«عقیده به معنای دل بستن انسان به چیزی، به دو گونه است: 1. ممکن است مبنای اعتقاد، دل بستن و انعقاد روح انسان، همان تفکر باشد. در این صورت عقیدهاش بر مبنای تفکر است. 2. ولی گاهی انسان به چیزی اعتقاد پیدا میکند و این اعتقاد، بیشتر کار دل است، کار احساسات است، نه کار عقل… و بیشتر عقایدی که مردم روی زمین پیدا میکنند دلبستگی است نه تفکر.
این دلبستگیها در انسان، تعصب، جمود، خمود و سکون به وجود میآورد و اساساً در بیشتر موارد، عقیده دست و پای فکر را میبندد. و اولین اثرش این است که جلوی فعالیت فکر و آزادی تفکر انسان را میگیرد.»[1]
«فلاسفه غرب در مورد آزادی عقیده مغالطه کردهاند. از سویی میگویند: فکر و عقل بشر باید آزاد باشد و از طرفی میگویند: عقیده هم باید آزاد باشد، بت پرست هم باید در عقیده خودش آزاد باشد، در صورتی که این گونه عقاید و اعتقادات، ضد آزادی فکر است. همین عقاید است که دست و پای فکر را میبندد… اعلامیه حقوق بشر نیز همین اشتباه را کرده است.»[2]
[1] . مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، 97.
[2] . همان ، 99