borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
آزادی و ابعاد آن

در تبیین و تفسیر هر موضوعی، ابتدا باید نوع رویکرد به آن را مشخص ساخت؛ چرا که هر ره‌یافتی، مبانی، پیش‏فرض‏ها و روش‏های خاص خود را می‏طلبد. برای مثال هیچ‏گاه نمی‌توان با رویکردی جامعه‏شناسانه، به تحلیلی روان‏شناسانه رسید و یا بالعکس.

بنابراین، اگر آزادی از منظر اسلام بررسی و تشریح می‏شود، باید با پیش‏فرض‏های خودِ مبانی اسلامی پی‏گیری شود. با عنایت به این نکته، پیش از آن‌که دیدگاه اسلام را نسبت به مقوله «آزادی» توضیح دهیم، باید چند مطلب به عنوان مبادی و مبانی پاسخ، مد نظر قرار گیرد:

اول. واژه «آزادی» به معنای باز بودن راه انجام دادن و ترک کار است؛ خواه آن فعل جنبه ارزشی داشته باشد یا خیر؛ خواه در حوزه تفکر باشد یا در حوزه سیاسی؛ در حوزه اخلاق باشد یا نباشد؛ فردی باشد یا اجتماعی، و معقول باشد یا غیرمعقول.

دوم. انسان بر حسب آفرینش ویژه‏اش، موجودی صاحب عقل و اراده است؛ به صورتی که در هر کاری می‌تواند جانب انجام دادن آن را اختیار کند یا جانب ترک آن را برگزیند. براساس فطرت، آدمی در مورد انجام دادن و ترک فعل، مطلق العنان است و مقید به یکی از دو طرف نشده است. این نوع آزادی انسان را «آزادی تکوینی» می‏نامند.

سوم. لازمۀ آزادی تکوینی، آزادی دیگری است؛ یعنی، امکان بهره‏مندی آدمی از مواهب «آزادی تکوینی»؛ بدون دخالت قوه قدرت و اراده قاهری بیرون از نفس انسان. این آزادی»آزادی حقوقی» نام دارد. [1]

چهارم. تعریف آزادی، ارتباط تنگاتنگی با تعریف انسان دارد؛ چرا که متعلق آزادی، خود انسان است. از این رو هر تعریفی از انسان، در برداشت از آزادی و تعیین محدوده‏های آن دخیل خواهد بود و بالاتر اینکه بدون ارائه تعریفی از انسان، تعریف آزادی ممکن نخواهد بود. اکنون تعریف آزادی از منظر اسلام را با دیدگاه آن دربارۀ انسان، شروع می‏کنیم:


[1] . المیزان، ج 10، ص 370

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: