borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد پنجم»
آزادی اسلامی از نظر شهید مطهری

حضرت علی، هیچ‏گاه مخالفی را به صِرف اتهام مخالفت یا اعلام مخالفت، دستگیر یا زندانی نکرد. و تا زمانی که خوارج دست به شمشیر نبردند، با آنان وارد جنگ نشد.

سیره علی در مواجهه با مخالفان خود این بود که به صرف جدا شدن آنان از حضرت و اعلام مخالفت، اقدامی انجام نمی‏داد و تا زمانی که قصد براندازی حکومت و انجام اقدامات عملی در این زمینه از آنان بروز نمی‏داد با آنان مدارا می‌کرد .

در کتاب جاذبه و دافعه علی در بخش دموکراسی علی7، آمده است:

امیر المؤمنین با خوارج در منتها درجه آزادی و دموکراسی رفتار کرد. او خلیفه است و آنها رعیتش. هرگونه اِعمال سیاستی برایش مقدور بود، اما او زندانشان نکرد و شلاقشان نزد و حتی سهمیه آنان را از بیت المال قطع نکرد، به آنها نیز همچون سایر افراد می‌نگریست.

این مطلب در تاریخ زندگی علی عجیب نیست. اما چیزی است که در دنیا کمتر نمونه دارد. آنها در همه جا، در اظهار عقیده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عقیده آزاد، با آنان روبرو می‌شدند و صحبت می‌کردند، طرفین استدلال می‌کردند، استدلال یکدیگر را جواب می‌گفتند.

شاید این مقدار آزادی در دنیا بی‌سابقه باشد، که حکومتی با مخالفین خود تا این درجه با دموکراسی رفتار کرده باشد.

آنها می‌آمدند در مسجد، و در سخنرانی و خطابه علی پارازیت ایجاد می‌کردند. روزی امیر المؤمنین بر منبر بود. مردی آمد و سؤال کرد. علی بالبدیهه جواب گفت. یکی از خارجی‌ها از بین مردم فریاد زد: «قاتله الله ما افقهه؛خدا بکشد این را، چقدر دانشمند است!»

دیگران خواستند متعرضش شوند اما علی فرمود: رهایش کنید، او به من تنها فحش داد.

خوارج در نماز جماعت به علی اقتدا نمی‌کردند، زیرا او را کافر می‌پنداشتند. به مسجد می‌آمدند و با علی نماز نمی‌گذاردند، و احیانا او را می‌آزردند. علی7 روزی به نماز ایستاده و مردم نیز به او اقتدا کرده‌اند. یکی از خوارج، به نام ابن الکواء، فریادش بلند شد و آیه‌‌ای را به عنوان کنایه به علی، بلند خواند:

﴿وَ لَقَد اُوحِیَ اِلَیکَ وَ اِلَی الَّذِینَ مِن قَبلِکَ لَئِنْ اَشْرَکتَ لَیحبطنَّ عَمَلُک وَ لَتکوننّ منَ الخٰاسِرین﴾[1]

این آیه خطاب به پیغمبر است، که به تو و همچنین پیغمبران قبل از تو وحی شد، که اگر مشرک شوی اعمالت از بین می‌رود، و از زیانکاران خواهی بود.

ابن الکواء با خواندن این آیه، خواست به علی7 گوشه بزند که، سوابق تو را در اسلام می‌دانیم؛ اول مسلمان هستی، پیغمبر تو را به برادری انتخاب کرد، در لیلهٔ المبیت فداکاری درخشانی کردی، و در بستر پیغمبر خفتی، خودت را طعمه شمشیرها قراردادی، و بالاخره خدمات تو به اسلام قابل انکار نیست، اما خدا به پیغمبرش هم گفته؛ اگر مشرک بشوی اعمالت به هدر می‌رود، و چون تو اکنون کافر شدی، اعمال گذشته را به هدر دادی.

علی در مقابل چه کرد؟! تا صدای او به قرآن بلند شد، سکوت کرد تا آیه را به آخر رساند. همین که به آخر رساند، علی7 نماز را ادامه داد. باز ابن الکواء، آیه را تکرار کرد و بلافاصله علی7 سکوت نمود. علی7 سکوت می‌کرد چون دستور قرآن است که: ﴿اذا قرئ القرآن فاستمعوا له و انصتوا﴾؛[2] «هنگامی که قرآن خوانده می‌شود گوش فرا دهید و خاموش شوید» و به همین دلیل است که وقتی امام جماعت مشغول قرائت است مامومین باید ساکت باشند و گوش کنند.

بعد از چند مرتبه‌‌ای که آیه را تکرار کرد و می‌خواست وضع نماز را بهم زند، علی این آیه را خواند:

«فَاصْبِر انَّ وَعدَ اللهِ حَقُّ وَ لٰا یَستَخِفَّنَکَ الَّذِینَ لَا یُوقِنُون؛ صبر کن، وعده خدا حق است و فرا خواهد رسید. این مردم بی‌ایمان و یقین، تو را تکان ندهند و سبکسارت نکنند» دیگر اعتنا نکرد و به نماز خود ادامه داد. [3]

مـقوله آزادی و بحث از آن، از مسائل روز و مورد نیاز جامعه است. کندوکاو در زاویه‌های گوناگون آن، ما را از فرو افتادن در تحلیل و تـفـسیرهای نابجا باز می‌دارد و سدّ راه برداشت‌های نادرست، از این موضوع مهم و حیاتی می‌گردد.[4]

استاد شهید مطهری;، از اندک اندیشمندانی است که، پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به این مقوله مهم پرداخته و به نسل نوخاسته و جویای حقیقت تقدیم کرده است. [5]

سخن از آزادی، از آن جهت اهمیت دارد که گروهی بر این پندارند که دیـن، با آزادی سازگاری ندارد و از آن جا که آزادی، ارزش انسانی و فـرادیـنی دارد، نمی‌توان آن را به چهارچوب درآورد. و مرزهایی بـرای آزادی انـدیـشـه و عـقـیـده و بـیان ترسیم کرد، و خط قرمز قـرارداد.

اگر اندیشه‌‌ای بـا آزادی ناسازگار باشد، باید در درسـتـی آن انـدیـشـه شک کرد؛ زیرا آزادی مرزی را به رسمیت نمی‌شناسد، و حق فطری و حق طبیعی تمام افراد جامعه است.[6]

در برابر، گروهی بر این نظرند که آزادی مطلق، ادعایی بیش نیست و همواره آزادی در چـهـارچـوب ویژه‌‌ای پذیرفتنی است و بدون ترسیم مرزها، هـرج و مرج، فساد و بی بندباری بر اجتماع حاکم می‌گردد و نباید از این حق طبیعی، استفاده نادرست کرد. [7]

اسـلام، جـانبدار آزادی است، ولی آن آزادی را می‌پذیرد که، برابر تـرازهـای اسـلامی باشد. بسیاری از آزادی‌های پذیرفته شده در غرب، بـا اسلام همسوئی ندارد و با شرافت انسانی و فطرت بشری ناسازگار اسـت.

نظر استاد شهید، ما را در رد یا پذیرش هر یک از این دو دیـدگاه، مدد می‌رساند و روشن می‌کند که آیا آزادی مرزپذیر است و اگـر مـرز دارد آن مـرز چـیـست؟ و چگونه از آزادی می‌توان به شیوه درست بهره برد. [8]

اسـتاد مطهری; در مباحث خود، اقسام آزادی را به بوته بررسی و نقد سپرده و یا از آنها به اجمال سخن گفته است. مانند: آزادی فردی، آزادی اجتماعی، آزادی معنوی، آزادی اخلاقی، آزادی جنسی، آزادی مـطلق، آزادی تفکر و اندیشه، آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی و دموکراسی، آزادی و ایمان و... [9]

بنابراین از دیدگاه شهید مطهری; بحث در باره آزادی به طور خلاصه عبارت است از:

1 . آزادی از نظر استاد مطهری، از بزرگ‌ترین و عالی‌ترین ارزش‌های انسانی است، و اسلام هیچ گونه ناسازگاری با این آزادی ندارد. [10]

2 . در غرب مسیحی، دین و کلیسا در برابر آزادی قرار گرفتند، اما در اسلام مفاهیم دینی همیشه مساوی با آزادی است. و اعتقاد به خدا، به منزله اختناق و نفی حاکمیت ملی نیست، اعتقاد به خدا، حاکم را در برابر مردم مسؤول می‌کند.[11]

3 . پدید آوردن ناسازگاری بین مذهب و نیازهای طبیعی، از جمله آزادی، سبب واپس افتادن مذهب از گردونه زندگی و کم رنگ شدن نقش آن در اجتماع انسانی است. [12]

افزون بر این، سبب گرایش به مادیگری می‌شود که در غرب، به خاطر برخورد کلیسا، با آزادی، این فاجعه رخ داد. [13]

4 . طرح آزادی در جامعه، از سوی امام خمینی; به عنوان مرجع تقلید و رهبر مذهبی، این پندار را که آزادی، تنها یک شعار سیاسی است، دگرگون کرده و به همگان فهماند؛ که موضوع، اسلامی است، و در اسلام جایگاه ویژه‌‌ای دارد.

هدف از بعثت انبیا، رهایی انسان از بندگی‌ها و بردگی‌ها و ستم‌های خانمان‌سوز و برپایی عدل و داد است.

پاسخ‌گویی به شبهه‌‌ها و بایستگی استدلالی بودن باورها و عقیده‌ها، نشانه روشنی از آزادی اندیشه در اسلام است. [14]

5 . از نظر اسلام، دین اجبار بردار نیست و هرکس باید در محیط مناسبی که پدید می‌آید دین خود را برگزیند. در فتح‌ها و سرزمین گستری‌های مسلمانان، جنگاوران، هیچ کس را وادار به پذیرش اسلام نمی‌کردند. تعیین خراج و جزیه برای مردم منطقه فتح شده، دلیل روشنی بر این سخن است. [15]

6 . از نظر استاد، فرق است بین آزادی فکر و آزادی عقیده، فکر و اندیشه در بسیاری از جاها، همراه با منطق است؛ اما عقیده همیشه برخاسته از مبنای فکری نیست، بلکه تقلیدی نیز هست. آزادی اندیشه و بیان آن در اسلام پذیرفته شده است.[16]

7 . از نظر استاد، اعلامیه جهانی حقوق بشر این کاستی را دارد که، هر عقیده‌‌ای را با عنوان احترام به اراده انسان آزاد دانسته و به رسمیت شناخته است، در حالی که پاره‌‌ای از عقیده‌‌ها و باورها، برخاسته از تعصبات و براساس تقلید بی دلیل از پیشینیان است و هیچ‌گونه ارزش منطقی ندارد.[17]

8 . حکومت علی از آزادترین و مردمی‌ترین حکومت‌ها بوده است. امیرالمومنین بهترین رفتار را با مخالفان خود داشته و حتی آنان را از دریافت بیت المال محروم نکرده است. [18]

9 . آزادی از بعد ارزشی و از جهت بیان و ابراز، به گونه‌‌ای حد و مرز دارد و تنها ارزش نیست که همه چیز باید با آن سنجیده شود، بلکه آزادی یکی از بزرگ‌ترین ارزش‌هاست و در کنار آن ارزش‌های دیگری، مانند: توحید و مساوات قرار دارد که از حقوق انسانی و قابل دفاع است. [19]

10 . آن نوع از آزادی معتبر است که در مسیر تکامل و تعالی انسان باشد و سبب شکوفایی استعدادهای انسان بگردد. اما آزادی جنسی و دیگر آزادی‌ها که انسان را به فنا و نابودی می‌کشاند، مورد احترام نیست. [20]

11 . آزادی انسان، در سه جهت مطرح است: آزادی از طبیعت، آزادی از حکومتِ خود بر خود، یا چیرگی هوای نفس بر انسان، که آزادی معنوی نامیده می‌شود، و آزادی از محکومیت دیگران. در هر صورت، آزادی مطلق برای انسان محال است. [21]

12 . آزادی اجتماعی و آزادی بیان، آن گاه پذیرفته است که بیان کننده آن به دور از دروغ و فریب و دغل، عقیده خود را ارائه دهد و از فریب و به کژراهه کشاندن مردمان به دور باشد و در صدد گسترش عقاید خرافی و سخیف نباشد. بنابراین، آزادی محدودیت‌هایی نیز دارد که نباید از آن چشم فرو بست. [22]

 


[1] . سوره زمر، آیه 65.

[2] . سوره اعراف، آیه 204.

[3] . سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمومنین7)، 422/2.

[4] . هـمـان مدرک، ج؛400/1 (الامم و الملوک)، محمد بن جریر طبری، ج64/4، موسسه اعلمی، بیروت.

[5] . بـحارالانوار، علامه مجلسی، ج364/74، موسسه الوفإ، بیروت.

[6] . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج328/20، شماره 765، دار احیإ التراث العربی.

[7] . صحیفه نور، ج91/7.

[8] . جهاد42/.

[9] . همان مدرک46/.

[10] . همان مدرک54/.

[11] . همان مدرک44/.

[12] . فلسفه اخلاق، شهید مطهری267/ ـ 268.

[13] . اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب)/ 39، صدرا.

[14] . روح القوانین، منتسکیو، ترجمه علی اکبر مهتدی294/، امیرکبیر.

[15] . مجله (قبسات)، شماره 5 ـ 73/6. 57. (انسان کامل)349/.

[16] . گفتارهای معنوی10/، 26.

[17] . نقدی بر مارکسیسم، چاپ شده در (مجموعه آثار)، ج781/13.

[18] . پیرامون انقلاب اسلامی104/.

[19] . فلسفه تاریخ)، شهید مطهری، ج286/1، صدرا.

[20] . پیرامون انقلاب اسلامی)77.

[21] . نظری به نظام اقتصادی اسلام)، استاد مطهری210/، صدرا.

[22] . همان مدرک211/.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: