borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
فاطمه‌ ام ابیها

واقعا فاطمه کیست؟ بانویی که اشرف مخلوقات، رسول خیر و رحمت، مبشر نور و هدایت ختمی‌مرتبت، محمد ابن عبدالله، او را «ام ابیها» ‌خوانده و به بهانه‌های مختلف «فداها ابوها» نثارش می‌کند.

پیامبری که به تعبیر خداوند بزرگ «وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى‌ * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى‌ »[1] است، فاطمه‌اش را پاره‌تن‌اش می‌خواند. واقعا او کیست؟ و ما ادریک ما الفاطمه... .فرمود: فاطمه بضعه منی، فاطمه پاره تن من است. به راستی ما، آدمیان خاکی، به چه اندازه وجود مقدس بی‌بی دو عالم، گوهر پنهان، مطهره دوران یعنی حضرت فاطمه‌زهرا را می‌شناسیم. ایام ولادت بانوی دوعالم فرصتی است مناسب که معرفت خود را نسبت به این الگوی زنان و مردان عالم بیشتر کنیم.

فاطمه کیست؟ اوست که وسیله امداد وجود خاتم الانبیاء، در این عالم است، جنبه فلکی آن حضرت که نسل اوست و جنبه ملکوتی آن حضرت که دین اوست، به صدیقه کبری باقی و برقرار است. اوست که واسطه طلوع کواکب آسمان امامت است.

از حسینی که مصباح‌الهدی و سفینهٔ‌النجاهٔ، است تا مهدی موعودی که مُنتهیٰ‌الیه مواریث انبیاء و «بِهِ رُزِقَ الوریٰ» و «بوجوده ثبتت الارض و السماء» است، ثمرات آن شجره طیبه است که «اصلُها ثابتٌ و فرعُها فی‌السّماء تُؤتی اُکُلها کلَّ حین باذن ربِّها» و خلاصه کلام آن که جوهر خزینه خداوند متعال از صدف عصمت اوست و سراج منیر نبوت انبیاء از آدم تا خاتم: و مشعل فروزان امامت ائمه هدی: به وجود فاطمه زهرا روشن است و آخرین گوهر مکنون این صدف و کوکب درّی این فلک، کسی است که به وجود او «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ کُلِّهِ» تاویل و به ظهور او «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا» تفسیر می‌شود.

باید دانست که قدر آن لیلهٔ‌القدری که منزل کتاب الله الاعظم است مجهول و مقام آن کوثری که «عطیه رب العرش العظیم» به رسول‌ کریم است، از ادراک ما محجوب است.

آن چه عامه و خاصه به صدور آن از زبان رسول گرامی اسلام6 اعتراف کردند و منتقدانی که تمام قدرت خود را در تضعیف اسناد روایات فضائل اهل‌بیت عصمت به کار بستند، از خدشه در سند این حدیث عاجز گشته و به صحت آن به تمام مبانی و شروط مشایخ حدیث شهادت دادند که رسول خدا فرمود: «فانما هی فاطمه بضعة منی یریبنی ما ارابها و یوذینی ما آذاها» و فرمود: «فاطمه بضعة منی فمن اغضبها اغضبنی»، از فاطمه به پاره‌ای از شخصیت خود تعبیر کرد.

آن کس که «اوّل ما خلق» و «افضلُ مَن نَطق» است و اسم الله الاعظم در اسماء الحسنی و «مثل الله الاعلی فی الامثال العلیا» است، او را تافته بافته از وجود خود دانسته و غضب او را غضب خود، که غضب او غضب خداست، شمرده و این مقام خاکی از انشعاب فاطمه از مثل نور خداست و انعکاس غضب خدا و رسول در غضب صدیقه کبری است و به نقل فریقین به فاطمه فرمود: «ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک» بالاترین مرتبه کمال انسانیت مقام عصمت است که رضا و غضب، دایر مدار رضا و غضب خدا باشد.

اگر عصمت کبری به آن است که انسان کامل به جایی برسد که به قول مطلق، به رضای خدا راضی شود و به غضب خدا غضب کند، فاطمه زهرا کسی است که به قول مطلق، خداوند متعال به رضای او راضی می‌شود و به غضب او غضب می‌کند و این مقامی‌است که منشاء خیرالکمال است.

فاطمه، فاطمه است، اوست که مشرق الانوار از نجوم آسمان ولایت و مخزن‌الاسرار کتاب هدایت است. اوست که همسر و مادر دوازده رئیس از اولاد اسماعیل است که خداوند در باب هفدهم در سفر تکوین تورات به حضرت ابراهیم خبر داد. اوست که در مکاشفات یوحنّا علامتی است عظیم که در آسمان ظاهر شده، زنی است که آفتاب را در بردارد و ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است.

او در سوره حم، تاویل لیله مبارکه‌ای است که «فِيهَا يُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکيمٍ‌»، اوست که در قرآن مجید جمع منحصر به فرد است. از او و شوهرش به دو دریای نبوت و علم تعبیر شده که «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ‌» او در زمانه یگانه‌ زنی است که خداوند متعال، دعای او را روز مباهله، هم‌ طراز دعای خاتم‌النبیین و سید‌الوصیین قرار داده است.

او در دهر، یکتا زنی است که تاج «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لاَ نُرِيدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَ لاَ شُکُوراً» را بر سر نهاده است. اوست که رسول خدا در شب معراج دید که در در بهشت نوشته شده است «فاطمه خیرةالله».

آری، احمد مختار باید تا شایسته آن خیرهٔ‌‌الله باشد، اوست که رسول خدا6 فرمود، «و ابعث علی البراق خطوها عند اقصی طرفها و تبعث فاطمة امامی». او را همان بس که امام الاولین و الاخرین، یوم النشور محشور شود که تجلای «یَسعیٰ نُورهُم بین اَیدیهِم» است. آن هم نوری که پیشاپیش کسی در روز جزا مبعوث می‌شود، که خداوند متعال در قرآن مجید او را سراج منیر نامیده و در آیه نور ، مثل نور خود قرار داده است.

در شخصیت او همین بس که اول شخص وارد بر بساط قرب «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيکٍ مُقْتَدِرٍ» است. او «اوّلُ شخص تُدخل الجنة فاطمة» است. و چون در مستقر رحمت حق قرار گیرد انبیا یک سر به زیارت او بیایند «زارک آدم و من دونه من النبیین».

او یگانه گوهری است که خداوند متعال به بعثت پیغمبر خاتم بر مؤمنین منت نهاد و فرمود، «لَقَدْ مَنَّ اللّـَهُ عَلَى الـْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ» و به امتداد اشعه وجود آن حضرت به وجود آن گوهر، بر سر آن سرور منت نهاد و فرمود، «إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ * إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَر».

خزائن علوم ائمه معصومین بعد از قرآن مبین، در سه کتاب مخزون مکنون خلاصه می‌شود، جفر، جامعه، مصحف فاطمه. که چون رسول خدا از دنیا رفت و صدیقه کبری در فراق پدر، به حزنی شدید گرفتار شد، بر طبق حدیث صحیح از امام ششم جعفربن‌محمد الصادق، جبرئیل برای دلداری آن حضرت به خدمتش مشرف می‌شد و او را از مکان پدر خبردار می‌کرد و به آنچه بعد از او در ذریه او واقع می‌شود خبر می‌داد و امیرالمؤمنین می‌نوشت و آن مصحف گنجینه علم مایکون شد.

باید دانست که چه قدرتی در آن نفس قدسیه و چه جاذبه‌ای در آن بضعه حقیقت محمدیه بود، که شدید القوی از افق اعلی و روح الامین از سدرهٔ المنتهی مقهور آن قدرت و مجذوب آن حقیقت می‌شد.

 


[1] . سوره نجم ، آیه 3 و 4.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: