ارزش هر انسانی در قانونمندی او نهفته است، و هرگونه تخلف و قانون شکنی شخصیت و ارزش انسان را پایین میآورد. بنابراین انسانی با تقوا است که خود را در عمل به قوانین اسلام متعهد نموده، از قانون شکنی مبرا باشد، یا به عبارت دیگر از تمام محرمات اجتناب کند و به تمام فرائض و واجبات عمل نماید.
پیامبر اسلام در این زمینه میفرماید:
«عابدترین مردم کسی است که به فرایض دینی عمل کند، و با تقواترین اشخاص کسی است که از تمام محرمات دوری گزیند». [1]
حضرت امام محمدباقر در زمرهی دوستان اهلبیت قرار گرفتن را، در اطاعت عملی از اوامر الهی و بندگی او معرفی نموده و میفرماید:
«سوگند به خدا! ما جز از طریق بندگی و اطاعت خدا تقرب پیدا نمیکنیم، بنابراین هر کس بندهی عملی خدا باشد او دوست ما است و هر کس نافرمان خدا گردد، وی دشمن ما میباشد». [2]
بنابراین، یکی از شیوههای رسیدن به تقوا، محترم شمردن قوانین اسلام است، تا در سایهی آن حقوق خدا و مردم را به رسمیت بشناسیم و از حدود مقرر تجاوز ننماییم.
یکی دیگر از شیوههای کسب تقوا توجه به حضور خدا در هستی است. هر انسان مسلمانی وظیفه دارد که خدا را همه جا حاضر و ناظر خود بداند. در این صورت است که از هرگونه خلاف و گناه مصون میماند.
جوانی خدمت امام حسین شرفیاب شد و عرض کرد:
«ای پسر پیامبر! من جوانی هستم که در هنگام معصیت نمیتوانم خود را نگهدارم، چاره چیست؟» حضرت فرمودند:
«برو پنج چیز را در نظر بگیر و هر گناهی را دلت خواست انجام ده!
1. از روزی مقدر الهی استفاده نکن و هر گناهی که خواستی بکن؛
2. از ولایت و عنایت الهی خارج شو و هر گناهی که خواستی بکن؛
3. گناه را در جایی انجام ده، که خدا تو را نبیند؛
4. در هنگام مرگ جواب ملکالموت را بده و بعد مرتکب گناه شو؛
5. در ورای این عالم داخل جهنم نشو و هر گناهی بکن».
جوان مقداری فکر کرد، و راه خود را بازیافت، و گناهان را پشت سرگذاشت. [3]
از سوی دیگر هر مؤمنی وظیفه دارد حسابگر اعمال خود باشد، و عمر خود را در بیخبری و غفلت سپری نکند، و انبوهی از گناهان را در نامهی اعمالش انباشته ننماید، و بداند که روزی، حسابرسی خواهد شد، و قبل از آن روز، خود را بازجویی کند. اگر چنین کند مسلماً کمتر گناه خواهد کرد.
پیامبر اسلام6 در بیان این راه (نیل به تقوا) میفرماید:
«ای اباذر! کسی میتواند اهل تقوا باشد که مانند شریک کار، به حساب خود برسد، و توجه نماید که خوراک و پوشاکش از کجا تهیه میگردد، از حرام یا حلال؟»[4]
از جمله مواردی که آن را در حسابرسی به اعمال خود باید مورد توجه قرار دهد، کنترل زبان و اصلاح آن است، تا بتواند به لباس تقوا آراسته شود و به اوصاف پسندیدهی انسانی دست یابد. امیر مؤمنان، علی در این باره میفرماید:
«سوگند به خدا! من گمان نمیکنم کسی به مرحله تقوا و پرهیزکاری برسد که به حال او فایده داشته باشد، مگر این که، زبانش را کنترل کند». [5]
براین اساس یکی از مهمترین شیوههای دستیابی به خصیصهی تقوا، کنترل زبان است؛ زیرا بسیاری از مفاسد اخلاقی و مشکلات اجتماعی یا خانوادگی ریشه در همین موضوع دارد.
البته راههای تحصیل تقوا بسیار زیاد است، و انسان میتواند در پرتو عرفان و معرفت کامل به خدا، ایجاد عشق و علاقه به خداوند در قلب خویش، توجه به آیندهی گناهکاران، حفظ شخصیت و ارزش قائل شدن به شخصیت واقعی خود، و یا پیروی از الگوهای مطلوب به تقوای مطلوب نایل شود.
[1] . وسائل الشیعه، ج 11، ص 195، ح .14.
[2] . اصول كافی، ج 2، ص .74.
[3] . بحارالانوار، ج 78، ص 126، ح.7.
[4] . كنزالعمال، ج 3، ص 698، ش 851.
[5] . نهج البلاغه، خ 175، ص 570