borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
6 ـ نتیجه گیری

آخرین آیه مورد بحث، اشاره‌ای است به نتیجه و پایان کار مؤمنانی که صفات پنجگانه فوق را در خود جمع کرده‌اند، می‌گوید: «این‌ها بر مسیر هدایت پروردگارشان هستند» (أُولئِکَ عَلی هُدیً‌ مِنْ رَبِّهِمْ)

«و این‌ها رستگارانند» (وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون).

در حقیقت هدایت آن‌ها و همچنین رستگاریشان از سوی خدا تضمین شده است و تعبیر به، مِنْ رَبِّهِمْ اشاره به همین حقیقت است.

جالب اینکه می‌گوید: «عَلی هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ» اشاره به اینکه هدایت الهی، همچون مرکب راهواری است که آن‌ها بر آن سوارند، و به کمک این مرکب به سوی رستگاری و سعادت پیش می‌روند.

ضمناً تعبیر به «هدی» (به صورت نکره) اشاره به عظمت هدایتی است که از ناحیه خداوند شامل حال آن‌ها می‌شود، یعنی آن‌ها هدایتی بس عظیم دارند.

و نیز تعبیر به «هُمُ الْمُفْلِحُونَ» با توجه به آنچه در علم معانی و بیان گفته شده دلیل بر انحصار است، ‌یعنی تنها راه رستگاری راه این گروه است که با کسب پنج صفت ویژه مشمول هدایت الهی گشته‌اند. [1]

حقیقت تقوا چیست؟

«تقوا» در اصل به معنی نگهداری یا خویشتن داری است. و به تعبیر دیگر یک نیروی کنترل درونی است که انسان را در برابر طغیان شهوات حفظ می‌کند، و درواقع نقش ترمز نیرومندی را دارد که مـاشـیـن وجود انسان را در پرتگاه‌ها حفظ و از تندروی‌های خطرناک، باز می‌دارد.

به همین دلیل امیر مؤمنان «تقوا» را به عنوان یک دژ نیرومند در برابر خطرات گناه شمرده است، آنجا که می‌فرماید:

اعلَموا عبادَ الله انّ التّقویٰ دار حصنٍ عَزیز: بدانید ‌‌ای بندگان خدا! تقوا دژی است مستحکم و غیر قابل نفوذ. [2]

در احادیث اسلامی و همچنین کلمات دانشمندان، تشبیهات فراوانی برای تجسم حالت تقوا بیان شده است، امیر مؤمنان علی می‌فرماید:

الا و ان التقوی مطایا ذلل، حمل علیها اهلها و اعطوا ازمتها، فاوردتهم الجنة: [3]

«تقوا ، همچون مرکبی است راهوار که صاحبش بر آن سوار است و زمامش در دست او است و تا دل بهشت او راه پیش می‌برد»![4]

«راغب» در کتاب «مفردات» می‌گوید: «وقایه» به معنی نگهداری اشیاء است در برابر اموری که به آن‌ها زیان و آزار می‌رساند.

و تقوا قرار دادن روح است در یک پوشش حفاظتی در برابر خطرها، و لذا گاهی تقوا را به خوف تفسیر کرده‌اند، در حالی که خوف، سبب تقوا می‌شود.

در عرف شرع، تقوا به معنی خویشتن داری در برابر گناهان است و «کمال تقوا» آنست که از مشتبهات نیز اجتناب شود.

بعضی، ‌تقوا را به حالت کسی تشبیه کرده‌اند که از یک سرزمین پر از خار عبور می‌کند، سعی دارد دامن خود را کاملاً‌برچیند و با احتیاط گام بردارد مبادا نوک خاری در پایش بنشیند، و یا دامنش را بگیرد.

یک شاعر عرب چنین می‌گوید:

خــل الذنـوب صغیرهــا            و کبـیرهـا فهـو التقـی

«گناهان را از کوچک و بزرگ ترک کن که حقیقت تقوا همین است».

و اصنع کماش فوق ارض                 الشوک یحـذر ما یــری

«همچون کسی باش که در یک زمین پر خار با نهایت احتیاط گام بر می‌دارد.»

لاتحقـــرن صغـــیــرة          ان الجبـــال مـن الحصـی

«گناهان صغیره را کوچک مشمار که کوه‌ها از سنگ ریزه‌ها تشکیل می‌شود»[5]

ضمناً‌ از این تشبیه به خوبی استفاده می‌شود که تقوا به این نیست که انسان، انزوا و گوشه‌گیری انتخاب کند، ‌بلکه باید در دل اجتماع باشد و اگر اجتماع آلوده بوده خود را حفظ کند.

در هر صورت این حالت تقوا و کنترل نیرومند معنوی، ‌روشن‌ترین آثار ایمان به «مبدأ» و «معاد» یعنی خدا و رستاخیز است، و معیار فضیلت و افتخار انسان و مقیاس سنجش شخصیت او در اسلام محسوب می‌شود تا آنجا که جمله ﴿إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللهِ أَتْقاکُمْ﴾ به صورت یک شعار جاودانی اسلام در آمده است. [6]

 


[1] . نهج البلاغه خطبه 157.

[2] نهج البلاغه خطبه 157.

[3] . نهج البلاغه خطبه 16.

[4] . نهج البلاغه خطبه 16.

[5] . تفسیر ابوالفتوح رازی، ‌ج اول، ص 62.

[6] . سوره‌ِ‌‌ی حجرات، آیه 14.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: