borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
آیا تقوا مخالف آزادی است؟

می‌پرسیم، تقوا چیست؟ تقوا در منابع لغت از جمله در «لسان العرب» به معنای حفظ و صیانت معنی شده است؛[1] و شهید مطهری نیز به همین معنی در کتاب ده گفتار تأکید می‌کند.[2] بنابراین تقوا یعنی صیانت و نگهداری از هرچه که به زیان انسان است.

باز می‌بینیم تقوا نیز، همچون آزادی در ارتباط با انسان معنی و مفهوم پیدا می‌کند. حال در پاسخ باید گفت؛ اگر واقعیت انسان را همین عناصر، اجزاء و ارکان ظاهری او بدانیم، که در بستر عوامل طبیعی قرار گرفته و همراه با گذر ایام و سیلان دوران به زندگی خود ادامه داده و پس از چند صباحی از بین رفته، هیچ اثر و ثمری از او باقی نخواهند ماند، در چنین صورتی تقوا، مخالف با آزادی طبیعی و حیوانی انسان خواهد بود، چنان‌که علامه جعفری نیز این مطلب را بیان کرده و می‌گوید: زندگی به معنای طبیعی و معمولی آن نه تنها نیازی به دین ندارد، بلکه دین در بعضی موارد، مزاحم آن است. [3]

اما اگر عناصر مادی‌،‌ بخش ناچیزی از واقعیت هستی انسان را تشکیل دهد، و بخش اصیل و جاویدان حیات او مربوط به بعد ملکوتی او باشد، که بایستی به دست خود انسان طراحی و معماری شده و در جهان ابدی به نمایش گذاشته شود، در این صورت، تقوا نه تنها منافاتی با آزادی انسان نخواهد داشت، بلکه اساساً ‌آزادی در بستر همین تقوا به شکوفایی و بالندگی خود خواهد رسید. چنان‌که قرآن در آیات متعدد این مهم را بیان کرده است از جمله این‌که:

﴿مَنْ یتَّقِ اللَّـهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِبُ﴾؛ «هرکس تقوای الهی پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد»[4]

در جای دیگر می‌فرماید: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقامٍ أَمِینٍ»؛ «اهل تقوا در جایگاه امنی قرار دارند». [5]

امام علی نیز در موارد فراوانی در نهج البلاغه، این حقیقت را که تقوا مایۀ تعالی، و رهایی انسان از ناحیۀ «من» حیوانی، و باعث سعادت و سیادت دنیا و آخرت اوست، بازگو فرموده است، چنان‌که در خطبۀ ذیل می‌فرماید:

﴿فَاِنَّ تَقَوی الله مفتاحُ سَدادٍ، وِ ذَخیرَةُ معادٍ، وَ عِتقٌ مِنْ کلّ مَلَکةٍ وَ نَجاةٌ مٍنْ کلِّ هَلَکةٍ﴾؛ «همانا تقوا، کلید هر در بسته و ذخیرۀ رستاخیز، و عامل آزادگی از هرگونه بردگی، و نجات از هرگونه هلاکت است». [6]

بنابراین، نقش تقوی در حوزۀ زندگی طبیعی و حیوانی، معقول ساختن آزادی او و جهت بخشیدن به آن است و در حوزۀ زندگی معنوی و ملکوتی، مایۀ‌ آزادگی بی‌حدّ و حصر انسان و اجتماع است.

دو بعدی بودن انسان و پیچیده بودن حقایق عالم، اقتضا می‌کند که آدمی در تفسیر و تحلیل‌های خود سطحی‌نگری را کنار گذاشته و واقعیت‌های هستی از جمله خود و «منِ» حقیقی خویش را بیش از پیش بهتر بشناسد. جناب مولوی چه عالی در این زمینه می‌گوید:

 

جان گشاده سوی بالا بال‌ها

 

تن زده اندر زمین چنگال‌ها

میل جان اندر ترقی و شرف

 

میل تن در کسب اسباب و علف

 


[1] . ابن منظور، لسان العرب، چاپ اول، بیروت ـ لبنان، 1408 قمری، ج 15، ص 373.

[2] . مطهری ـ مرتضی؛ ده گفتار، چاپ پنجم، صدرا، 1368، ص 16.

[3] . جعفری، محمد تقی؛ فلسفۀ دین، چاپ اول، مؤسسۀ فرهنگی اندیشه، تهران، 1375، ص 94.

[4] . سوره طلاق، آیه 2 و3.

[5] . سوره دخان، آیه 53.

[6] . نهج البلاغه، محمد دشتی، چاپ دوم، انتشارات پارسایان، قم، 1379، خطبه 230، ص 446.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: