد معتقد به آزادی بیان و قلم بوده و برای این آزادی شرطی را بیان میدارد که در واقع با اصول آزادی انسان سازگار مینماید:
«در اسلام، آزادی تفکر پذیرفته شده و ارائه اندیشهها آزاد است، اما نباید توطئه و ریاکاری در میان باشد، افراد باید آنچه را واقعاً به آن ایمان و اعتقاد دارند ابراز و بیان کنند، نه آن که ریاکاری کنند. نباید به نام آزادی، اغفال و توطئه و نفاق صورت بگیرد.»
به باور استاد شهید، استفاده مارکسیستها از آیات قرآن و تفسیراین آیات، توطئه و اغفال و فریب است و هیچ ربطی به آزادی ندارد، و در حقیقت این روش مارکسیستها خیانت به دیگر انسانها و آزادی، سلامت و حیثیت آنها است. [1]
شرط یاد شده، اگر در بیان عقاید و ابراز اندیشه باشد، صاحبان اندیشه میتوانند از آزادی بیان و قلم برخوردار باشند. و تجربه نشان داده که در این موارد هر چند بر ضرر اسلام سخن گفته شود، باز در نهایت اسلام سود برده است.
«هرکس میباید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد، و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد.
اتفاق تجربههای گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه ازیک نوع آزادی فکری هر چند از روی سوء نیت برخوردار باشد این امر به ضرر اسلام تمام نشده، بلکه در نهایت به سود اسلام بوده است.
اگر در جامعه ما، محیط آزاد بر خورد آراء و عقاید به وجود آید، به گونهای که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرفهای خود را مطرح کنند و ما هم در برابر، آراء و نظریات خودمان را بگوییم، تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتر رشد میکند.» [2]
[1] . مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، 109 – 110.
[2] . همان، 63