آیت الله معرفت، بر اساس حدیث «إنَّ النّاسَ کلَّهم أحرارٌ»، انسانها را ذاتاً آزاد میبینند و به واسطه لزوم وجود قانون در جامعه و عدم امکان رشد بدون آزادی، به این مقوله میپردازند. تقسیم بندیهای ایشان نسبت به آزادی، نشانگر عدم خلط آزادیهای گوناگون توسط ایشان است.
آیت الله معرفت، به آزادی از جنبههای گوناگون مینگرد؛ ولی در تمام نگرشهای ایشان یک بحث برای آزادی همیشه مطرح است و آن نگرش مبناشناسانه و نگاه فیلسوفانه به این مقوله است.
در آزادی ذیل چنین نگاهی، آزاد آفریده شدن انسان، موضوعی است که هم مورد تأیید عقل و فلسفه است و هم قرآن کریم آن را مسلم دانسته است. هم چنین روایات اهل بیت عصمت نیز بر آن تأکید دارد.
حضرت علی در روایتی به امام حسن میفرماید:
«لا تکن عبداً لغیرک، فقد خلقک الله حراً»؛ بنده غیر خودت مباش در حالی که پروردگار تو را آزاد خلق نموده است.
در آزادی فلسفی، سؤال از آزادی انسان و اینکه او تحت تأثیر اراده بالاتر و عوامل دیگر نیست، یک سؤال بنیادی است. هر چند پرسش از جبر و اختیار از بدو آفرینش ذهن آدمی را درگیر خود کرده بوده است؛ در عین حال نگاهی به مکانیزمهای عملکرد ذهن آدمی، نشان میدهد که انسان دارای اراده است؛ چه آن که با فراهم شدن مقدمات اراده (تصور، فایده و شوق شدید) تصمیم بر جامه عمل پوشاندن به خواسته خویش میگیرد.
انسان مشاهده میکند؛ در عین حال که در اراده و عمل آزاد است در ترک نیز، با وجود نهایت درجه اشتیاق به انجام کار، توانا و قادر است. همین حمل نمودن مسئولیت بر دوش خود، و توانایی ترک از انجام عمل، حاکی از آزاد بودن او است و مدح و ذم بر انجام یا ترک کارها نیز مولود همین آزادی در انجام و ترک است؛ در غیر این صورت (اگر انسان مجبور و غیر آزاد میبود) هیچ مدح و ذمی بر انجام یا ترک کارها بر وی معقول و حکیمانه نبود.
در فرهنگ دینی، قرآن کریم، آمده است که: ﴿ولا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزرَ اُخری﴾؛ هیچ کس بار دیگری را به دوش نمیکشد.
به باور نویسنده کتاب «التمهید» با توجه به اینکه آدمی در انجام و ترک امور خویش مختار است، میتوان گفت؛ که وزر و وبال کسی بر دوش دیگری نیست، و تمام پیامدهای حقوقی و کیفری اجتماعی انسان نیز بر عهده او است، و نتایج ارتکاب و عدم ارتکاب آنها متوجه وی میباشد.
آیت الله معرفت این اصل را از بنیادیترین اصول ساختار اجتماعی بشر برشمرده است؛ اصلی که از سرشت وی برخاسته است، و تمام ساز و کارهای معقول برای ایجاد یک جامعه سالم و پاک، بر این اساس و بنیاد قرار گرفته است.
به باور وی شک و تردید در اصل این قضیه حاکی از گرفتاری در دام سفسطه و مغلطه است.
ایشان هم چنین، بر این باور است که در محیط سالم استعدادها رشد میکند و شکوفا میگردد؛ چنانکه، در طرف دیگر مسئله، به هر میزان که محیط ناپاکتر و ناسالمتر گردد، زمینه رشد کژی و انحراف نیز بیشتر میشود.