رمز پایداری جوامع، در گرو حیات فکری آنان است و با فقدان حیات فکری، رسیدن به زندگی راستین بیش از خیالی خام نیست.
آزادی تفکر برای جوامعی که حرفی برای گفتن دارند و به کلام خویش اعتماد و به صحت و منطقی بودن آن عقیده مندند شعار همیشگی است.
از این روی قرآن کتاب آسمانی ما بارها مردم را به اندیشیدن تشویق کرده است و کسانی را که قدرت عقلانی و اندیشه خویش را به کار نمیگیرند نکوهش نموده است.
قرآن کریم تا آنجا پیش رفته است که افرادی را که از نیروی عقلانی خویش بهره نمیجویند به انعام (چهارپایان) تشبیه کرده است و حتی انسانهایی از این دست را از آنها نیز گمراهتر میداند.
بدین جهت در مکتب اسلامی هرگز اندیشیدن و فراهم آوردن زمینههای تفکر برای مردم و دعوت آنان به انتخاب پس از اندیشه کردن مطرود نیست و از کمال مطلوبیت نیز برخوردار است. در عین حال این آزادی باید به کمال انسان مدد رساند، نه آن که به گسترش ضلالت منجر شود. بر این اساس امام خمینی(ره) درباره آزادی چنین میفرمایند: «در اسلام آزادی به طور مطلق است، مگر آنچه به حال ملت ضرر داشته باشد و موجب مفسدهای باشد».
البته به نظر میرسد بحث از آزادیِ اندیشیدن چندان ضروری نباشد، چرا که اصولاً الزام اجتماعی و قانونی در منع اندیشیدن ـ با توجه به آنکه امری باطنی است- مفهومی ندارد؛ حداکثر چیزی که قانوناً امکان دارد؛ منع از حضور در مجامع یا خواندن کتب است که در آزادی عملی و اجتماعات قابل طرح است.