borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
10 . ریحانه پیامبر و ویژگی حیا و وقار

فاطمه زهرا 3 تجسم حیا و متانت بود . آن حضرت در زندگی الهام بخشش، از آفریدگارش حیا و پروا می‌کرد . دقت و سعی در واجبات و رعایت مستحبات و مقررات اجتماعی و تخلق به اخلاق الهی داشت.

او از پدرش پیامبر احساس شرمساری می‌کرد که دختر او باشد اما در همه میدان‌های افتخار و معنویت، پیشتازترین نباشد.

او در زندگی مشترک با امیرالمؤمنین هم سعی می‌کرد چیزی فراتر از امکانات اقتصادی آن حضرت از او نخواهد.

او در برابر افکار عمومی، تاریخ و نسل‌های آینده احساس مسئولیت می‌نمود و بر ضد ستم و بیداد و خودکامگی و قانون شکنی، دست به روشنگری زد و اجازه نداد تا آفت تاریک اندیشی، جمود، خشونت، سرکوب، اختناق، حق کشی، ناامنی، همه جا را جولانگاه خویش سازد و در پیکر جامعه، لانه کند و بر خرمن هستی آنان بتازد.[1]

ریحانه سرفراز و سربلند پیامبر، در اوج پروا و حیا و وقار بود و تجسم آراستگی به این ویژگی انسانی و این خلق و خوی الهی و خردمندانه. اما از خجالت‌های نابجا، کم رویی‌های ناپسند، انزوا و گسستن و بریدن از مردم، بیگانگی از سیر تاریخ و روند جامعه خویش سخت بیگانه بود؛ چرا که در نگرش آن بانوی متفکر، آن حیا و آزرمی که انسان را ، از قانون شکنی و گناه و بیداد باز دارد و ضامن رعایت مقررات و حقوق و آزادی و حرمت دیگران گردد- پسندیده و زیبنده است.

از دیدگاه فاطمه3، اینها از خصلت‌های نکوهیده می‌باشد و از ضعف نفس، سرچشمه می‌گیرد؛ که ممکن است بر اثر تربیت نادرست، عیوب طبیعی، تزلزل خانوادگی و از انواع ناهنجاری‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، گریبانگیر انسان گردد و راه رشد و تعالی را بر او ببندد.

در فرهنگ آزاده پرور فاطمه و خاندان سرفراز او، این گونه کم رویی‌ها و خجالت‌ها و این گونه انزواها، نوعی بیماری و نشان عدم سلامت روانی است.

از این گونه خجالت‌‌ها و گوشه گیری‌‌ها و مردم گریزی‌ها، در روایات به «حیا»ی بی خردانه و احمقانه تعبیر گردیده و سخت مورد نکوهش قرار گرفته است. پیامبر گرامی در این مورد فرمود:

«حیاء بر دو قسم است: حیای خردمندانه و حیای احمقانه و بی خردانه.»

ریحانه ارجمند پیامبر به دلیل ریشه و تبار پرافتخار، تربیت آسمانی و الهی، در اوجی از علو روح و غنای نفس و کمال و جمالی قرار داشت که در کران تا کران وجودش، جایی برای احساس ضعف و حقارت نفس یافت نمی‌شد.

چرا که او بر این باور است که:

خدا از بیان حقیقت، حیا و پروا نمی‌کند.[2]

او درس رشد و تعالی را به رهروان راه خویش می‌داد که: هیچ کس هنگامی که از او چیزی می‌پرسند و او آن را نمی‌داند، نباید از این که به ندانستن خویش اعتراف کند و بگوید: «نمی دانم!»، دستخوش کم رویی و خجالت گردد؛ چرا که چنین صراحت صادقانه و شهامتمندانه ای، از قوت قلب و سلامت نفس و توسعه شخصیت خبر می‌دهد و نه از ضعف آن. [3]

با این بیان، سیره و روش ریحانه پیامبر، باید الهام بخش زنان و دختران کمال جو و روشنفکر و آزاده عصرها و نسل‌‌ها قرار گیرد، تا بدین وسیله، هم خویشتن را به گوهر عفاف و پاکی و دانش و بینش ژرف و پروا و صداقت و شهامت و دیگر ارزش‌های انسانی آراسته سازند و هم بکوشند تا به کم رویی‌‌ها و خجالت‌های منفی و حیای نکوهیده و بازدارنده و تباهی‌های آن گرفتار نگردند؛ باید سخت به هوش باشند تا هم به بهانه عفاف و خجالت و پوشش و قداست زن، به عضوی بریده و گسسته و بیگانه از جامعه و دنیای خویش و عاطل و باطل و پادو و ابزار جمود و تعصب و مروج تاریک اندیشی و اسارت تبدیل نشوند و هم با وانهادن عفاف و حیا و پروای واقعی که باعث سلامت نفس و قوت قلب و پیروزی و سرافرازی و پاکی و پیشتازی انسان می‌گردد، از دگر سو از آنان عروسک نسازند.

درست است که برابر بیانی که از آن حضرت آورده‌اند، نزدیک‌ترین حالت زن به خدا، هنگامی است که آموزگار و مربی آگاه و باکفایت خانه‌اش باشد و نسل شایسته بپرورد؛ و یا برابر بیانی دیگر از او، بهترین چیز برای زنان، آن است که با مردان بیگانه نشست و برخاست خصوصی نداشته باشند و آنان را نبینند و آنان نیز اینان را.

آیا به یاد دارند که ریحانه پیامبر از مکه تا مدینه و از بعثت تا هجرت و از هجرت تا رحلت پدر گرانقدر خویش، هماره در اوج پروا و حیا دوشادوش او و همسنگر و همراز و رهرو راستین او و در قلب جامعه بود و برای تحقق عدالت و آزادی، با اهریمن جهل و خرافه و شرک و استبداد و انحصار و سرکوب و اختناق و سانسور در مبارزه بود؟!

آیا می‌دانند که آن بانوی الهام بخش از آغاز زندگی مشترک با امیر والایی‌‌ها مشاور و معاون او در زندگی بود و در عرصه‌های گوناگون و سرنوشت ساز به راستی حضور داشت نه ابزاری؟!

آیا به یاد دارند که آن حضرت، در میدان آموزش و روشنگری و در عرصه تلاش و کوشش، مدیریت و تربیت نسل، به راستی پیشتاز و پیشاهنگ بود.

فاطمه3 هرگز بریده و گسسته از جامعه و مردم و دنیای اطراف خویش نبود، آن خطابه حماسه سازش در مسجد پیامبر و در برابر قداره بندان خلافت چه مفهومی دارد؟!

آن رفتن به در خانه‌های انصار و مناظره اندیشاننده با آنان یعنی چه؟!

حضور در مسجد و مناظره‌های روشنگر و شجاعانه با ابوبکر یعنی چه؟!

گفتگوهای متعدد با عمر و باران دلیل و برهان بر حقانیت موضع خویش یعنی چه؟!

عیادت رهبر نظام سقیفه و وزیرش با او چرا؟!

عیادت سلمان، ابوذر و جابر از او چه پیامی دارد؟!

عیادت انبوه نمازگزاران از آن حضرت یعنی چه؟!

بر این باور، زن آگاه و روشنفکر، باید از سبک و سیره ریحانه اندیشمند و آزاده پیامبر درس استقلال اندیشه، و خط مشی فردی، اجتماعی و انسانی بگیرد؛ و نه بازیچه تزویر و عوام فریبی و مقدس بازی؛ بلکه با الهام از آن سمبل والایی‌‌ها به وقار و حیا و آگاهی و پاکی آراسته گردد و توانمندانه در جامعه حضور یابد.

آری، در این صورت است که زن مسلمان و مترقی، می‌تواند مباهات کند که از سبک و سیره ریحانه پیامبر6 الهام گرفته و از آن قهرمان راستین حق طلبی و آن سمبل مقاومت و اعتراض در برابر ددمنشی و بیداد ظالمین، درس آموخته است؛ چرا که سبک و سیره ریحانه پیامبر6 میزان و ملاک حضور زن و نقش سازنده آن در ساختار جامعه است.


 

 


[1] . بحارالانوار، ج 15، ص 197.

[2] . سوره احزاب، آیه 53.

[3] . نهج البلاغه، قصار 82.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: