borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
8 . دیدگاه ریحانه‌ی پیامبر نسبت به مرگ

ریحانۀ پیامبر مرگ را به مفهوم فنا و نیستی نمی‌نگرد؛ چرا که در جهان بینی توحیدی و مترقی او حیات و مرگ دو پدیده و آفریده آفریدگارند و آفرینش او به پدیده وجودی تعلق می‌گیرد و نه عدمی.

او مرگ را "حق" و واقعیتی تردیدناپذیر می‌نگرد و یک قانون جهان‌شمول و عمومی؛ از نشانه‌های قدرت خدا در نظام آفرینش می‌شمارد و از سنت‌های حکیمانه او در جهان خلقت؛

مرگ را پایان رنج‌‌ها و دردها و محرومیت‌‌ها و فشارها می‌نگرد. درست از این زاویه است که او مرگ را نه تنها نازیبا و هراس انگیز و رعب آور ارزیابی نمی‌کند و آن را پس از یک زندگی خداپسندانه دروازه‌‌ای به سوی قرب خدا و رسیدن به پاداش پرشکوه او و پر کشیدن به سرای آرامش و آسایش و راحتی جاودانه و ماندگار ارزیابی می‌کند.

از همین دیدگاه است که وقتی به هنگامه رحلت پیامبر6 و تصور فراق جانسوز آن حضرت، گستره قلب پاک او لبریز از غم و اندوه می‌گردد، پدر گرانمایه‌اش از میان همه نزدیکان، به او آرامش خاطر می‌دهد. و آهسته بر گوشش زمزمه می‌کند؛ که او نخستین کسی است که به پدرش پیامبر ملحق خواهد شد. و ریحانه ارجمند پیامبر6 از آن نوید و آن خبر نه تنها ناراحت نمی‌شود که گل وجودش می‌شکفد و آثار شادمانی در چهره نورافشانش نمایان می‌گردد. [1]

و در بهار جوانی و طراوت زندگی هنگامی که ستم و دجالگری را بر سرنوشت جامعه حاکم می‌نگرد و افق جامعه را برای تحول مطلوب به سوی عدالت و آزادی تیره و تار می‌بیند، نیایش گرانه رحلت و شهادت خویش را آرزو می‌کند؛ «یا رب انی قد سئمت الحیاة و تبرمت باهل الدنیا فالحقنی بابی، اللهم عجل وفاتی سریعا.»[2]

چرا که او در اوج یقین است می‌داند که این جهان گذرگاهی را ماند که انسان با مرگ از آن به سرای ماندگار می‏پیوندد و آنجا برای کسانی که درست زندگی کرده و در مزرعه‏ی دنیا و تجارتخانه‏ی بزرگ آن تلاشی شایسته کرده‏اند درست همان گونه که برای بداندیشان و تجاوزکاران به حقوق و حرمت انسان‌ها، کیفر سهمگین و ماندگار و عذابی دردناک آماده است.

روشن است که چنین نگرشی بر قانون جهانشمول مرگ و چنین دریافتی از آن، چه تحول عمیق و چه تاثیر شگرف و سازنده‏ای در زندگی انسان می‏گذارد.

چگونه او را از بی‏هدفی به هدفداری،

از احساس پوچی به پاسخ یافتن به عشق به بقا،

از بداندیشی به نیک‏اندیشی،

از ددمنشی به آزادگی،

از ولنگاری به احساس تعهد،

از در جا زدن و عقب ماندن به تلاش و صعود،

از نگرانی‏های گوناگون به آرامش دل،

از ناسپاسی و کفرانگری به سپاسگزاری و رفتار شایسته،

از آفت‏زدگی و زنگارگرفتگی به پاک زیستن،

از حاکمیت مطلق غرایز و هواها به مدیریت خرد و وجدان،

از ستم و بیداد به عدالت و دادگری،

از برتری‏جویی به تساوی‏طلبی،

از استبداد و خودکامگی به دموکراسی و آزادی،

از خودسری و تحمیل اختناق به حق‏محوری و آزادمنشی،

از فریبکاری و دجالگری و پشت هم اندازی و داغ و درفش و پایمال ساختن حقوق و امنیت و حرمت انسان‌ها به پروای از خدا و روز حساب و رعایت حقوق و حدود و آزادی مردم و ایثار و فداکاری و گذشت و اخلاص و آراستگی به والایی‏ها و ارزش‌های اخلاقی و انسانی رهنمون می‏گردد.[3]


 

 


[1] . عوالم، ج 11، ص 92، ن 186؛ بحارالانوار، ج 43، ص 25.

[2] . بحار، ج 43، ص 177؛ عوالم، ج 11، ص 487؛ ریاحین الشریعه، ج 1، ص 249.

[3] . معاد فلسفی، ج 1، ص 60؛ تفسیر نمونه، ج 22، ص 261.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: