هنگامی که او به اسارت مسلمانان درآمد خود را «نرجس» معرفی نمود[1] تا احدی از اسرار او آگاه نشود و شاهزاده بودنش آفتابی نگردد.
دلیل انتخاب این نام درآن زمان شاید این باشد که این نام بسیار در میان کنیزان رایج بود. «نرجس» نام گلی از رده تک لپهایها، و سر دسته گیاهان تیره نرگسی میباشد. که گلهایش منفرد و در انتهای ساقه قرار دارد و به جهت زیبائی فوقالعادهاش چشم معشوق را به آن تشبیه میکنند.[2] گل حضرت نرجس خاتون نیز در جهان خلقت منفرد است و در انتهای این جهان قرار دارد و همه عاشقان در آرزوی گوشه چشمی از آن محبوب گمگشته به سر میبرند، به یادش زندهاند و در فراقش جان میسپارند.
[1] . کمال الدین: ج 2 ص 423، روضه الواعظین: ج 1 ص 255.
[2] . محمد معین، فرهنگ معین، ج 4، ص4702.