borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
درجات مختلف ایمان و تقوا

در آیه هفتم سوره حدید خطاب به مؤمنین آمده: آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ ؛‌ ‌ای مؤمنین ایمان به خدا و رسول بیاورید.

گفتیم این سؤال قهرا به وجود می‌آید که ایمان آوردن اهل ایمان که تحصیل حاصل است!

فرض این است که مخاطب خود اهل ایمان هستند، چگونه به اهل ایمان امر می‌شود به ایمان؟ مثل این است که به کسی که روزه دارد امر کنیم که روزه بگیر. آن که روزه دارد، دیگر روزه بگیر یعنی چه؟!

امر به کاری به کسی باید کرد که کاری را که نکرده است انجام بدهد، و اما اگر کسی چیزی را واجد است، امر به ایجاد آن از قبیل تحصیل حاصل است، پس چگونه است که در این سوره این تعبیر راجع به اهل ایمان آمده است؟

جواب این سؤال واضح و روشن است و به حکم «القُرٰانُ یُفسِّر بَعضُهُ بَعضاً» از خود آیات کریمه قرآن این مطلب کاملا استفاده می‌شود که اموری از قبیل ایمان، تقوا، احسان، صبر، رضا، دارای یک درجه نیست، مثلا تقوا درجات متعدد دارد و هر درجه حکمش با درجات دیگر متفاوت است.

روزه؛ یک درجه عام دارد که آن را صوم عوام می‌گویند. آن درجه عام روزه، همین است که انسان از اموری مثل خوردن و نوشیدن امساک کند.

اما روزه یک درجه بالاتر هم دارد که آن امساک از گناهان است، یعنی دهان انسان که روزه می‌گیرد، زبان انسان هم روزه بگیرد و امساک کند. نه تنها از حرام‌هایی از قبیل غیبت و دروغ و امثال اینها، بلکه حتی از سخنان لغو و بیهوده و بی اثر و بی فایده امساک کند. چشم انسان هم امساک کند از نظر به حرام، گوش انسان هم امساک کند از استماع امر حرام، دست و پای انسان هم امساک کند از انجام دادن یک عمل حرام.

حال اگر کسی این کارها را نکرد و زبان و چشم و گوش و دست و پایش صائم نبود، آیا او روزه دارد یا روزه ندارد؟ پاسخ این است که، هم دارد و هم ندارد. روزه دارد آن درجه پایینش را، اولین درجه روزه را، روزه عوام را، روزه ندارد، یک درجه از آن بالاتر را.

مرتبه دیگر روزه این است که انسان در حال روزه از پاره‌‌ای حلال‌ها هم امساک کند. این می‌شود یک درجه بالاتر و درجه سوم است.

بالاترین و چهارمین درجه‌اش امساک از غیر الله است، یعنی در حال روزه قلب انسان از غیر خدا به طور کلی خودداری کرده باشد و جز خدا در قلب انسان چیزی نباشد.

همه اینها روزه است، اما اینها مراتب و درجات یک حقیقت هستند. یا مثلا طهارت هم همین طور است. یک درجه نازل طهارت یعنی با وضو یا غسل یا تیمم باشد ولی خود طهارت هم شامل مراتب بالاتری است مثل طهارت باطنی.

اساسا قرآن راجع به خود تقوا می‌فرماید:

﴿... إِذَا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا ...﴾ [1]

هنگامی که تقوا پیدا کردند و ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، سپس تقوا پیدا کردند و ایمان آوردند، سپس تقوا پیدا کردند و اهل احسان شدند.

پس سخن از تقوا و ایمانی است و از تقوا و ایمان بعد از تقوا و ایمانی و باز از تقوای بعد از تقوا و ایمانی و از احسانی. اینها همه مراتب و درجات را می‌فهماند.

راجع به خود ایمان این مطلب خیلی واضح‌تر و روشن‌تر است: ﴿یَرفَعِ اللهُ الَّذینَ امَنُوا مِنکُم وَالَّذین اُوتُوا العِلمَ دَرَجٰات﴾؛ تا خدا کسانی از شما را که ایمان آورده و کسانی را که دانش داده شده‌اند رتبه‌ها بالا برد»[2]

که ایمان، مراتب دارد آن مرتبه دانی ایمان که اسمش "اسلام" است همان اقرار به زبان است. همین قدر که به مرحله قلب برسد و یک اعتقادی در قلب انسان پیدا بشود، این مرحله اول ایمان است ولی خود اعتقاد، مراتب و مراحل دارد، می‌رسد به مرحله‌‌ای که انسان را کاملا تحت تأثیر و نفوذ خودش قرار می‌دهد به گونه‌‌ای که انسان، از شرک و ثنویت در وجود خودش خلاصی پیدا می‌کند.

پس ایمان دارای مراتب و درجات است و صحیح است که به اهل ایمان گفته بشود ‌‌ای اهل ایمان، باز ایمان بیاورید، یعنی؛ ‌‌ای کسانی که در اولین پله ایمان قرار گرفته‌اید پایتان را روی پله بالاتر بگذارید.

این که در سوره حدید آیه 28 می‌فرماید: ﴿یُؤتِکُم کِفْلَین مِن رَحمَته﴾ یعنی؛ ایمان بعد از ایمان پیدا کنید تا دو بهره از رحمت حق ببرید، یعنی ایمان اوّلتان، شما را مستحق یک رحمت از رحمت‌های حق می‌کند و ایمان بعد از ایمانتان، (ایمان دومتان) شما را مستحق رحمتی فوق رحمت و رحمتی بالاتر از رحمت می‌کند.

البته می‌بینید که این تقسیم بندی‌ها و درجه بندی‌های ایمان، قراردادی است، می‌توانیم به یک اعتبار، ایمان را دارای دو درجه معرفی کنیم: ایمان تا در مرحله قلب است و هنوز از قلب نفوذ در اعضا و جوارح نکرده است. یعنی اعضا و جوارح مسخر این عقیده و ایمان نشده‌اند. و هنوز به مرحله طاعت کامل نرسیده است. پس می‌توان گفت ایمان دارای دو مرحله است: مرحله اعتقاد و مرحله اعتقاد مؤثر در عمل و طاعت، مرحله‌‌ای که ایمان از مرحله اعتقاد خارج شده و بروز کرده و به مرحله عمل رسیده است، مثل بذر زنده‌‌ای که در زمین باشد و ریشه داشته باشد و هنوز به بیرون بروز نکرده باشد، و بذری که بعد از مدتی بیرون دمیده باشد و شکوفا شده باشد، آثار ایمان در مرحله عمل است.

 


[1] . سوره مائده- آیه 93.

[2] . سوره مجادله ـ آیه 11.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: