جایگاه دانش و دانشمند از مباحث مورد توجه در نهج البلاغه است. از آنجایی که نهج البلاغه خود اقیانوسی از علوم و دانش است، توجه به دانش و دانشمند را مورد تأکید قرار داده است. کسی که مدعی است: «سوگند به خدا اگر بخواهم میتوانم هر کدام شما را از آغاز تا پایان کارش و از تمام شئون زندگی آگاه سازم.»[1] قطعاً علم و دانش و دانشمند را بسیار محترم میشمرد.
علی در نامهای به فرماندار مکه میفرماید: «با دانشمندان به گفتگو بپرداز».[2] و در عبارت دیگر میفرماید: یکی از عوامل سقوط و برگشت دولتها، بیتوجهی و انزوای دانشمندان است. یعنی حکومتی دارای رشد و بالندگی است که صاحبان دانش آن دارای اعتبار و ارزش باشند و در صدر جامعه باشند در این صورت حکومت موفق و کارآمد خواهد بود.
لذا در توصیهای به یکی از فرمانداران توجه و همنشینی، گفتگو و بهره گیری از دانشمندان را یادآور میشود.
رهبری که اهل خرد و دانش است، اهل منطق و استدلال است، اهل علم و دانش است، هرگز از رشد و حضور دانشمندان وحشت نمیکند. و سعی میکند فضای حاکم بر جامعه را دانش و منطق و استدلال قرار دهد. چرا که چنین رهبری موفقیت خود و جامعه خود را در حاکمیّت علم و دانش میداند.
علی میفرماید: پس به سخن من گوش فرا دهید و منطق مرا در یابید.[3] یعنی پایههای سخن و حکومت علی بر مبنای دانش منطق و استدلال است.
و در مقابل از هر نوع رفتار تصنعی و حیله و نیرنگ رنج میبرد، چرا که در جامعهای که حاکم آن خواستار حیله و نیرنگ باشد، جز پنهان شدن حق و ظهور باطل ثمرهای نخواهد داشت.
علی میفرماید: در زمانهای زندگی میکنیم. که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را زیرکی میپندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر میخوانند. [4] یکی از راههای ثبات حکومت جائران، رواج جهل و نادانی در بین مردم، و برخورد با افراد عالم و دانشمند بوده است. حکومت معاویه، مبتنی بر این معیار پایدار بود ولی حکومت علیبرخلاف این شیوه یعنی حیات و رشد خود را رواج دانش و توجه و احترام به دانشمندان میدانست.
[1] . نهج البلاغه، خطبه 175.
[2] . نهج البلاغه، نامه 67.
[3] . نهج البلاغه، خطبه 139.
[4] . نهج البلاغه، خطبه 41.