borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
3 . بر بلندای بینش و بصیرت:

او با بینش و بصیرت خود دریافت که سعادت ابدی در امور مادی نیست و باید آن رادرجای دیگرجستجوکرد او با سختی‌‌های فراوان به محضر امام رسید.

بانوان بیدار و بصیر همواره در عرصۀ انتخاب بهترین‌ها را بر می‌گزینند و ظاهر فریبندۀ برخی از مسایل آنها را دچار مشکل در گزینش نمی‌کند. نرجس، بانوی شرافت، در محضر امام هادی است و حضرت به او می‌فرماید:

دوست دارم تو را گرامی دارم و عطایی دهم. کدام برای تو بهتر است؟ ده هزار درهم یا بشارت به عزت و شرف جاودانه؟

نرجس شاهزادۀ رومی است که در قصر زیبا و باشکوه قیصر به سر برده است، همواره در ناز و تنعم مادی بوده است اما بینش و بصیرت وی نسبت به زندگی تا حدی است که هرگز نعمت‌های جاودانۀ معنوی را با مادیات عوض نمی‌کند. از این رو در پاسخ امام هادی می‌گوید: بشارت به شرفی جاودانه را می‌خواهم.

و امام می‌فرماید: بشارت باد تو را به فرزندی که سیطره حکومتش شرق و غرب عالم را فراگیرد و زمین را پر از عدل و داد نماید.[1]

و این‌گونه ظرف وجود نرجس قابلیت میزبانی حضرت ولی عصر را یافته و این گونه زیباترین تولد آفرینش صورت می‌گیرد.

با اندک تدبر در اوضاع سیاسی سامرا، در زمان امام حسن عسکری درمی‌یابیم که نرجس با آگاهی نسبت به زمان خود و بینشی والا خویشتن را در معرض شناخت جاسوسان قرار نمی‌دهد و این‌گونه از جان آخرین وصی پیامبر محافظت می‌کند.

اوضاع سیاسی در آن زمان به اندازه‌ای سخت و خفقان‌زا بود که به خاطر مسایل امنیتی مقدمات زفاف امام حسن عسگری و نرجس در منزل حکیمه‌خاتون برقرار شد مبادا دشمن احتمال ولادت امام زمان را داده و درصدد نابود کردن وی برآید.[2]

پس از تولد نیز نرجس با فرزند خویش در شرایطی استثنایی زندگی کرده و همواره شاهد حضور جاسوسان بنی‌عباس در بیت آل محمد بود.

زندگی در چنین شرایطی حقیقتاً نیاز به یک پشتوانۀ قوی معنوی، و بصیرتی ژرف بود.

یکی دیگر از مظاهر بینش و بصیرت این بانوی بصیر، سخنی است که در پاسخ بشر بن سلیمان ـ که از اولاد ابوایوب انصاری، و مورد اعتماد حضرت هادی است ـ می‌گوید. بشر می‌گوید: ... کنیز، نامۀ امام دهم را از جامه‌اش بیرون آورد. و می‌بوسید و می‌بویید و آن را بر دیدگان و گونه‌‌هایش می‌گذاشت، به او گفتم:

عجبا! تو نامه‌ای را می‌بوسی که نویسنده‌اش را نمی‌شناسی؟!

در پاسخ گفت: «ای درماندۀ کم ‌معرفت به مقام اولاد پیامبران! گوش به من ده و دل سوی من دار. من ملیکه دختر یشوعا، پسر قیصر هستم و ..[3]

شناخت و معرفت حقیقی نسبت به اولیاء و انبیاء الهی و اهل بیت عصمت و طهارت: در گرانبهایی است که نصیب هر کس نمی‌شود. این شاهزادۀ رومی و نوادۀ وصی عیسی چنان معرفتی دارد که عظمت و مقام والای امامت را، نادیده درک کرده و ولایت اهل بیت را در دل دارد. و چه زیبا در زیارتنامۀ این بانو می‌خوانیم که: «اشهد انک مضیت علی بصیرة من امرک»[4]


[1] . سید جمال‌الدین حجازی، آخرین سفیر، ص 28.

[2] . بحارالانوار(ترجمه)، ج13، ص 203

[3] . بحارالانوار، ج 51، ص .

[4] . شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص 854.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: