borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
چرا بنی عباس بعد از امام عسکری در تعقیب نرجس خاتون بودند؟

به این دسته از عزیزان توصیه می‌کنم که حتما زندگینامه امام هادی و امام حسن عسکری را مطالعه کنند تا جواب سؤال خود را بیابند.

به هر حال برای پاسخ به این سؤال باید موضوع از چند زاویه مورد بررسی قرار گیرد:

1 . اوضاع واحوال سیاسی سامراء در زمان امام حسن عسکری

2 . هدف عباسیان ازشناسایی همسر امام حسن عسکری7

3 . رویه وسیاست برخورد امام حسن عسکری باطاغوتیان

4 . تدابیر امام حسن عسکری برای ایجاد مقدمات ظهور واز همه مهم‌تر حفظ جان امام زمان7

حال به طور اختصار هریک رامورد بررسی قرار می‌دهیم.

1 . اوضاع واحوال سیاسی سامراء در زمان امام حسن عسکری:

اوضاع و احوال بر همه ائمه سخت بود اما دوره بعضی از ائمه با سختی بیشتر و بعضی با سختی کمتر همراه بود، به طوری که دوره امام حسن عسکری جزء سخت‌ترین دوره‌‌ها بود. بنی‏عباس، که پس از بنی‏امیه با زور و تزویر به ‏حکومت دست‏یافتند، برای مردم چیزی جز وحشت، اختناق و ستم به ارمغان‏نیاوردند. آنها جنگیدند، غارت کردند و مردم را در بیچارگی، فقر و اندوه فروبردند.

بنی عباس، به مبانی دین تظاهر می‌کردند و ظاهرا اقرار به خدا و رسول او و قرآن و قیامت و حساب و سایر اعتقادات دینی می‌نمودند و به حق ائمه هم معرفت داشتند و حتی خود بارها در میان خاص و عام، اعترافاتی هم دایر بر فضل ائمه نسبت به خودشان کرده‌اند، اما فقط برای ریاست.

فرزندان عباس، در پی آن بودند که با رنگ دین به نظام سیاسی خویش ‏تقدس بخشند، اما تفکر اهل بیت:،‏ سدی استوار در برابر هواهای نفسانی‏شان پدیدآورده بود.

طبعا اگر از نظر خلفا نگاه کنیم آنها، شیعه را به عنوان اقلیتی مزاحم که همواره برای حکومت آنان خطری به شمار می‌رفت نگاه می‌کردند. و به پیشوایان شیعه همواره به عنوان یک رقیب و یک خطر جدی و یک دشمن می‌نگریستند. و دائما مراقب ائمه و شیعیان و اصحاب خاص آنها و حرکات اجتماعی شیعیان و مبارزات آنها بودند تا مبادا که به وسیله آنها غافلگیر شده و حکومت خود را از دست بدهند.

ترس خلفا از امام حسن عسکری به قدری بود که علاوه برگماردن جاسوس و مراقبت از رفت و آمد‌های شیعیان با امام، اشخاصی را داشتند که اگر به آنها خبر می‌داد، امام به این طرف و آن طرف نامه نوشته و مردم را به سوی خود می‌خواند، و اسلحه و پول جمع آوری می‌کند و قصد خروج دارد، فورا باور می‌کردند و آن شخص را تشویق می‌کردند که برای خلیفه خیرخواهی کرده و آنگاه مامور می‌فرستادند و امام را احضار کرده و خانه‌اش را تفتیش می‌کردند. و البته نامه و اسلحه و پول مورد بحث را پیدا نمی‌کردند و از امام معذرت خواهی کرده و با احترام وارد خانه‌اش می‌کردند.

این موضوعی است که بارها اتفاق می‌افتاد. زندگی سیاسی در عصر امام بسیار ناگوار و تاریک بود. ترس و بیم، سایه گسترده بود ظلم و جور همه جا را فراگرفته بود و آشوب‌ها فراگیر شده بود و شورش‌های داخلی برخاسته از عدم استقرار سیاسی همه جا به چشم می‌خورد.

در تمام سال‏هایی که امام حسن عسکری در شهر سامراء می‏زیست، به جز چند نوبتی که در زندان دستگاه فاسد بنی عباس بود، در صورت ظاهر، همانند شهروندی عادی زندگی می‏کرد، ولی تمام رفتار و حرکات حضرت، به طور محتاطانه‏ای زیر نظر حکومت وقت قرار داشت.

وجود شبکه منظم و متشکل شیعیان که از مدت‏ها قبل شکل گرفته بود، نگرانی و وحشت خلفای عباسی را فراهم کرده و باعث می‌شد تمام رفتار امام و شیعیان حضرت، به نحوی کنترل شود.

حکومت عباسی به قدری از نفوذ و موقعیت مهم اجتماعی امام نگران بود که امام را ناگزیر کرده بود، تا همواره حضور خود را در سامراء، به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که براساس نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت مجبور بود هر دوشنبه و پنجشنبه در دارالخلافه حاضر شده و خود را به دربار معرفی کند.

در حقیقت، شهر سامراء به زندان بی‏حصاری برای امام تبدیل شده بود، که تمام آرامش و آسایش را از حضرت می‏گرفت.

فشار و اختناق در مورد پیشوای یازدهم فوق العاده شدید بود و از هر طرف او را تحت کنترل و نظارت داشتند. - اینجا ممکن است این سؤال پیش آید که با وجود ضعف و تزلزل دستگاه خلافت، و تسلط ترکان و موالی بر امور مملکت، چگونه فشار و اختناق در مورد امام به همان شدّت ادامه داشت؟

در پاسخ باید گفت: اگر نگرانی از ناحیه قدرت معنوی امام، منحصر به شخص خلیفه یا اطرافیان او بود، کار سهل بود و امام می‏توانست از راه‌های گوناگون، به فعالیت سرّی بپردازد، ولی این بیم و نگرانی بر یک طیف وسیع سیاسی سایه افکنده بود، که خلیفه هم جزئی از آن بود.

و این طیف بقیه سردمداران و همه کسانی را نیز که به نحوی با حکومت، منافع مشترک داشتند، شامل می‌شد، به همین جهت مخالفت و اعمال فشار و محدودیت در مورد امام، ویژگی اصلی خط حاکم بر کشور محسوب می‌شد و حتی با قتل خلیفه‏ای، و جایگزینی خلیفه‏ای دیگر تغییر نمی‏یافت! [1]

 


[1] . ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، قم، کتابفروشی مصطفوی، ج 4، ص 434 * محمد بن جریر طبری، دلائل الامامهٔ، ط 3، قم، منشورات الرضی، ، 1363 ه'. ش، ص 226 * مجلسی، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المکتبهٔ الاسلامیهٔ، 1395 ه'. ق، ج 50، ص . 251 *ماهنامه گلبرگ، مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، شماره 61*ماهنامه کوثر، شماره60.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: