borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
۱۵ ـ پاسخ مبسوط امام جواد به یک سؤال فقهی حجّ

«قالَ الْمأْمُونُ: یا یحْیی سَلْ أَبا جَعْفَر عَنْ مَسْأَلَة فِی الْفِقْهِ لِتَنْظُرَ کَیفَ فِقْهُهُ؟ فَقالَ یحْیی: يَا أَبَا جَعْفَرٍ أَصْلَحَكَ اللَّـهُ مَا تَقُولُ فِي مُحْرِمٍ قَتَلَ صَيْداً؟ فَقالَ أَبُو جَعْفَر7: قَتَلَهُ فی حِلٍّ أَوْ حَرَم، عالِمًا أَوْ جاهِلاً، عَمْدًا أَوْ خَطَأً، عَبْدًا أَوْ حُرًّا صَغیرًا أَوْ کَبیرًا، مُبْدِئًا أَوْ مُعیدًا، مِنْ ذَواتِ الطَّیرِ أَوْ غَیرِهِ؟ مِنْ صِغارِ الطَّیرِ أَوْ کِبارِهِ. مُصِرًّا أَوْ نادِمًا بِاللَّیلِ أَوْ فی أَوْکارِها أَوْ بِالنَّهارِ وَ عَیانًا، مُحْرِمًا لِلْحَجِّ أَوْ لِلْعُمْرَةِ؟ قالَ: فَانْقَطَعَ یحْیی إِنْقِطاعًا لَمْ یخْفَ عَلی أَحَد مِنْ أَهْلِ الْمَجْلِسِ إِنْقِطاعُهُ وَ تَحَیرَ النّاسُ عَجَبًا مِنْ جَوابِ أَبِی جَعْفَر7.

فَقالَ الْمأْمُونُ: یا أَبا جَعْفَر إِنْ رَأَیتَ أَنْ تُعَرِّفَنا ما یجِبُ عَلی کُلِّ صِنْف مِنْ هذِهِ الْاَصْنافِ فی قَتْلِ الصَّیدِ؟ فَقالَ7: إِنَّ الُمحْرِمَ إِذا قَتَلَ صَیدًا فِی الْحِلِّ وَ کانَ الصَّیدُ مِنْ ذَواتِ الطَّیرِ مِنْ کِبارِها فَعَلَیهِ الْجَزاءُ مُضاعَفًا. وَ إِنْ قَتَلَ فَرْخًا فِی الْحِلِّ فَعَلَیهِ حَمَلٌ قَدْ فُطِمَ فَلَیسَتْ عَلَیهِ الْقیمَةُ لِاَنـَّهُ لَیسَ فِی الْحَرَمِ. وَ إِذا قَتَلَهُ فِی الْحَرَمِ فَعَلَیهِ الْحَمَلُ وَ قیمَةُ الْفَرْخِ. وَ إِنْ کانَ مِنَ الْوَحْش فَعَلَیهِ فی حِمارِ الْوَحْش بَقَرَةٌ وَ إِنْ کانَ نَعامَةً فَعَلَیهِ بَدَنَةٌ. فَإِنْ لَمْ یقْدِرْ فَإِطْعامُ سِتّینَ مِسْکینًا. فَإِنْ لَمْ یقْدِرْ فَلْیصُمْ ثَمانِیةَ عَشرَ یوْمًا. وَ إِنْ کانَ بَقَرَةً فَعَلَیهِ بَقَرَةٌ، فَإِنْ لَمْ یقْدِرْ فَلْیطْعِمْ ثَلاثینَ مِسْکینًا، فَإِنْ لَمْ یقْدِرْ فَلْیصُمْ تِسْعَةَ أَیام. وَ إِنْ کانَ ضَبْیا فَعَلَیهِ شاةٌ، فَإِنْ لَمْ یقْدِرْ فَلْیطْعِمْ عَشرَةَ مَساکینَ، فَإِنْ لَمْ یجِدْ فَلْیصُمْ ثَلاثَةَ أَیام.

وَ إِنْ أَصابَهُ فی الْحَرَمِ فَعَلَیهِ اْلْجَزاءُ مُضاعَفًا «هَدْیا بالِغَ الْکَعْبَةِ» حَقًّا واجِبًا أَنْ ینْحَرَهُ إِنْ کانَ فی حَجٍّ بِمِنًی حَیثُ ینْحَرُ النّاسُ. وَ إِنْ کانَ فی عُمْرَة ینْحَرُهُ بِمَکَّةَ فی فِناءِ الْکَعْبَةِ وَ یتَصَدَّقُ بِمِثْلِ ثَمَنِهِ حَتّی یکُونَ مُضاعَفًا، وَ کَذلِکَ إِذا أَصابَ أَرْنَبًا أَوْ ثعْلَبًا فَعَلَیهِ شاةٌ وَ یتَصَدَّقُ بِمِثْلِ ثَمَنِ شاة. وَ إِنْ قَتَلَ حَمامًا مِنْ حَمامِ الْحَرَمِ فَعَلَیهِ دِرْهَمٌ یتَصَدَّقُ بِهِ. وَ دِرْهَمٌ یشتَری بِهِ عَلَفًا لِحَمامِ الْحَرَمِ. وَ فِی الْفَرْخِ نِصْفُ دِرْهَم. وَ فِی الْبَیضَةِ رُبْعُ دِرْهَم وَ کُلُّ ما أَتی بِهِ الُمحْرِمُ بِجَهالَة أَوْ خَطَإ فَلا شیءَ عَلَیهِ إِلاَّ الصَّیدَ. فَإِنَّ عَلَیهِ فیهِ الْفِداءَ بِجَهالَة کانَ أَمْ بِعِلْم، بِخَطَإ کانَ أَمْ بِعَمْد. وَ کُلُّ ما أَتی بِهِ الْعَبْدُ فَکَفّارَتُهُ عَلی صاحِبِهِ مِثْلُ ما یلْزَمُ صاحِبَهُ. وَ کُلُّ ما أَتی بِهِ الصَّغیرُ الَّذی لَیسَ بِبالِـغ فَلا شیءَ عَلَیهِ. فَإِنْ عادَ فَهُوَ مِمَّنْ ینْتَقِمُ اللّـهُ مِنْهُ. وَ إِنْ دَلَّ عَلَی الصَّیدِ وَ هُوَ مُحْرِمٌ وَ قُتِلَ الصَّیدُ فَعَلَیهِ فیهِ الْفِداءُ. وَ المُصِّرُّ عَلَیهِ یلْزَمُهُ بَعْدَ الْفِداءِ الْعُقُوبَةُ فِی الاْخِرَةِ. وَ النّادِمُ لا شیءَ عَلَیهِ بَعْدَ الْفِداءِ فِی الاْخِرَةِ. وَ إِنْ أَصابَهُ لَیلاً أَوْکارَها خَطَأً فَلا شیءَ عَلَیهِ إِلاّ أَنْ یتَصَیدَ بِلَیل أَوْ نَهار فَعَلَیهِ فیهِ الْفِداءُ، وَ الُْمحْرِمُ لِلْحَجِّ ینْحَرُ الْفِداءَ بِمَکَّةَ.

مأمون به یحیی بن اکثم گفت: از ابوجعفر (امام محمد تقی) مسأله‌ای فقهی بپرس تا بنگری در فقه چگونه است.

یحیی گفت: ای ابا جعفر! خدا کارت را رو به راه کند، چه می‌گویی درباره مُحرمی که شکاری را کشته است؟ امام جواد7 گفت: آن صید را در حِلّ کشته یا در حَرَم؟ عالم بوده یا جاهل؟ به عمد بوده یا به خطا؟ آن مُحْرم بنده بوده یا آزاد؟ صغیر بوده یا کبیر؟ نخستین صید او بوده یا صید دوباره او؟ آن صید پرنده بوده یا غیر آن؟ پرنده کوچک بوده یا بزرگ؟ مُحرم باز قصدِ صیدِ پرنده دارد و مُصِّر است یا تائب؟ این صید در شب بوده و از آشیانه بوده یا در روز و آشکارا؟ مُحرم برای حجّ بوده یا عُمره؟ راوی گوید: یحیی بن اکثم طوری واماند که واماندگی‌اش بر احدی از اهل مجلس پوشیده نماند و همه مردم از جواب امام جواد7 در شگفت ماندند.

بعد از آن که مردم پراکنده شدند، مأمون گفت: ای اباجعفر! اگر صلاح بدانی، آنچه را که بر هر صنف از این اصناف در قتل صید، واجب است به ما بشناسان! امام جواد7 در پاسخ فرمود: چون مُحرم، صیدی از پرنده‌های بزرگ را در حِلّ بکشد، یک گوسفند کفّاره بر او باشد. و اگر در حرم باشد کفّاره دو چندان است. و اگر جوجه‌ای را در حلّ بکشد برّه از شیر گرفته‌ای بر اوست و بها بر او نیست چون در حرم نبوده است. و اگر در حرم باشد برّه و بهای جوجه هر دو به عهده اوست. و اگر آن صید حیوان وحشی باشد، در گورخر وحشی گاوی باید. و اگر شتر مرغ است یک شتر باید. و اگر نتواند شصت مسکین را اطعام کند. و اگر آن را هم نتواند هجده روز روزه بدارد. و اگر شکار، گاو باشد بر او گاوی است. و اگر نتواند سی مسکین را طعام بدهد. و اگر آن را هم نتواند نُه روز روزه بگیرد. و اگر آهو باشد یک گوسفند بر اوست، و اگر نتواند ده مسکین را طعام دهد. و اگر نتواند سه روز را روزه بدارد. و اگر در حرم شکارش کرده کفّاره دوچندان است و باید آن را به کعبه رساند و قربانی کند و حقِّ واجب است که اگر در احرام حجّ باشد، کفّاره را در منی بکشد آنجا که قربانگاه مردم است. و اگر در عمره باشد در مکّه و در پناه کعبه بکشد. و به اندازه بهایش هم صدقه بدهد تا دو چندان باشد. و همچنین اگر خرگوشی یا روباهی صید کند یک گوسفند بر اوست و به اندازه بهایش هم باید صدقه بدهد. و اگر یکی از کبوتران حرم را بکشد یک درهم صدقه دهد و درهم دیگری هم دانه بخرد برای کبوتران حرم. و اگر جوجه باشد نیم درهم. و اگر تخم باشد یک چهارم درهم. و هر خلافی که مُحرم از راه نادانی و یا خطا مرتکب شود کفّاره ندارد، جز همان صید که کفّاره دارد، جاهل باشد یا عالم، خطا باشد یا عمد. و هر خلافی بنده کند تمام کفّاره‌اش بر مولای اوست. و هر خلافی کودک نابالغ کند چیزی بر او نیست. و اگر بار دوّمِ صید او باشد خدا از او انتقام کشد [و کفّاره ندارد]. اگر مُحرم شکار را به دیگری نشان بدهد و او آن را بکشد کفّاره بر اوست. و آن که اصرار دارد و توبه نکرده پس از کفّاره، عذاب آخرت هم دارد. و اگر پشیمان است پس از کفّاره، عذاب آخرت ندارد. اگر شبانه از آشیانه به خطا شکار کرده چیزی بر او نیست، مگر قصد شکار داشته باشد. و اگر عمداً شکار کند، در شب باشد یا روز، کفّاره بر اوست. و آن که مُحرم به حجّ است باید کفّاره را در مکّه
قربانی کند.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: