borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
نرجس در کلام امامان و بزرگان:

برای شناختن افراد توجه به سخنان بزرگان در مورد آنان اهمیت شایانی دارد. نرجس بانویی است که صفات والای او حکایت از شخصیت برجستۀ او می‌کند. ولی آشنایی با او در آینۀ روایات عظمت این بزرگ‌بانو را بیش از پیش بر ما نمایان می‌سازد. در کتاب منتخب‌الاثر، نه حدیث در این‌باره ذکر می‌کند.[1]

از جمله، پیشوایان و ائمه از او به عنوان شایسته‌ترین کنیزان، بهترین زنان و یا سرور زنان یاد کرده‌اند.[2]

مدائنی در ینابیع المودهٔ، می‌نویسد: حضرت علی بعد از واقعه نهروان خطبه خواند و در قسمتی از آن فرمود: ... پس‌ ‌ای فرزند بهترین کنیزان تا چه زمان منتظر می‌مانی؟

و امام صادق در پاسخ ابابصیر که پرسید قائم شما اهل بیت کیست؟ فرمود:

ای ابابصیر! قائم ما پنجمین فرزند پسرم موسی است، پسر بهترین کنیزان ...[3]

و در روایتی است که از امام باقر پرسیدند؛ آیا منظور امیرالمؤمنین از جملۀ «بِاَبی یَابْنَ خِیرةِ الإِمٰاء» یعنی پدرم فدای تو ای فرزند بهترین زنان حضرت فاطمه است؟ حضرت فرمود: فاطمة خیرالحرائر[4] فاطمه بهترین زنان آزاده است. یعنی مراد، مادر حضرت حجت است، نرجس .

هنگامی که از امام رضا پرسیدند: «قائم آل محمد6 چه کسی است؟»

فرمود: «او چهارمین فرزند از تبار منست، او فرزند بانوی کنیزان است».[5]

و نیز در تاریخ ذکر شده است که امام حسن مجتبی پس از صلح با معاویه در جمع بیعت‌کنندگانش فرمود:

«چه می‌دانید که من چه کردم! آنچه کردم بهتر است برای شیعیانم از آنچه که خورشید بر آن طلوع و غروب می‌کند. آیا من امام شما نیستم و طاعتم بر شما واجب نیست؟! ...

پس خداوند متعال ولادت (قائم) او را مخفی نگاه داشته و او را غایب می‌کند. او نهمین فرزند برادرم حسین و پسر سیدۀ زنان (سیدهٔ الاماء) است.»[6]

به فرمودۀ امام حسن عسکری ـ در جواب محمد بن عبدالجبار که پرسید: وصی شما از چه کسی زاده می‌شود؟ فرمود: از دختر (نوادۀ) قیصر روم. لذا او از تبار قیصر است.[7]

حکیمه «عمه امام عسکری» که خود از بزرگ بانوان خاندان امامت است، مادر بزرگوار امام زمان را بانوی خود و بانوی خاندان خویش می‌خواند و خود را خدمتگزار او می‌دانست.[8]

به یقین اگر آن بانوی گرامی(نرجس) از امتیازات والایی بهره‌‌مند نبود، هرگز آن معصومین با عظمت، او را این چنین مدح نمی‌کردند و او را با واژه‌های «بهترین» و «سیده» توصیف نمی‌کردند و هرگز حکیمه خاتون، این همه اسم گل را (ریحانه، سوسن و...) بر او نمی‌نهاد و او را به این اسامی نمی‌خواند.

در این که «نرجس» مادر صاحب الامر، خانم والامقامی بوده است شکی نیست، زیرا شایستگی و پاکی او مورد تأیید بوده است.

چگونه می‌توان عظمت روحی و معنوی او را کتمان کرد و یا در آن شک کرد در حالی که حضرت پیامبر و حضرت علی7 و امام باقر و امام صادق او را بهترین و سیده کنیزان می‌خوانند.

چون حریم پاک در هر آیینه‌ای

 

کعبۀ قلبی است در هر سینه‌ای[9]

هنگامی که امام صادق و امام رضا از مادر حضرت بقیه الله4 سخن می‌گفتند، حضرت نرجس خاتون هنوز به دنیا نیامده بود، و شاید پدرش «یشوعا» نیز دیده به جهان نگشوده بود.

خلاصه سخن، نرجس خاتون هنگامی که مسیحی بوده است و اسلام بر او عرضه نشده بود، مطیع محض آیین مسیحیت بود و از جمیع جهات شایسته بود و چون اسلام بر او عرضه شد، با جان و دل پذیرفت و مسلمان خالص شد و اگر مسلمانی ناب نبود آن همه معصومان از او مدح نمی‌کردند.


[1] . لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 238

[2] . بحارالانوار، ج51ص 6، کشف الغمه، ج 3 ص 265، منتخب الاثر، ص 320.

[3] . کمال‌الدین، ص 240.

[4] . منتخب الاثر، ص 240، به نقل از بحارالانوار

[5] . اعلام الواری: ص 408.

[6] . منتخب الاثر، ص 206، به نقل از بحارالانوار پیام زن سال نهم، شماره هشتم، آبان 1379، پیاپی 104 .

[7] . شیخ حر عاملی، اثبات‌الهداهٔ، ج7، ص 137، ح670.

[8] . مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، مؤسسه امام صادق7، چاپ سیزدهم. ص 66، درسنامه تاریخ عصر غیبت، ص 30.

[9] . احمد عزیزی، کفشهای مکاشفه.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: